حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در مراسم بزرگداشت سالروز تصویب قانون کار مطرح کرد:

قانون کار، قانون کارگران است نه قانون تجارت!

مراسم بزرگداشت سالروز تصویب قانون کار به همت خانه کارگر جمهوری اسلامی ایران امروز در محل دانشگاه علمی و کاربردی خانه کارگر برگزار شد.

قانون کار، قانون کارگران است نه قانون تجارت!

به گزارش خبرنگار ایلنا، در مراسم بزرگداشت سالروز تصویب قانون کار، به‌مناسبت گرامیداشت ۲۹ آبان ماه سالروز تصویب قانون کار ایران -که در سال ۱۳۶۹ تصویب و برای اجرا ابلاغ گشت- برگزار شد، جمعی از اعضای خانه کارگر شامل بازنشستگان، کارگران و فعالان این تشکل حضور یافتند.

در این اجتماع کارگران و بازنشستگان با سر دادن شعارهایی همچون «قانون کار ایران، خون‌بهای شهیدان» و «قرارداد موقت ملغی باید گردد» بر اجرای بی‌تنازل قانون کار ایران تاکید کردند.

در ابتدای این مراسم حسن صادقی (رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری و معاون دبیرکل خانه کارگر) گفت: قبل از انقلاب نیز ما قانون کار داشتیم اما نواقص آن روشن و زیاد بود و ناچار باید یک قانون کار جدید مصوب می‌شد.

وی افزود: پیش‌نویس قانون کار جدید توسط بزرگانی در کمیسیون کار مجلس با حضور افرادی مثل آقای حسین کمالی و دیگر کارشناسان دیگر تدوین شد و مرحوم سرحدی زاده وزیر کار وقت نیز تلاش زیادی برای تصویب این قانون کردند. رئیس مجلس وقت یعنی آقای هاشمی رفسنجانی نیز برای تصویب این قانون تلاش و حمایت‌های قابل توجهی کرد.

صادقی با اشاره به مقاومت‌ها در برابر تصویب قانون کار از سوی برخی سرمایه‌داران و کارفرمایان و همچنین شورای نگهبان وقت، اظهار کرد: همزمان به دلیل طول کشیدن تصویب قانون کار، بخشی از کارگران معترض شدند و مرحوم سرحدی زاده در نامه‌ای به امام خمینی درخواست رسیدگی به این مشکل را داد که امام نیز برای خروج از بن‌بست دستور تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام داد و آن مجمع با جرح و تعدیل‌هایی ۲۰۳ ماده قانون کار را تصویب کرد.

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با اشاره به اینکه قانون کار نواقصی در احقاق حقوق کارگران دارد و جای اصلاح دارد، گفت: اما ما معتقدیم این قانون از صفر تا صد باید اجرا شود، اما هم دولت‌های اصلاح‌طلب و هم دولت‌های اصولگرا به دلیل تعلق خاطر به لیبرالیسم اقتصادی، قانون کار را اجرا نمی‌کنند.

وی با اشاره به اینکه قطعا قانون کار ایران نیز نقصان‌هایی دارد که باعث صدور دستورالعمل‌ها و بخشنامه‌ها شده است، اضافه کرد: اصلاح از نظر ما یعنی زیباتر شدن و بهتر شدن به نفع کارگر و تضمین امنیت شغلی در قانون کار و اصلاحی که مدعی تغییر به نفع سرمایه داران غیرمولد و باز شدن دست کارفرما برای اخراج بیشتر است، از نظر ما قابل قبول نیست.

معاون دبیرکل خانه کارگر با بیان اینکه در همه کشورها برای اخراج کارگر هزینه برای کارفرما با بیمه بیکاری ایجاد می‌شود تا نتوان امنیت شغلی را به راحتی به خطر انداخت، گفت: سرمایه‌داری لجام گسیخته اما امروزه اخراج کارگر را به امری بسیار سهل تبدیل کرده است.

وی با اشاره اینکه بسیاری از مواد قانون کار متوقف الاجراست، تصریح کرد: در حوزه آزادی عمل تشکل‌های کارگری، ملزومات حداقلی رفاهی و تعاونی و بسیاری حوزه‌های دیگر مثل فصل هفتم قانون کار، ما قانون کار را اجرا نکردیم و امیدواریم که فضای کار در ایران امنیت کار و سرمایه‌گذاری را بالاخره احساس کند. اگر اشتغال مولد و اقتصاد مولد داشته باشیم، هم می‌توانیم پاسخ بازنشستگان را بدهیم و هم آتیه مردم را تامین کنیم.

صادقی با اشاره به سخنان وزیر صمت که گفته است ۴۰ درصد مشکلات تولید به خاطر سازمان تامین اجتماعی است، پاسخ داد: ما در همان زمان گفتیم که اتفاقا تامین اجتماعی در ایران عامل توسعه است و یک نظام تامین اجتماعی قوی در هر کشوری نماد پیشرفت یک کشور و کمک به امنیت تولید بخاطر حمایت از کارگران و نیروی مولد جامعه است.

معاون دبیرکل خانه کارگر در پایان تصریح کرد: مسئولان باید بدانند قانون کار، قانون کارگران است و نه قانون تجارت!

حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری:

قانون کار بیش از آن که به نفع کارگران اجرا شود، به نفع کارفرمایان اجرا می‌شود/ فقط ۳۰ درصد قانون کار در کشور اجرا می‌شود

حسن صادقی اظهار کرد: دستگاه قانونگذار و وزارت کار اولین نهادهایی هستند که باید بر حسن اجرای قانون کار نظارت کنند.

قانون کار بیش از آن که به نفع کارگران اجرا شود، به نفع کارفرمایان اجرا می‌شود/ فقط ۳۰ درصد قانون کار در کشو اجرا می‌شود

به گزارش خبرنگار ایلنا، قانون کار ایران در ۲۹ آبان ماه سال ۱۳۶۹ با حرف و حدیث‌های فراوانی تصویب شد و به سندی برای دفاع از حقوق کارگران تبدیل شد. در ایران البته درباره اصلاح و تغییر این قانون همواره بحث‌های زیادی صورت گرفته است، اما یکی از مواردی که بیش از تغییر این قانون مورد بحث بوده، مسئله «ضمانت اجرایی» و عمل به این قانون به‌عنوان اصلی‌ترین میثاق‌نامه روابط کار در کشور است. در این رابطه حسن صادقی (رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری و معاون دبیرکل خانه کارگر) توضیحات و جزئیاتی مطرح می‌کند که در ادامه می‌خوانید:

قانون کار ایران همواره محل بحث و جدل میان گروه‌های کارگری و کارفرمایی و دولت بوده است. چه ویژگی و مسئله‌ای باعث شده تا این میزان مناقشه بر سر این قانون صورت بگیرد؟

من اعتقاد دارم قانون کار را قبل از آنکه اجرا شود، به شهادت رساندند، به این معنی که در زمانی که به اسم تغییر لازم برای تصویب قانون کار، تغییراتی در این قانون رخ داد که وجوه اساسی و تعیین کننده آن در زمینه تضمین اجرایی و تضمین حقوق قطعی کارگران به نوعی عقیم ماند و پس از آن تصویب شد. حاصل این تغییرات این شد که آن پیش‌نویس اولیه قانون کار و روح حاکم بر آن، -که حاصل تفکر جمعی کارشناس خبره بود که امروز برخی از آن‌ها در قید حیات نیستند- دیگر مانند قبل قابل رویت نبود.

متن اولیه قانون کار یک منظومه اساسی و علمی برای حل منازعات کارگری و کارفرمایی بوده که بیش از سه دهه پیش به خوبی تنظیم شده بود. اما شورای نگهبان آن زمان و مجلس وقت با نگاه‌هایی تنگ‌نظرانه که هم‌اکنون نیز وجود دارد و هنوز هم موجب نارضایتی جامعه کارگری و بازنشستگی است، چنان تغییراتی در قانون ایجاد کردند که دیگر این قانون نتواند رضایت جامعه را برای سال‌ها و دهه‌های بعدی تامین کند.

اگر همان پیش‌نویس و ایده نویسندگان اولیه قانون کار مورد توجه قرار می‌گرفت، امروز شاهد آن نبودیم که حوزه روابط کار ما مدام نیازمند صدور انواع و اقسام بخش‌نامه و دستورالعمل بوده و دچار درهم‌ریختگی باشد. پیش‌نویسی قوی توسط چهره‌های بزرگی مثل ابوالقاسم سرحدی زاده و حسین کمالی و دیگران در فضای کارگری ایران تنظیم شد و در آخر نیز با توصیه و نظر امام خمینی و رایزنی مرحوم هاشمی رفسنحانی توانستیم متن نهایی قانون کار را به تصویب برسانیم.

اما اگر ریشه برخی مناقشات بر سر قانون کار فعلی را بررسی کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید بسیاری از آن‌‎ها به دلیل اجرا شدن یا اجرا نشدن قانون کار است. اگر از من بپرسند چه آیا این قانون اجرا می‌شود، قطعا به شما خواهم گفت بخش زیادی از آن اجرا نمی‌شود.

آن قانون کاری که کارفرمای متخلف را به اجرت المثل، جریمه بین ۵۰ تا ۲۰۰ برابر حقوق روزانه و… محکوم می‌کرد، اکنون اجرا نمی‌شود و اگر اجرا می‌شد، وضعیت بازار کار ایران بسیار متفاوت از اکنون بود.

کدام بخش‌های قانون کار بیش از دیگر قوانین اجرا نمی‌شود و بیشتر مغفول مانده است؟

برای مثال در فصول مربوط به تعاونی‌ها که شامل تعاونی‌های مصرف و مسکن است، شما شاهدعدم اهتمام کامل در اجرای این بخش هستید. اگر بحث تعاونی‌های مصرفی و مسکنی کارگری اجرا می‌شد، امروز شاهد آن نبودیم که سهم بخش تعاون و بخش مشارکتی که رهبر انقلاب بارها برآن تاکید کردند، آنگاه سهم بخش تعاون یک دهم میزان معین شده در هدف‌گذاری‌های اسناد بالادستی کشور در این رابطه نبود.

تعاون، به معنای اقتصاد توده محور و اقتصاد مشارکتی است که به طور کلی به آن برحسب قانون کار عمل نشد. در رابطه با فصل ششم قانون کار که شامل فصل تشکل‌های کارگری است، این فصل که یکی از فصول مهم محسوب می‌شود، تقریبا مغفول مانده و آزادی‌های تشکل‌های کارگری برای فعالیت هنوز محدود است. فصل پنجم در رابطه با آموزش و اشتغال نیز بسیار محدود و شعاری اجرا شده است. در بحث تشکل‌های کارگری، رفتاری که با تشکل‌های قانونی و رسمی می‌شود، موجب بی‌اعتباری و بی‌کارکردی این نهادها شده است.

در فصل نهم قانون کار که به حضور نمایندگان کارگری در شوراهای حل اختلاف ادارات کار اشاره شده است اما باوجود اینکه قانون اشاره کرده که کارگران می‌توانند نمایندگانی را انتخاب کنند، اما در تفسیر دولت عملا تنها به افراد شاغل کارگری اجازه شرکت در شوراهای حل اختلاف را داده است؛ این درحالی است که ممکن است کارگران در کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار بخواهند یک حقوق‌دان یا یک بازنشسته متخصص در امر یا یک کارشناس روابط کار که کارگری هم نکرده است را انتخاب کنند. این درحالی است که همین تفسیر درمورد نمایندگان طرف کارفرمایی در قانون و تفسیر دولت هرگز صورت نگرفته و گفته نشده است که حتما کارفرمای شاغل و دارای کارگاه انتخاب شود! گاهی دیده شده است که برخی نمایندگان کارفرمایی در شوراهای حل اختلاف و هیات‌های تشخیص نزدیک به ۹۰ سال سن دارند!

این مسئله در مورد فصل هشتم که درباره خدمات رفاهی به کارگران است، بسیار پیچیده‌تر است و موجب آن شده که برخی خدمات در نظر گرفته شده رفاهی به کارگران در قانون کار عملا به دست فراموشی سپرده شود.

به نظر شما علت‌ عدم وجود تضمین اجرایی صحیح برای دولت در اجرای قانون کار چیست؟

هر قانونی بخش مجازات و بخش تنبیهاتی درون خود دارد تا ضمانت اجرایی خویش در برابر متخلفان از قانون باشد. در بسیاری از بخش‌های قانون کار از جمله فصل یازدهم، به بحث متخلفین و مجازات‌های آن‌ها پرداخته شده است. اصلی‌ترین دلیل اجرا نشدن همه ۱۰ فصل نخست قانون کار، همین‌عدم توجه دستگاه قضایی و اجرایی کشور به اجرای فصل یازدهم قانون کار است که در واقع ضمانت اجرای آن محسوب می‌شود. در این فضا بسیاری از موارد وجود دارد که در واقع موجب شده تا بسیاری از بندهای اساسی قانون کار مغفول مانده و اجرا نشود. وقتی دستگاه قضایی و دیوان عدالت اداری بیشتر بر روی اجرا نشدن آن بخش‌هایی از قانون کار تاکید می‌کند که نفع گروه‌هایی غیر از کارگران نهفته است، یا دولت تنها بخش مجازات تخلفات کارگران را به خوبی اجرا می‌کند، به وضوح می‌توانیم بفهمیم که نوعی برخورد طبقاتی و تبعیض‌آمیز موجب شده تا این قانون به درستی به نفع کسانی که برایش نوشته شده (یعنی کارگران) اجرا نشود. اخراج، زندان و جریمه کارگر متخلف به خوبی اجرا می‌شود اما در مقابل برای کارفرمایان چون بحث حمایت از تولید به میان می‌آید، بسیاری از بخشش‌ها و تسهیلات فراهم می‌آید تا یک وقت برخورد با کارفرمای متخلف موجب توقف تولید نشود!

در شرایطی که یک کارفرمای متخلف با انجام سه تخلف بزرگ همزمان در شهرستانی بنابر گزارشات واصله، به کارگرِ کودکِ خود -که حقوق آن را هم نمی‌داد- تجاوز کرده و دستگاه‌های ذی‌ربط نتوانستند به آن پرونده رسیدگی کنند، اگر این اقدام به صورت معکوس از سوی یک کارگر رخ می‌داد، چه مجازاتی با چه سرعت و دقتی برای وی اعمال می‌شد؟ این درحالی است که آن کودک کار دست به خودکشی نیز زد و پرونده عملا مختومه شد!

ریشه فقدان تضمین اجرایی و قدرت قانون در سوگیری دستگاه‌های مجری قانون نیز هست و چیزی که باید تغییر کند در همین جهت‌ها و سوگیری‌های مشخص است. قانونی که اجرا نشود، تنها بیرقی در دست مخالفان قانون کار در طرف کارفرمایی شده که مدام آن را بر سر طرف کارگری بکوبند و بگویند که قدرت جامعه کارگری بسیار بالاست، درصورتی که این قانون که از نظر آن‌ها بسیار قدرتمند است، اصلا آن‌طور که باید اجرا نمی‌شود. قانون فقط آنجا که به اخراج کارگر یا موقتی کردن قرارداد رخصت داده است، بسیار دقیق اجرا می‌شود.

آن قانون کاری که کارفرمای متخلف را به اجرت المثل، جریمه بین ۵۰ تا ۲۰۰ برابر حقوق روزانه و… محکوم می‌کرد، اکنون اجرا نمی‌شود و اگر اجرا می‌شد، وضعیت بازار کار ایران بسیار متفاوت از اکنون بود. طرف کارفرمایی به خوبی می‌داند که وقتی کارگرانی در معدن طلا محبوس شده و فوت می‌کنند، مشکل از طرف کارگری نیست بلکه مشکل ازعدم اجرای فصل چهار قانون کار (فصل حفاظت فنی و بهداشت کار) از سوی کارفرماست؛ زیرا هیچ کارگری علاقه‌مند نیست که جان خود را از دست بدهد.

آیا برای اجراپذیر شدن و بالابردن ضمانت اجرایی و دقیق شدن و تصریح در مواد قانونی، آیا لازم نیست که نوعی اصلاح و بازنگری در قانون کار صورت بگیرد؟

قوانین عرفی نوشته شده دست بشر هستند و هیچ بشر عادی از خطا مصون نیست، لذا همه قوانین این امکان را دارند که در طول زمان و بر حسب شرایط تغییر یافته و اصلاح شوند، اما زمانی که شما با قانونی مواجه هستید که مواد آن هرچه هم دقیق و مترقی باشد، باز هم در مرحله اجرا به دیوارهای متعدد می‌خورد، آنگاه باید بفهمید مشکل شما از قانون نیست.

بنده خود از کسانی هستم که معتقدند قانون کار مانند سایر قوانین بشری نیازمند اصلاح است؛ اما قانونی که اجرا نشده کجا نیاز به اصلاح دارد؟ اگر اصلاحی باعث اجرا شدن قانون کار با تمام ۲۰۳ ماده آن می‌شود، بهتر است انجام شود. می‌توان یک کارگروه کارگری متخصص ایجاد کرد و جلسه‌ای ترتیب داد و با مستندات نشان داد که بسیاری از این مواد و تبصره‌های متعدد قانون کار از ابتدای زمان تصویب خود در سال ۱۳۶۹ تا به امروز بلا اجرا مانده و از اول اجرا نشده است. در ابتدا بسیاری از کارفرمایان ما مخالف قانون کار بوده و از اصلاح فوری آن صحبت می‌کردند اما به مرور از تعداد آن‌ها و شدت سخنان این چنین از سوی نمایندگان کارفرمایی و اقتصاددانان لیبرال کاسته شد. فکر می‌کنید علت این تغییر چه بود؟ برای ما امروز روشن است که به دلیل روند کاهش عمل به قانون کار چنین اتفاقی رخ داده است.

بخشی که مربوط به تعهدات کارفرمایی درمورد رفاه و تعاون و بسیاری مسائل دیگر برای کارگران است، به دلیل نبود ضمانت اجرایی در عمل اجرا نمی‌‎شود و در همین شرایط است که خیال کارفرمایان امروزه از قانون کار راحت است. تنها بخش اندک و تندی از آن‌ها هنوز وجود دارند که بر همین چند برگه نمادین قانون کار هم دوست دارند لگد بزنند تا وجدان‌شان در رنج از عدم اجرای یک قانون کم قدرت نباشد!

ما معتقدیم قانونگذار و وزارت کار اولین نهادهایی هستند که باید بر حسن اجرای قانون کار نظارت کنند. همچنین قوه‌قضاییه باید به کلیه دادنامه‌های ارسالی کارگران به دیوان عالی عدالت اداری در زمینه ترک فعل وعدم اجرای مفاد قانون کار رسیدگی کرده و پیش از کارگران خود مدعی العموم باشد.

دولت محمود احمدی‌نژاد با این نیت در صحنه مسائل کارگری حاضر شد که قانون کار را تغییر دهد، اما وقتی با مقاومت کمابیش محکم جامعه کارگری مواجه شد و جرات این اقدام را نیافت، به سراغ بحث دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌ها رفته و سنت بخشنامه‌نویسی را بنا نهادند.

در این زمینه چه وظیفه‌ای برعهده تشکلات کارگری است تا گفتمان ضرورت اجرای قانون کار همه گیر شود؟

فعالان و کارشناسان حوزه کار باید جلسات تخصصی برقرار کنند و مشخص کنند تا چه میزان به این قانون در عالم واقع عمل شده است. لذا اول دلایل و علل‌عدم اجرای قانون کار باید استخراج شود و سپس بحث اصلاح مواد قانون کار برمبنای ضمانت اجرا و قابلیت اجرا بررسی شود.

ما ابتدا دلایل ناکارآمدی قانون کار و نتایج آن بر اقتصاد ایران و بازار و امنیت شغلی شناسایی کنیم و سپس در مورد اصلاح آن ادعا کنیم. بنده خود حاضر هستم به طور فعال در این حوزه شرکت کنم. اما هنوز هم بر این باور هستم که ابتدا این قانون باید با مطالبه اجرای کامل به بوته آزمایش سپرده شود و سپس نقد آن امکان‌پذیر خواهد بود. بدون مشاهده اثرات اجرای یک قانون نمی‌توان آن را در مرحله بعد اصلاح کرد. به همین دلیل است که تشکل‌های کارگری معمولا بیش از آنکه بر اصلاح قانون کار تاکید کنند، بر اجرای قانون کار و الزام دولت و کارفرما به این قانون تاکید دارند.

مشاهده شده در بسیاری موارد نمایندگان کارفرمایی نیز به هرحال باوجود اینکه این قانون در مرحله اجرا با مشکلات جدی مواجه است، باز هم از ضرورت اصلاح این قانون سخن می‌گویند؟

نمایندگان کارفرمایی معمولا با طرح بحث اصلاح قانون کار آدرس غلط می‌دهند. آن‌ها از بحث پر چالش و پردردسر اصلاح قانون کار سخن می‌گویند تا دولتی‌ها در مقابل این مطالبه آن‌ها، باعدم التزام کامل به قانون کار ایشان را قانع کرده و رضایتشان را جلب کند. وگرنه این روشن است که قانون کار فعلی آنقدر که فعلا به نفع کارفرمایان اجرا می‌شود، به نفع کارگران اجرا نمی‌شود. عدم بازخواست کارفرما، عدم گزارش‌گیری از کارگاه‌ها به‌طور مرتب مانند اداره تامین اجتماعی و عدم رسیدگی به وضعیت کارگرانی که ۹۶ درصد آن‌ها امروز قراردادی هستند، همه و همه از دلایلی است که باعث شده امروز در میان طرف کارفرمایی رضایت بیشتر باشد.

در زمانی که کارفرمایان کشور و اتحادیه‌های آنان مدام به دیوان عدالت اداری رفت و آمد داشتند تا موقتی‌سازی نیروی کار را با طرح قراردادهای موقت به ثمر برسانند، این مثال مرتب از آن‌ها شنیده می‌شد که «ما همسر خود را می‌توانیم طلاق بدهیم اما کارگر خود را نمی‌توانیم اخراج کنیم». اکنون اما به برکت تضعیف تشکل‌های کارگری و اینکه فعالان کارگری تنها در رسانه‌ها می‌توانند سخن بگویند، نمی‌توانیم آن‌طور که باید از اجرای قانون کار دفاع کنیم.

یکی از مسائلی که این روزها در مورد قانون کار ایران به وجود آمده است، به نظر بسیاری از فعالان کارگری، تعدد بخش‌نامه‌ها و دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌های صادره از سوی وزارت کار است. این مسیر از چه زمانی و چگونه باز شد و چه تاثیری بر این قانون گذاشته است؟

بحث آیین‌نامه‌نویسی خودسرانه از سوی وزارت کار از زمان آقای احمدی‌نژاد و وزارت آقای جهرمی به‌عنوان اولین وزیر کار ایشان شروع شد. این سنت از همان زمان که باب شد، جای اجرای قانون را گرفت و بیشتر به نفع کارفرمایان در این دستورالعمل‌ها توجه شد. اغلب این دستورالعمل و آیین‌نامه‌ها نیز به‌طور روشن و واضح بدون مشارکت طرف کارگری و تاکید بر سه جانبه گرایی تنظیم شد. آثار این دستورالعمل‌ها به ویژه در مورد تشکل‌های کارگری، بر سایر فصول نیز گذاشته شد و مانع اجرای دقیق قانون شد.

دولت احمدی‌نژاد با این نیت در صحنه مسائل کارگری حاضر شد که قانون کار را تغییر دهد، اما وقتی با مقاومت کمابیش محکم جامعه کارگری مواجه شد و جرات این اقدام را نیافت، به سراغ بحث دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌ها رفته و سنت بخشنامه‌نویسی را بنا نهادند. امروزه نیز در بحث قانون کار، بیش از عمل به قانون به همین دستورالعمل‌ها عمل می‌شود. این ضعف ماست که بسیار محکم نمی‌ایستیم و به‌عنوان نماینده کارگری از تک تک دستورالعمل‌های یکسویه به دیوان عدالت اداری شکایت نمی‌بریم. در واقع یکی از مشکلات ما این است که هر دستورالعملی که نوشته می‌شود، باید از مسیر سه جانبه‌گرایی بگذرد اما نمی‌گذرد.

پرسش ما از افکار عمومی و دلسوزان اقتصاد کشور این است که وقتی خود مقامات وزارت کار در تهران و استان‌ها می‌گویند که قانون کار فعلی مخل سرمایه‌گذاری خارجی و مخل بحث رشد اشتغال است، دیگر چه انتظاری است که در تهیه دستورالعمل‌های یکجانبه، طرف کارگر را بگیرند؟

در مراسم بزرگداشت سالروز تصویب قانون کار مطرح شد:

مردم برای دستیابی به حقوق‌شان باید روی قانون کار تعصب داشته باشند/ اصلاحات قانون کار در صورت تامین منافع کارگران، قابل حمایت است

مراسم بزرگداشت سالروز تصویب قانون کار به همت خانه کارگر جمهوری اسلامی ایران امروز در محل دانشگاه علمی و کاربردی خانه کارگر برگزار شد.

مردم برای دستیابی به حقوق‌شان باید روی قانون کار تعصب داشته باشند/ اصلاحات قانون کار در صورت تامین منافع کارگران، قابل حمایت است

به گزارش خبرنگار ایلنا، در این مراسم که به‌مناسبت گرامیداشت ۲۹ آبان ماه سالروز تصویب قانون کار ایران برگزار شد، جمعی از اعضای خانه کارگر شامل بازنشستگان، کارگران و فعالان این تشکل حضور یافتند.

در این اجتماع کارگران و بازنشستگان با سر دادن شعارهایی همچون "قانون کار ایران، خون‌بهای شهیدان" و "قرارداد موقت ملغی باید گردد" بر اجرای بی‌تنازل قانون کار ایران تاکید کردند.

علیرضا محجوب (دبیرکل خانه کارگر) در این مراسم با انتقاد از حملات صورت گرفته به قانون کار ایران توسط برخی جریانات گفت: قانون کار یکی از دستاوردهای پرافتخار است. مردم باید روی قانون کار تعصب داشته باشند تا بتوانند به حقوق خود برسند. اگر آنها در میدان باشند به همه چیز می‌رسند.

وی تاکید کرد: ما هرچه برای کارگران تلاش کنیم کم گذاشته‌ایم. ما قبل از هر مطالبه‌گری ابتدا باید از ساحت قانون کار حفاظت و صیانت کنیم.

نماینده ادوار پیشین مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: کارگران ما با هر اصلاحی به نفع کارفرمایان مخالف هستند اما هر اصلاحی هم در هر لحظه به نفع کارگران به عنوان ضعیف‌ترین اقشار ستم کشیده این کشور رخ دهد، بازهم کم است و در هر لحظه اصلاحات قانون کار به نفع کارگران قابل حمایت است.

سیاست تهاجمی مقابل تهجمات طرف کارفرمایی در دستور کار کارگران است

علی خدایی (نماینده کارگران در شورای عالی کار) دیگر سخنران این مراسم گفت: ما می‌دانیم برخی چه موضعی در مورد قانون کار دارند. ما سال‌هاست مدافع قانون کار هستیم و منتظر حملات طرف کارفرمایی و دولت هستیم تا ببینیم چه زمانی لایحه و دستورالعمل علیه ما می‌دهند. این گروه‌های مهاجم حمله می‌کنند تا ما مطالبه جدید نداشته باشیم و حق خود را بخواهیم اما از این به بعد برای حق خود بیشتر مطالبه می‌کنیم.

وی با بیان اینکه عده‌ای علیه بند ۲ ماده ۴۱ قانون کار درباره حداقل دستمزد و حذف آن حرف می‌زنند، گفت: ما از اجرای بی‌تنازل بند به بند قانون کار دفاع می‌کنیم. کارفرما سال‌ها است که از اجرای آن اجتناب می‌کنند اما اکنون متن آن را هم تحمل نمی‌کنند. آن‌ها می‌گفتند که اگر مزد بالا رود بیکاری رخ می‌دهد ولی امسال تعدیل نیرو با افزایش مزد ۵۷ درصدی رخ نداد.

خدایی با تاکید بر اینکه دولت و کارفرمایان از این به بعد با مطالبه‌گری بیشتر و تهاجمی تشکل‌های کارگری مواجه خواهند بود، اظهار کرد: کارفرمایان و لیبرال‌ها صبر جامعه کارگری را نشان از ناتوانی ما ندانند.

قانون کار ایران از پیشرفته‌ترین قوانین کار جهان است

محمد حمزه‌ای (معاون بین‌الملل خانه کارگر) سخنران بعدی مراسم هم گفت: قانون کار یکی از پیشرفته‌ترین قوانین کار جهان و هدفش دفاع از حقوق کارگر است. قانون کار ما گاهی حتی فراتر از مقاوله‌نامه‌های بین‌المللی است و این را مدیون نویسندگان این قانون هستیم.

وی به رواج قراردادهای موقت اشاره کرد و گفت: خصوصی‌سازی سالهاست شروع شده و قراردادهای موقت یکی از نتایج آن است. متاسفانه قراردادهای موقت کار را در کشور ما به آقای هاشمی و کمالی نسبت داده‌اند که این اشتباه است.

حمزه‌ای گفت: در مورد قراردادهای موقت باید بگویم که این قرارداد نتیجه‌ی شکایت عده‌ای کارفرما بود. این موضوع ربطی به آقای کمالی و آقای هاشمی ندارد و اتفاقا آقای کمالی مقابل اجرای رای دیوان مدتها ایستادند و با آن مخالفت کردند.

این فعال کارگری گفت: هر کشوری به حداقل دستمزد، کرامت انسانی، بهداشت ایمنی و کار شایسته توجه کرده اقتصاد و اشتغال پایداری دارد، و هر کشوری به اینها توجه نکرده نه اقتصاد پایداری دارد و نه اشتغال پایدار.

درباره بیمه بیکاری مقاومت‌های بسیار سختی شد

حسین کمالی (وزیر اسبق کار و دبیرکل حزب اسلامی کار ایران) هم با اشاره به قانون کار پیش از انقلاب اسلامی گفت: در آن قانون سن بازنشستگی ۶۵ سال و ساعات کار ۴۸ ساعت بود. چیزی به نام مرخصی زایمان وجود نداشت. شرایط کار بسیار سخت بود و اگر کارگر به هیئت حل اختلاف مراجعه می‌کرد همواره حق با کارفرما بود. به طور کلی نکات منفی در آن قانون کار بسیار بود.

وی افزود: در مقابل کارگران، جامعه کارمندی شرایط متفاوتی داشتند. آنها از اعتبار اجتماعی و حقوقی برخوردار بودند و امنیت شغلی داشتند. متن قانون کار سابق وجود دارد. تشکل‌های کارگری حق فعالیت نداشتند و از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم بودند.

کمالی گفت: بعد از انقلاب، دولت لایحه‌ای به مجلس داد و در آن لایحه برخلاف آنچه در اذهان عمومی است، اخراج کارگران به وضوح وجود داشت. ساعات کار همچنان ۴۸ ساعت بود و قراردادها موقت بود.

وی بیان کرد: من سه دوره نماینده مجلس بودم در آن دوران مقاومت‌های بسیاری بر سر تصویب قانون کار شد. به ما می‌گفتند شما کمونیست هستید و این قانون نیز قانون کمونیستی است. نگاه آنها این بود که کارگر باید فقط فرمانبر باشد و برای کارگر هیچ حقی قائل نبودند.

کمالی گفت: ما لایحه‌ی دولت را تغییر دادیم؛ سن بازنشستگی را پایین و مرخصی را بالا بردیم. محاسبات مربوط به حداقل دستمزد را برای ۵ فرزند تعیین کردیم که البته بعدا به ۴ فرزند تبدیل شد. حداقل مزد را بر اساس تورم و معیشت در قانون آوردیم. برای بانوان مرخصی پیش از زایمان در نظر گرفتیم و بسیاری مواردی دیگر. هیچ کدام از این موارد در لایحه‌ی پیشنهادی دولت نبود و ما همه‌ی اینها را در مجلس وارد لایحه کردیم. در مورد تشکل‌ها هم نگاه ما کار جمعی بود.

وی افزود: بعد از تصویب قانون در مجلس، شورای نگهبان مانند سد مقابل ما ایستاد. شورای نگهابان معتقد بود دولت نباید در امور کارگر و کارفرما دخالت کند و این از نظر شرعی ایراد دارد. یکی از مسائل ما این بود که چگونه دیدگاه‌های شرعی را با مشکلات محیط کار کشور هماهنگ کنیم.

وزیر اسبق کار گفت: ما ساعتها صحبت می‌کردیم و به نتیجه نمی‌رسیدیم. تا اینکه در مجلس سوم این قانون با پیگیری آقای سرحدی زاده و نامه امام و با تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شد.

وی افزود: بعد از تصویب قانون کار مرحله به مرحله مقابل مواد آن مقاومت کردند. این مقاومت از دستگاه‌های دولتی و سازمان برنامه و بودجه شروع شد. در مورد قانون بیمه بیکاری نیز مقاومت بسیاری می‌کردند. می‌گفتند این تنبل پروری است.

کمالی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: مخالفان قانون کار، مطالعه‌ای در سطح بین‌المللی نداشتند. آنها همچنین در مقابل شورا به شدت مقاومت می‌شد.

وی تاکید کرد: قانون کار قانون مادر است. همه‌ی کارگران از مهندس و معلم و کارگر ساختمانی و ... همه کارگر هستند و این قانون فقط روابط بین کارگر و کارفرما را تنظیم می‌کند اما عده‌ای می‌گفتند این قانون کمونیستی است!

وی افزود: قانون کاری که ما در سال ۶۹ تصویب کردیم سالها بعد آسیب دید و آنچه امروز اجرا می‌شود قانونی نیست که ما آن را مصوب کردیم. این قانون به سختی به دست آمده است و ما تا حدی که توانستیم کارمان را انجام داده‌ایم. اگر بخش‌هایی از این قانون هنوز هم قابل اجراست به خاطر همت و حضور مردم است. در برخی از کشورها همین مقررات اندک نیز اجرایی نمی‌شود.

قطعنامه پایانی گردهمایی سالروز تصویب قانون کار

بسم الله الرحمن الرحیم

وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ

باید به گونه ای اقدام کرد که جامعه کارگری از جوامع برخوردار کشور شود. مقام معظم رهبری قانون کار جمهوری اسلامی ایران یکی از قوانین مهم و سرنوشت ساز برای کارگران و محصول انقلاب سال 1357 است که با حمایت امام خمینی (ره) و در پی تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام شکل گرفت.

بدون تردید اجرای این قانون از سال تصویب به طور کامل و جامع انجام نشده است و همین موضوع مؤید این مطلب است که قضاوت درخصوص تغییر و یا اصلاح آن را، با تردید جدی روبرو می کند. بسیاری از مواد و تبصره های قانون کار در فصول مختلف این قانون در مرحله اجرا، عملیاتی نشده است و از این نظر این انتقاد به دستگاه متولی اجرای قانون وارد است که در جای خود باید پاسخگو باشد.

وظیفه حسن اجرای قانون کار بر عهده نهاد هایی در قانون است که حوزه بازرسی در ماده ۹۶ از موثرترین آنهاست. دستگاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی پس از گذشت نزدیک به سی و اندی سال هنوز نتوانسته است به اندازه کافی این بخش را مجهز به نیروی انسانی و سایر وسایل و امکانات برای اجرای وظایف قانونی خود کند. فصل ششم قانون کار تاکنون آنگونه که باید نتوانسته است موضوع شکل گیری و فعالیت آزادانه تشکل ها را هم به لحاظ کمی و هم از نظر کیفیت فراهم کند. این وظیفه نهاد وزارت متبوع است که در دوره اجرای قانون نه تنها به پیشرفت آن کمک نکرده، بلکه بعضاً در مقاطعی بازدارنده و مهارکننده وظایف قانونی تشکلهای مذکور نیز بوده است.

فصل هفتم قانون کار که یکی از بالنده ترین فصول این قانون است به دلیل منع استفاده کارگران از ظرفیت های قانونی این فصل، از نظر عملیاتی تقریباً اجرایی نشده است. در حالی که این بخش از قانون کار، محل حل و فصل بسیاری از مشکلات کارگری در سطوح مختلف روابط کار می باشد.

امروز ما جمع شده ایم تا به نهادهای متولی اعلام کنیم که اولاً اعتماد ما به اسلام و ولایت فقیه ناگسستنی است و هیچ عاملی حتی شرایط سخت اقتصادی امروز ما را از تعهد به انقلاب و شهدای آن که ضامن تداوم این انقلاب هستند، جدا نخواهد کرد.

ثانیاً مطالبات قانونی و بر حق خود را با هیچ عاملی و به هیچ بهانه ای به تأخیر نخواهیم انداخت و از این نظر تسلیم شرایط حاکم بر جامعه نخواهیم شد.

بنابراین ما اعلام می‌کنیم:

1. جامعه کارگری یکی از ارکان مهم در ساختار نظام تامین اجتماعی و حوزه روابط کار به شمار می رود و نهادهای تصمیم ساز و تصمیم گیر باید بدانند که بدون حضور موثر کارگران، نباید قانونی تدوین، تقنیین و اجرا کند.

2. شرایط کنونی، حاصل سیاست های دولت ها در ادوار مختلف در عرصه اقتصادی است که منجر به گسترش فقر در جامعه شده است. بیشترین صدمه از این وضعیت متوجه کارگران، بازنشستگان و صاحبان درآمد ثابت و دهک‌های پایین جامعه شده است که متاسفانه ما تاکنون آثار سیاست‌های جبرانی را ندیده و لمس نکرده ایم. لذا جامعه کارگری کارگری جداً اخطار می دهد که شرایط کنونی قابل ادامه نبوده و دولت‌ هر چه سریعتر باید از راه رفته برگردد تا فشار اقتصادی روی جامعه مخاطب کاهش یابد.

3. تبصره 1 ماده 7 قانون کار عبارت است از: " حداکثر مدت موقت برای کارهایی که طبیعت آنها جنبه غیر مستمر دارد توسط وزارت کار و امور اجتماعی تهیه و به تصویب هیأت‌وزیران خواهد رسید." اجرای این تبصره، از سال تصویب قانون کار معطل مانده و این موضوع سبب شده است تا بازار کار ایران از یک بی نظمی توأم با تهدید شدید امنیت شغلی که در ذات خود امنیت معیشتی را نیز در بر می گیرد، برخوردار گردد. ما از متولی تصویب و اجرای این تبصره انتظار داریم برای حفظ کرامت انسانی هر چه سریعتر مراحل اجرایی این تبصره را فراهم کند تا آثار آن در بازار کار آشکار گردد.

4. تورم نزدیک به ۵۰ درصد در سطح عمومی کالاها و خدمات و بیش از ۱۰۰ درصد در برخی کالاهای ضروری و مصرفی خانوار کارگری نشان می‌دهد که تعیین مزد در پایان سال برای یک بار دیگر پاسخگو نیست. لذا ما معتقدیم با توجه به اینکه امکان تعیین مزد بیش از یک بار در سال در قانون منع نشده و در ماده 41 قانون کار نیز صراحتاً به آن اشاره شده است، بنابراین شایسته است که شورای عالی کار همانند دولت محترم که ضرورت اصلاح احکام مزدی را برای خود در شرایط کنونی واجب فرض کرده است و آن را در اواسط سال انجام و بودجه آن را نیز تأمین کرده است، تشکیل جلسه داده و نسبت به جبران مزد کارگران اقدام نماید. در خصوص جامعه بازنشستگی نیز به همین صورت است، اجرای متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی همانگونه که برای بازنشستگان صندوق کشوری و لشکری انجام می‌گردد، برای بازنشستگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی نیز باید صورت پذیرد.

5. بانک رفاه کارگران حاصل مالکیت کارگران از محل حق بیمه است. هرگونه تصمیم از ناحیه نهادهای متولی در خصوص واگذاری سهام بانک رفاه کارگران، از نظر ما غیرقابل پذیرش بوده و مقاومت در برابر چنین تصمیماتی اجتناب‌ناپذیر است.

6. بهبود معیشت کارگران و مستمری بگیران از اهم وظایف دستگاه وزارت کار است. لذا ما از شخص وزیر جناب آقای دکتر مرتضوی درخواست می‌کنیم که با تأثیر گذاشتن در تصمیمات مربوط به معیشت این جامعه، نقش خود را به اثبات برساند.

7. سازمان تأمین اجتماعی یگانه نهاد حوزه حمایت های اجتماعی در بخش بازنشستگی و درمان است. هرگونه کم توجهی به این نهاد آثار اجتماعی با خود به همراه می آورد. لذا ما از مجلس و دولت می‌خواهیم تا با ایجاد ردیف جداگانه‌ای در بودجه عمومی سالانه کشور، ضمن پرداخت بدهی جاری دولت به این سازمان بر اساس بند الف ماده ۱۲ قانون برنامه ششم توسعه، نسبت به اعمال کمک های تاثیر گذار، جلوی فروپاشی مالی احتمالی این سازمان را بگیرند و در این رابطه از توجه به زندگی با عزت مستمری بگیران این سازمان غافل نشوند.

8. بدون تردید اجرای تعهدات بیمه تکمیلی آتیه سازان حافظ با ناکارآمدی مواجه و زمینه بروز نارضایتی را در بیمه شدگان فراهم کرده است. لذا ما خواستار تجدیدنظر جدی در این قرارداد از حیث تعهدات و الزام به ایفای تعهدات مندرج در قرارداد می باشیم.

9. سازمان تامین اجتماعی بنا به دلایلی که از نظر ما قابل پذیرش نیست، از بیمه کردن برخی اقشار جامعه از جمله کارگران ساختمانی امتناع می کند. لذا ما از نهادهای نظارتی از جمله مجلس می‌خواهیم که سازمان را مکلف به بیمه کردن متقاضیانی که تحت هر عنوان به سازمان مراجعه می‌کند، نماید و تعهد حق بیمه آنها بر عهده نهاد هایی است که در قوانین مختلف به آن اشاره شده است.

10. قانون الزام به درمان در سال ۱۳۶۸ یکی از قوانین جامع و کامل در حوزه درمان بیمه شدگان است که توسط مجلس وقت تدوین و تصویب شد. متأسفانه اجرای ناقص این قانون سبب نارضایتی فزاینده بیمه شدگان از مجریان آن می باشد. ما معتقدیم اگر این قانون به طور کامل اجرا شود بیمه شدگان تأمین اجتماعی بهترین خدمات در حوزه درمان، شاهد خواهند بود. لذا از سازمان تأمین اجتماعی و در رأس آن از مدیرعامل محترم انتظار داریم که نسبت به اجرای تمام و کمال این قانون همت کند.

در پایان ما امید داریم این قطعنامه پایانی، فصل‌الخطابی برای مسئولین باشد که امنیت شغلی و روانی را به جامعه کارگری بازگردانند.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

ستاد بزرگداشت سالروز تصویب قانون کار

در جلسه ماهانه اعضای اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری مطرح شد؛

برای پرداخت معوقات حقوق بازنشستگان نسخه‌ی واضح بپیچید/ ۲۵درصد متناسب‌سازی را پیگیری می‌کنیم

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری گفت: اولین انتظار ما از وزیر کار این است که بحران پیش روی سازمان تامین اجتماعی را درک کند. این بحران جدی است و چراغ قرمز آن روشن شده است. ظرف چند سال اخیر شاخص‌های کلان تامین اجتماعی نشان می‌دهد که سازمان به سرعت به سمت‌عدم تعادل منابع و مصارف پیش می‌رود.

برای پرداخت معوقات حقوق بازنشستگان نسخه‌ی واضح بپیچید/ ۲۵درصد متناسب‌سازی را پیگیری می‌کنیم

به گزارش خبرنگار ایلنا، حسن صادقی (رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری) در جلسه‌ی اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری ضمن اشاره به انتخابات کانون بازنشستگان کارگری شهر تهران گفت: با وجود انتقاداتی که به انتخابات داریم اما گلایه‌ها را کنار می‌گذاریم و انتخابات را تمام شده اعلام می‌کنیم. امیدواریم بتوانیم در خدمتگزاری برای بازنشستگان ثابت قدم باشیم.

وی در ادامه در خصوص مطالبه‌ی بازنشستگان از وزیر کار جدید گفت: به نظر می‌رسد آقای صولت مرتضوی از قدرت بالایی برای ادارک مسائل و موضوعات برخوردار هستند چراکه ایشان پیشتر نیز در کارهای اجرایی بوده‌اند.

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری گفت: اولین انتظار ما از وزیر کار این است که بحران پیش روی سازمان تامین اجتماعی را درک کند. این بحران جدی است و چراغ قرمز آن روشن شده است. ظرف چند سال اخیر شاخص‌های کلان تامین اجتماعی نشان می‌دهد که سازمان به سرعت به سمت‌عدم تعادل منابع و مصارف پیش می‌رود.

صادقی بیان کرد: اگر ما تمام ذخایر و دارایی‌های سازمان تأمین اجتماعی را به قیمت روز محاسبه کنیم، تنها کفاف شش ماه از هزینه‌های سازمان را دارد.

وی گفت: نقطه‌ی بحران سازمان سال ۱۴۰۲ است و برای اینکه این بحران پیش نیاید، وزیر کار باید با هیات دولت مذاکره کند تا سهم سازمان تامین اجتماعی را در بودجه ببینند. الان زمان تنظیم بودجه است و وزیر کار باید از همین امروز شروع به کار کند. امروز سهم جاری سازمان تأمین اجتماعی از دولت بابت سه درصد حق بیمه، ۱۷۵ هزار میلیارد تومان است.

صادقی بیان کرد: سال گذشته ردیف ثابت و متغیر برای سازمان در بودجه ندیدند و این سبب اعتراض ما شد که در نهایت مجلس ردیف بودجه‌ای برای ما دید.

وی به مطالبات معوقه اشاره کرد و گفت: اگر ۹۰هزار میلیارد بدهی امسال به سازمان تامین اجتماعی داده شود مطالبات ما از دولت ۴۲۰هزار میلیارد تومان می‌شود در غیر اینصورت ۵۱۰هزار میلیارد تومان است. این بدهی باید در برنامه‌ی ۵ ساله‌ای که در حال تدوین است دیده شود و هرسال مقداری از آن به علاوه‌ی سهم جاری داده شود. این کار مانع از ورشکستگی تامین اجتماعی می‌شود.

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری بیان کرد: درخواست دیگر ما اصلاحات ساختاری و مبتنی بر توانمندی تامین اجتماعی است که درون این اصلاحات باید به سه جانبه‌گرایی و نسبت پشتیبانی و… پرداخت.

وی تصریح کرد: درخواست دیگر ما این است که برای پرداخت معوقه‌ی ۵ ماه اول بازنشستگان سایر سطوح، نسخه‌ی واضح بپیچند. اول درخواست ما پرداخت یکباره‌ی این مطالبات بود اما اگر نمی‌شود این معوقه باید در این ماه‌های باقیمانده صفر شود.

صادقی به پرداخت ۲۵ درصد باقیمانده‌ی متناسب‌سازی اشاره کرد و گفت: چه نسخه‌ای قرار است برای این معوقه بپیچند؟ ما فعلا هیچ چیز ندیده‌ایم. باید این را پیگیری کرد. اگر کانون عالی این مطالبه را دنبال نکند ما به عنوان کانون بازنشستگان تهران و اتحادیه پیشکسوتان آن را دنبال می‌کنیم. اگر موفق به مذاکره در این رابطه نشویم مجبوریم در خیابان به دنبال آن باشیم.

وی به مشکلات بیمه بازنشستگان اشاره کرد و گفت: بیمه تکمیلی کارا نیست و باید آن را در قانون الزام گنجاند. البته ما همواره به بیمه تکمیلی نقد داریم. این بیمه تکمیلی کارا نیست. سازمان تامین اجتماعی باید اول قانون الزام و درمان رایگان را اجرایی کند و اگر نمی‌تواند باید مشارکت خود را پررنگ کند. همان نسخه‌ای که برای پرسنل و بازنشستگان خود سازمان تامین اجتماعی نوشته می‌شود برای بازنشستگان دیگر هم نوشته شود.

صادقی گفت: سازمان تامین اجتماعی با شرکت آتیه سازان قرارداد نبندد. ما مخالف این شرکت هستیم چون نمی‌تواند از پس تعهدات خود بربیاید. اگرچه احتمال دارد مبلغ بیشتری بگیرند اما در مقابل آن باید خدمات بیشتری بدهند. امروز بازنشسته عمل جراحی انجام می‌دهد اما نمی‌تواند از بیمارستان طرف قرارداد بیمه تکمیلی خدمات بگیرد. بازنشستگان مجبور می‌شوند پول را پرداخت کنند و در آخر نیز ماه‌ها نمی‌توانند پول خود را از آتیه ساز بگیرند.

وی در ادامه به واگذاری بانک رفاه اشاره کرد و گفت: ما با واگذاری بانک رفاه مخالفیم. باید بانک رفاه را از ذیل اصل ۴۴ قانون اساسی و برنامه‌ریزی‌های کلان نظام خارج کنید. هدف ما از حفظ بانک رفاه استقلال سازمان تامین اجتماعی است. درخواست ما از وزیر کار حفظ اموال تأمین اجتماعی و ایستادن برای منافع بازنشستگان است.

صادقی در آخر به رویه‌ی متفاوت دولت و مجلس در مورد حقوق بازنشستگان اشاره کرد و گفت: ما بازنشستگان تامین اجتماعی برای افزایش حقوق خود ۵ ماه پایداری کردیم تا حق قانونی خود را بگیریم. بعد از ۵ ماه موافقت کردید اما برای بازنشستگان کشوری و لشکری ظرف چند روز حقوقشان را پله‌کانی افزایش دادید. شما برای افزایش حقوق ما که ربطی به بودجه دولت ندارد مقاومت کردید و برای افرادی پرونده تشکیل دادید اما برای افزایش حقوق نیروهای خود سریع تصمیم می‌گیرید. چرا برای مطالبات ما با تعلل برخورد می‌کنید؟

حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری:

کارگران شاغل و بازنشسته بی‌نصیب از امتیازات و رانت‌ها/ چرا کارمندان دولت همیشه در اولویت هستند؟

حسن صادقی گفت: کارگران و تمام مردم مالیات می‌دهند تا دولت سفره‌ی ابواب جمعی خود را رنگین‌تر کند؛ تضاد منافع کارگران با فرادستان و تصمیم‌سازان سابقه‌ی طولانی دارد، درواقع تقریباً همیشه کارگران را از ترمیم‌های معیشتی کنار گذاشته‌اند.

کارگران شاغل و بازنشسته بی‌نصیب از امتیازات و رانت‌ها/ چرا کارمندان دولت همیشه در اولویت هستند؟

به گزارش خبرنگار ایلنا، لایحه افزایش حقوق کارمندان شاغل و بازنشسته از مهرماه اجرایی شد؛ دولت و نمایندگان مجلس با سرعت بسیار، حقوق زیرمجموعه‌های خود را برای نیمه‌ی دوم سال حداقل یک میلیون تومان افزایش دادند و این در حالیست که هنوز معوقات مزدی پنج ماه ابتدای سال برای بازنشستگان سایر سطوح کارگری پرداخت نشده است. سوگیری‌های دوپهلو در سیاست‌گذاری‌های مزدی، موضوعی‌ست که نمی‌توان به سادگی از آن گذر کرد.

حسن صادقی (رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری) در گفتگوی زیر با انتقاد از بی‌توجهی به معیشت طبقه‌ی کارگر می‌گوید: کارگران و تمام مردم مالیات می‌دهند تا دولت سفره‌ی ابواب جمعی خود را رنگین‌تر کند؛ تضاد منافع کارگران با فرادستان و تصمیم‌سازان سابقه‌ی طولانی دارد، درواقع تقریباً همیشه کارگران را از ترمیم‌های معیشتی کنار گذاشته‌اند.

بحث افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان دولت، بحث مهمی‌ست؛ دولت و مجلس چراغ خاموش طرف مدت یک ماه لایحه‌ای را مصوب کردند و قرار است حقوق این گروه‌ها حدود یک میلیون تومان زیاد شود؛ این درحالیست که هنوز معوقات بازنشستگان کارگری پرداخت نشده و این بازنشستگان چند ماه منتظر دریافت مستمری قانونی بودند؛ این سیاست را چطور تحلیل می‌کنید؟

این تبعیض بحث فقط امروز نیست؛ دولت حدود پنج ماه، حقوق و افزایش حقوق جامعه‌ی بازنشستگان کارگری را گروگان گرفت تا بتواند به آن اهداف مدنظرش در قانون بودجه ۱۴۰۱ تحت عنوان تکلیف متناسب‌سازی حقوق کارکنان شاغل و بازنشسته جامه‌ی عمل بپوشاند. الان دولت به خواسته‌ی خود رسیده است؛ ما هنوز دست‌مان به افزایش حقوق‌مان نرسیده، برای دولتی‌ها افزایش تازه ترتیب دادند. درست است افزایش مستمری بازنشستگان کارگری در احکام اصلاح شده و در پرداختی‌ها اعمال شده اما پرداخت معوقه‌ی آن هنوز در هاله‌ای از ابهام و اشکال قرار دارد. مدیرعامل وعده داده از این ماه معوقات همراه مستمری هر ماه پرداخت شود. نکته دیگر اینکه دولت فقط متعهد به خانواده‌ی خودش است و همه‌ی ارکانِ درگیر در مدیریت ستادی و اجرایی کشور در حوزه‌ی دولتی، خانواده‌ی دولت محسوب می‌شوند؛ مجلسی‌ها خانواده‌ی دولت محسوب می شوند، قوه قضاییه خانواده‌ی دولت محسوب می‌شود، نیروهای مسلح نیز به همین ترتیب؛ بنابراین چون همه‌ی اینها ذینفع هستند، یک هماهنگی و همنوایی در بحث تصمیم گیری‌های مزدی وجود دارد.

و البته سرعت عمل، از طرح لایحه تا تصویب آن، یک ماه بیشتر نگذشت؛ این سرعت عمل بالا بسیار عجیب است.

دولت از طریق همین اشتراک منافع و همگرایی توانست سرعت عمل را برای پیاده کردن این اهداف ارتقا دهد. دولتی‌ها مثل ما طبقه‌ی کارگر نیستند که شورایعالی کار تصویب کند، هیات دولت نپذیرد یا هیات مدیره سازمان تایید کند، هیات امنا مانع شود. در کشور ما همیشه اینگونه بوده و هنوز هم هست که دولت بیشتر حواسش به خانواده‌ی خودش هست تا سایر گروه‌های اجتماعی. از یک جمعیت ۸۵ میلیون نفری، ۸۰ میلیون نفر عوارض و مالیات به دولت می‌دهند تا دولت کشور را با آن اداره کند. دقیقاً برعکس آنچه که باید باشد که دولت‌ها مردم را اداره کنند و معیشت آن‌ها را پاس دارند و سفره‌ی آن‌ها را رنگین کنند، سال‌هاست این مردم هستند که سفره‌ی دولتمردان و خانواده‌ی دولت و قوای تحت امر دولت را با کار و فعالیت خود و پرداخت مالیات‌های مختلف رنگین می‌کنند. معادله ساده است: مردم مالیات می‌دهند تا دولت بتواند خانواده‌ی معظم خود را اداره کند.

الان طرح‌هایی مثل طرح ساماندهی استخدام کارکنان دولت یا طرح بیمه‌ی کارگران ساختمانی بیش از دو سال است در راهروهای مجلس معطل مانده اما لایحه‌ی افزایش حقوق دولتی‌ها با سرعت نور و با فوریت بالا توسط نمایندگان مصوب می‌شود.

دقیقاً؛ آنچه که به ما کارگران مربوط است، با هزار مانع در مجلس مواجه می‌شود؛ شما بانک رفاه را ببینید؛ این بانک کجایش دولتی هست که می‌خواهند آن را برگردانند به دولت تا دولت در بازار آزاد سهام آن را بفروشد؛ بانک رفاه اموال کارگران است؛ اگر قرار بر ملی‌سازی و واگذاری بانک‌هاست، چرا بانک شهر و اقتصاد نوین و رسالت و غیره را ملی نمی‌کنند؛ این بانک‌ها چه فرقی با بانک رفاه دارند جز اینکه سهامداران بانک رفاه ۴۳ میلیون نفر هستند اما سهامداران آن بانک‌ها تعدادی معدود هستند که با نهادهای قدرتمند ارتباط دارند؛ مجلس و دولت هرچه نسخه می‌پیچند به ضرر کارگران و فقراست و موانع متعددی در مسیر منتفع شدن کارگران از قوانین مصوب مجلس به وجود می‌آورند و در نهایت آنچه از زیر تیغ تعدیل‌شان در می‌رود با لابیگری در شورای نگهبان جلویش را می‌گیرند، برای نمونه همین بانک رفاه؛ ما به شورای نگهبان رفتیم و گفتیم کجای قانون گفته اموال مردم را که عمومی و غیردولتی‌ست، ذیل اصل ۴۴ قانون اساسی ببرید و با تیغ استفساریه و استصوابی مالکیت آن‌ها را از صاحبان اصلی آن بگیرید؛ این در کجای قانون آمده که مال عموم مردم را به نام مردم ملی کنید و بعد دولت به عنوان نماینده مردم آن را به فروش برساند؛ چیزی برای گفتن نداشتند؛ فقط مدام می‌گفتند قانون است، مجلس مصوب کرده و سیاست‌های ابلاغی اصل ۴۴ معیار است!

ببینید مشکل ما دوگانه رفتار کردن است؛ برخورد دوگانه‌ی دولت و مجلس ما را آزار می‌دهد وگرنه ما خوشحال هستیم که دولت به کارمندان برسد چون آن‌ها هم در این جامعه زندگی می‌کنند و تورم برای آن‌ها هم تاثیرگذار است. اما اینکه وقتی به ما کارگران می‌رسد مدام مدعی می‌شوند که افزایش حقوق تورم‌زاست و شوک قیمتی وارد می‌کند، ناعادلانه است. اینها نارضایتی به وجود می‌آورد؛ چطور است که افزایش حقوق آن‌ها بار تورمی ندارد اما چندرغاز افزایش حقوق طبقه‌ی کارگر بار تورمی دارد در حالیکه پرداخت هزینه‌های پنهان تورم و مالیات‌های آشکار و پنهان را ما کارگران از جیب‌ خالی‌مان می‌پردازیم.

در مورد صندوق‌های بازنشستگی نیز این رویکرد تبعیض آمیز برقرار است؛ دولت هنوز ۹۰ هزار میلیارد تومان از بدهی خود را که قرار بوده امسال به سازمان بپردازد، پرداخت نکرده، دورنمای این پرداخت را در ماه‌های باقیمانده تا پایان سال چطور می‌بینید.

دولت برای صندوق‌های تحت پوشش خود بی‌محابا از محل درآمدهای عمومی کشور هزینه می‌کند اما به تامین اجتماعی که می‌رسد، دست بخشنده‌ی دولت کوتاه می‌شود! ۹۰ هزار میلیارد تومان باید در سال جاری به سازمان پرداخت می‌شد، امروز در سه‌دوازدهمِ سوم سال هستیم اما از این ۹۰ هزار میلیارد تومان، یک ریال به سازمان پرداخت نشده. چرا دولت برای صندوق‌های خانواده‌ی خودش از محل درآمدهای عمومی، از محل مالیات همین طبقه‌ی کارگر، هر ماه تامین منابع می‌کند ولی برای کارگران با وجود اینکه در متن قانون بودجه‌ی مصوب مجلس آمده، بعد هفت ماه هنوز یک ریال پرداخت نشده است.

این استنکاف از پرداخت، پرداختی که در واقع یک تعهد قانونی بر ذمه‌ی دولت است، چه عواقبی دارد؟

الان قراردادهای سازمان تامین اجتماعی با بیمارستان‌ها به هم خورده؛ داروخانه‌ها نسخ پزشکان تامین اجتماعی را به بیماران نمی‌دهند؛ بیمارستان‌های طرف قرارداد بیمه تکمیلی به تعهدات خود عمل نمی‌کنند چون سازمان نتوانسته بدهی خود به این مراکز را بپردازد اما چرا نتوانسته، چون مجلس و دولت به تعهدات خود نسبت به سازمان تامین اجتماعی و کارگران مقید نیستند. این طرف هم وقتی ما صدایمان در می‌آید فوری می‌گویند اینها با ضد انقلاب همراه شده‌اند و باید کارت قرمز بگیرند! به این دلواپسان می‌گوییم به جای اینکه فوری ما را متهم کنید، بروید و یقه‌ی دولت را بگیرید که به هیچ یک از تعهدات خود در قبال طبقه‌ی کارگر پایبند نیست؛ چرا سورنا را از سر گشاد آن می‌نوازید؟! در مورد بانک رفاه و مساله بدهی‌های دولت هم قضیه به همین ترتیب است؛ صدای ما را نمی‌شنوند.

حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد؛

با شعار نمی‌توان به سه‌جانبه‌گرایی رسید/ تشکل‌های کارگری و بازنشستگی رسمی کشور مظلوم هستند

حسن صادقی گفت: دولت باید فعالان صنفی کشور را فارغ از مسائل سیاسی و جناحی نگاه کند و نگرش جناحی به تشکل‌ها اشتباه است.

با شعار نمی‌توان به سه‌جانبه‌گرایی رسید/ تشکل‌های کارگری و بازنشستگی رسمی کشور مظلوم هستند

به گزارش خبرنگار ایلنا، حسن صادقی (رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری و عضو هیات رئیسه کانون بازنشستگان تامین اجتماعی تهران) با اشاره به‌ عدم صدور حکم رسمی رئیس کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی از سوی معاونت روابط کار وزارت کار گفت: این اقدامات مسبوق به سابقه بوده است. در زمان حضور محمد جهرمی در پست وزارت کار در دولت محمود احمدی‌نژاد نیز تلاش گسترده‌ای صورت گرفت تا در امور داخلی انتخابات تشکل‌های کارگری و کارفرمایی مداخله شود.

وی ادامه داد: معاون روابط کار آن زمان به همراه شخص وزیر در نیمه دهه ۱۳۸۰ این ایده را داشتند که باید نوعی بازدارندگی در برابر تشکل‌های کارگری و کارفرمایی ایجاد شود. تشکل‌های مستقل و توانمند که هدفشان پیگیری مطالبات جامعه کارگری است، در این چهارچوب باید متوقف می‌شدند و در آن سال‌ها دو تا سه سال جامعه کارگری را بدون تشکل صنفی کردند. آن‌ها کانون عالی شوراها را نیز منحل کردند.

صادقی تصریح کرد: در آن زمان ادعا می‌شد که کانون عالی بازنشستگان عمدتا برخاسته از یک تشکل خاص (خانه کارگر) است.

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با بیان این مطلب که «معاون روابط کار فعلی این حوزه را نمی‌شناسد» ادامه داد: اشتباه وزرای قبل در انتصاب ایشان در این پست موجب شد تا به دلیل نشناختن این حوزه، معاونت روابط کار فعلی به جای تاکید بر سه جانبه گرایی، با نگاهی حذفی با تشکل‌ها مواجه شود.

معاون دبیرکل خانه کارگر با استناد به فصل ششم قانون کار اظهار کرد: در فصل ششم قانون کار و ماده ۱۳۴ این قانون که در این فصل درج شده است، کلیه روابط و اصول حاکم بر فعالیت و تشکیل یک تشکل بازنشستگی آمده است. تدوین آیین نامه اجرایی این ماده نیز مانند بسیاری از مواد دیگر برعهده دولت به عنوان مجری گذاشته شده است.

وی افزود: در آیین نامه اولیه، مدت قانونی فعالیت کانون‌های بازنشستگی ۲ سال عنوان شده بود. در زمان وزارت آقای شیخ‌الاسلامی در دولت دوم آقای احمدی‌نژاد، این دوره سه سال و در زمان وزارت علی ربیعی در زمان آقای روحانی، این دوره به ۴ سال افزایش پیدا می‌کند. در واقع طی دو دستورالعمل در طی چهارسال، مدت زمان دوره دوبرابر افزایش یافت. در اساسنامه کانون عالی بازنشستگان آمده که اگر دوره تمام شد، شش ماه مهلت وجود دارد که انتخابات برگزار شود. در پرونده اخیر، معاونت روابط کار و اداره کل تشکل‌های کارگری و کارفرمایی در همان زمان طی نامه‌ای ابلاغ کرد که همه تشکل‌های کانون‌های بازنشستگی که تاریخ کار آن‌ها پایان یافته است، شش ماه مهلت دارند تا کانون‌های خود را با انتخابات تشکیل دهند. این مهلت شش ماهه از تاریخ دوم اردیبهشت ۱۴۰۱ شروع می‌شد. کانون‌هایی که در این شش ماه موفق به تشکیل نشدند، مجددا فرجه‌ای جدید دریافت می‌کنند. براساس این فرجه جدید بسیاری از کانون‌ها از جمله کانون بازنشستگان تهران انتخابات خود را عقب انداخته و سپس تشکل خود را شکل دادند.

صادقی با اشاره به‌ عدم صدور حکم قلی شادبخش (رئیس کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی) از سوی معاونت روابط کار گفت: اگر اقدامات ایشان تاکنون غیرقانونی بود، چرا در همان مقطع برگزاری انتخابات کانون عالی بازنشستگان برخوردی صورت نگرفت؟ ما تصور می‌کنیم اگر در انتخابات داخلی کانون عالی بازنشستگان آقای شادبخش انتخاب نمی‌شد و تنها یک عضو عادی هیات رئیسه کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی بود، این حاشیه -به بهانه اینکه اعتبار انتخابات مجمع عمومی ایشان در مرحله شهرستانی مسئله دارد یا زمان و مهلت قانونی برگزاری انتخابات کانون و دوره عضویت ایشان مسئله دارد- ایجاد نمی‌شد.

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با تاکید بر اینکه «صولت مرتضوی به درستی و روشنی در جلسه رای اعتماد خود بر اهمیت سه جانبه‌گرایی به عنوان عنصر کلیدی تنظیم روابط کار اشاره کرده است» گفت: با شعار نمی‌توان به سه‌جانبه‌گرایی رسید.

وی با اشاره به اینکه «تشکل‌های کارگری و بازنشستگی رسمی کشور مظلوم هستند» گفت: ما فعالان تشکل‌های قانونی و ریشه‌دار در فضای صنفی تاکنون از طرف بسیاری از مغرضان خارجی و همچنین عناصر ناهمسو با انقلاب برچسب وابستگی خوردیم. این حاکی از مظلومیت تشکل‌ها است. این درحالی است که به دلیل مشکلات موجود بخشی از بدنه کارگری و بازنشستگی دچار ابهام است و ما نباید این بدبینی را به تشکل‌ها و فعالیت قانونی افزایش دهیم. لذا این را می‌خواهیم که وزیر جدید کار با دفاع از استقلال تشکل‌ها جامعه کارگری را به فعالیت قانون مدار صنفی بدبین نکند و فاصله بین مدیران اجرایی و فعالان تشکل‌ها را عمیق نکند.

صادقی در پایان از وزیر کار جدید خواست تا در سه جانبه گرایی از تجربه وزرای قبلی استفاده کند و همچنین توصیه کرد: آقای مرتضوی در سه جانبه گرایی باید از نمایندگان واقعی کارگران و کارفرمایان بهره ببرد. دولت باید فعالان صنفی کشور را فارغ از مسائل سیاسی و جناحی نگاه کند و نگرش جناحی به تشکل‌ها اشتباه است. تجدیدنظر در تصمیم وزارت کار درباره انتخابات کانون عالی بازنشستگان و بررسی دقیق ایرادات حقوقی رفتار معاونت روابط کار در این حوزه، می‌تواند آزمون خوبی برای وزیر جدید کار باشد.

حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری تشریح کرد؛

جامعه کارگری و بازنشستگان از وزیر جدید کار (سید صولت مرتضوی) چه می‌خواهند؟

جامعه کارگری و بازنشستگان از صولت مرتضوی چه می‌خواهند؟

پرداخت مطالبات سازمان تأمین اجتماعی از دولت، تثبیت جایگاه بانک رفاه در پیکره تأمین اجتماعی، مطالبات جامعه هدف از این سازمان و تعیین‌تکلیف متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی در سال ۱۴۰۲ جزو مهم‌ترین مطالبات جامعه کارگری از صولت مرتضوی است.

به گزارش خبرنگار ایمنا، پس از کش‌وقوس‌های فراوان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی سرانجام در جلسه علنی روز چهارشنبه _بیست‌وهفتم مهرماه_ در جریان بررسی صلاحیت و برنامه‌های وزیر پیشنهادی کار، صلاحیت سیدصولت مرتضوی را احراز کردند و او موفق شد نظر ۱۷۶ نماینده مجلس را برای نشستن بر صندلی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی کسب کند.

وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، به نوعی بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین وزارتخانه کشور است که زیرمجموعه‌های بزرگ و مهمی چون سازمان تأمین اجتماعی، سازمان فنی و حرفه‌ای و صندوق بیمه روستاییان دارد، به همین دلیل مسئولان این وزارتخانه باید رضایت اقشار زیادی همچون بازنشستگان و جامعه کارگری را جلب کنند، زیرا این دو قشر در کانون توجه هستند و هر ساله بر سر مسائلی مانند افزایش حقوق بازنشستگان و کارگران، جلسات متعددی با مسئولان عالی‌رتبه کشور برگزار می‌شود.

برخی از نمایندگان جامعه کارگری، تأخیرهای پیش‌آمده در پرداخت مابه‌التفاوت حقوق و تعیین تکلیف نشدن ۲۵ درصد معوقه سال گذشته را از آثار نبودن یک وزیر مشخص در این وزارتخانه مطرح کردند و معتقدند که این موضوع، روزانه هزینه‌های دولت و اقشار وابسته به این وزارتخانه مهم را افزایش می‌دهد.

اما با مشخص شدن وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، کارگران و بازنشستگان درخواست‌های زیاد و مهمی از این وزارتخانه دارند که این درخواست‌ها و نیازها می‌تواند مرتضوی را در ابتدای وزارت خود به چالش بکشد. یکی از درخواست‌های جامعه کارگری از وزیر کار، جلوگیری از واگذاری بانک رفاه کارگران است؛ کارگران معتقدند که منابع این بانک به بیمه شدگان سازمان تأمین اجتماعی متعلق است و نباید واگذار شود. همچنین پرداخت معوقه پنج ماه ابتدای سال در رابطه با افزایش دستمزد سایر سطوح، ۲۵ درصد متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان و مسائل حوزه درمان از جمله مهم‌ترین موضوعاتی است که مرتضوی باید در اولویت قرار دهد.

حوزه مهم دیگر که وزیر کار باید به آن توجه ویژه داشته باشد، صندوق‌های بازنشستگی است. این صندوق‌ها با کسری زیادی مواجه هستند و برای تعادل‌بخشی به وضعیت آن‌ها باید سیاست‌های ویژه‌ای اتخاذ شود. همچنین گرفتن مطالبات سازمان تأمین اجتماعی از دولت، متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی برای سال بعد و تعیین‌تکلیف بیمه‌های تکمیلی و درمان رایگان از جمله مباحث و درخواست‌هایی است که وزیر جدید کار باید برای رفع و تحقق آن‌ها تلاش کند.

مرتضوی در ابتدای کار با بحران‌های بزرگی مواجه است

حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری کشور نیز در این خصوص به خبرنگار ایمنا، می‌گوید: واقعیت این است که مرتضوی در ابتدای فعالیت در وزارت کار با بحران‌های بسیاری مواجه است که فعالان جامعه کارگری برای کمک به وی اعلام آمادگی کرده‌اند. او وارث وضعیت به هم ریخته‌ای در ساختار وزارتخانه کار و زیر مجموعه‌های آن به ویژه صندوق‌های بازنشستگی است. هر یک از صندوق‌های بازنشستگی با بحرانی بزرگ مواجه‌اند، موفقیت وی رضایتمندی جامعه هدف را به دنبال دارد و در کشور نیز تأثیرات مثبتی خواهد داشت.

وی اضافه می‌کند: در حوزه شاغلان و بازنشستگان جامعه کارگری، انتظاراتی در مواردی که تاکنون بر زمین مانده است از وزیر کار وجود دارد؛ از جمله این مسائل می‌توان به مطالبات سازمان تأمین اجتماعی از دولت، تثبیت جایگاه بانک رفاه در پیکره تأمین اجتماعی و جلوگیری از واگذاری آن به دولت و بخش خصوصی، مطالبات جامعه هدف از سازمان تأمین اجتماعی همچون ۲۵ درصد معوقه و تعیین تکلیف متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی در سال ۱۴۰۲ و همچنین تعیین تکلیف بیمه تکمیلی اشاره کرد.

مسائل بر زمین مانده وزارت کار رفع شود

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری کشور می‌گوید: امروز در حوزه درمان با بحران مواجه هستیم. برگرداندن قطار درمان بر ریل قانون الزام درمان رایگان در سازمان تأمین اجتماعی امری است که باید به سرعت انجام شود. همچنین اصلاحات ساختاری در حوزه شاغلان جامعه کارگری باید مورد توجه وزیر کار قرار گیرد به نحوی که ابتدا سه جانبه گرایی در این حوزه حاکم شده و نقش شرکای اجتماعی، کارگر و کارفرما در همه اجزای زیر مجموعه وزارت کار دیده شود.

صادقی اضافه می‌کند: موضوع نظام‌مند کردن قراردادهای موقت از جمله کارهایی است که در دولت قبل تعیین شد و بر زمین مانده است. لازم است مدت زمان فعالیت کارگران تعیین شده و پس از اتمام این زمان، کارگران موقت، رسمی شوند. بانک اطلاعات شاغلان و افرادی که بیمه بیکاری دریافت می‌کنند همچنان تهیه نشده و انتظار می‌رود در این دوره به نتیجه برسد.

وی تصریح می‌کند: انتظار داریم اصلاحات فصل ششم قانون کار نیز مورد توجه قرار بگیرد زیرا این فصل عامل کاهش قدرت و توانمندی تشکلات کارگری است. علاوه بر موارد گفته شده، لازم است وزیر کار برافزایش حقوق سال ۱۴۰۲ شاغلان و بازنشستگان تمرکز کند. باید کارگروه قدرتمندی برای تعیین سبد هزینه خانوار که بتواند تورم سال آینده را پوشش دهد ایجاد شود.