حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری:

در لایحه‌ دائمی شدن همسان‌سازی پیشنهادی در دولت قبل، منابع لازم برای استمرار متناسب سازی حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی دیده نشده بود/ پس گرفتن لایحه تعجب‌آور نبود/ دولت فقط بدهی ۴۵۰ هزار میلیارد تومانی را بپردازد

 

لایحه‌ همسان‌سازی از ابتدا برای بازنشستگان تامین اجتماعی قابل دفاع نبود/ پس گرفتن لایحه تعجب‌آور نبود/ دولت فقط بدهی ۴۵۰ هزار میلیارد تومانی را بپردازد

 

حسن صادقی تاکید می‌کند: لایحه‌ای که دولت پس گرفت، مزیت چندانی برای بازنشستگان کارگری نداشت؛ آن لایحه برای بازنشستگان کشوری و لشگری جامع بود و همه‌ی مولفه‌های تعریف شده و استاندارد لازم را دربرداشت. اما برای بازنشستگان تامین اجتماعی چیز قابل دفاعی نداشت.

به گزارش خبرنگار ایلنا، دولت در هفتم بهمن ماه، لایحه دائمی شدن همسان‌سازی حقوق بازنشستگان را بعد از چندماه معطلی در مجلس، پس گرفت. مرجوع شدن این لایحه، آنهم با تاخیر چندماهه، سوالات زیادی به وجود می‌آورد. آیا دولت جدید، نگران بار مالی این لایحه بود یا نمایندگان مجلس موافق تصویب آن نبودند؟ لایحه‌ی جایگزین جدیدی که قرار است به مجلس ارائه شود، واجد چه شرایطی است و چه آورده‌ای می‌تواند برای بازنشستگان به خصوص بازنشستگان کارگری داشته باشد؟

بیست و چهارم بهمن ماه، حسینعلی حاجی دلیگانی (عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی) گفت: «دولت نتوانست روی این لایحه بایستد اما انتظار می‌رود که جایگزینی را برای آن ارائه کند؛ البته صندوق‌های لشکری و کشوری از منابع دولت استفاده می‌کنند اما در مورد تامین اجتماعی چنین وضعیتی را شاهد نیستیم.»

اما آیا لایحه جدید می‌تواند منابع کافی برای سازمان تامین اجتماعی فراهم کند تا بازنشستگان این سازمان نگران اعتبار لازم برای تداوم متناسب‌سازی نباشند و بتوانند مثل سایر بازنشستگانِ کشور، از منابع عمومی و خزانه بیت‌المال برای بهبود وضع معیشتی بهره‌مند شوند؟

حسن صادقی (رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری) می‌گوید: ما بازنشستگان کارگری چشم امید چندانی به این لایحه یا اصولاً لوایح دولتی نداریم؛ دولت‌ها به تعهدات خود در قبال سازمان تامین اجتماعی و بیمه‌شدگان آن عمل کنند، مشکلات خود به خود حل می‌شود.

در ارتباط با پس گرفته شدن لایحه همسان‌سازی توسط دولت چه نظری دارید؛ این اتفاق چه نتایجی دارد و آیا می‌توان انتظار جایگزین بهتری داشت؟

لایحه‌ای که دولت پس گرفت، مزیت چندانی برای بازنشستگان کارگری نداشت؛ آن لایحه برای بازنشستگان کشوری و لشگری جامع بود و همه‌ی مولفه‌های تعریف شده و استاندارد لازم را دربرداشت. بنابراین از منظر بازنشستگان زیرمجموعه دولت، لایحه همسان‌سازیِ دولت قبلی، «قابل دفاع» بود. با اختصاص اعتبار مناسب، منابع مورد نیاز برای تداوم همسان‌سازی بازنشستگان صندوق‌های دولت را تامین می‌کرد اما برای بازنشستگان تامین اجتماعی چیز قابل دفاعی نداشت.

آورده‌ی مشخص آن لایحه برای بازنشستگان کارگری چه بود؟

در لایحه دائمی شدن همسان‌سازی، تنها سه مولفه به بازنشستگان کارگری اختصاص داشت. اول اینکه به دولت تکلیف می‌کرد ظرف مدت ۵ سال، بدهی خود به سازمان تامین اجتماعی را بپردازد و آن را کامل تسویه کند. دوم اینکه، سهم سازمان تامین اجتماعی در لوایح بودجه سالیانه دیده شود تا بدهی معوق ایجاد نشود و با مشکل انباشت بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی مواجه نشویم و در نهایت، نحوه اجرای متناسب‌سازی را مشخص کرده بود و تاکید داشت که سازمان تامین اجتماعی از محلِ «منابع داخلی خود» و با برداشت از منابع مطالباتی که از دولت دریافت می‌کند، متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان را اجرایی کند. همین سه مولفه به بازنشستگان کارگری و بیمه‌شدگان سازمان اختصاص داشت، در حالیکه این مولفه‌های الزام‌آور چیز جدیدی نیست؛ اینها همه مواردی است که در جای جای قانون نیز آمده؛ برای مثال در برنامه ششم توسعه به تاکید آمده که دولت باید هرسال بدهی جاری خود به سازمان را بپردازد و تا پایان برنامه، این بدهی را کامل تسویه کند.

بنابراین لایحه دائمی شدن همسان‌سازی برای بازنشستگان کارگری، آورده خاص یا به طور مشخص، آورده‌ی مشخصی نداشت؛ همه مولفه ها، تعهداتی بود که قبلاً در قانون آمده بود اما مساله این است که دولت‌های پس از انقلاب، هرگز به این تعهدات عمل نکرده‌اند.

در مجموع، پس گرفتن لایحه برای ما تعجب‌آور نبود. پس گرفتن لایحه و تلاش برای تدوین مجدد آن، از اساس برای ارائه‌ی لایحه‌ای بهتر نیست بلکه می‌خواهند از سطح تعهدات دولت تا جایی که امکان دارد بکاهند و از امتیازات موجود در لایحه قبلی کم کنند. اما در یک برآورد کلی و اجمالی، وجه تمایز خاصی بین دو لایحه وجود نخواهد داشت. در هر دو لایحه، اگر امتیازی هم باشد، بدون تردید نصیب بازنشستگان زیرمجموعه دولت می‌شود.

بازنشستگان کارگری چه انتظاراتی دارند؛ توقع دارند دولت جدید در لایحه‌ی جایگزین چه مواردی را بگنجاند؛ آیا امکانش هست که در این لایحه‌ی دوم، اعتبار مجزا از خزانه‌ی بیت المال برای اجرای همسان‌سازی حقوق بازنشستگان کارگری کشور اختصاص دهند؟

 ما فقط یک خواسته داریم: به تعهدات خود عمل کنند. به متن صریح قانون بازگردند و به تعهدات خود در قبال سازمان تامین اجتماعی عمل کنند. متناسب‌سازی برای ما بازنشستگان کارگری، از اساس با همسان‌سازی بازنشستگان کشوری متفاوت است. آن‌ها مطالبات معوقه از دولت ندارند، دولت از درآمدهای عمومی کشور هزینه می‌کند و برایشان همسان‌سازی را اجرا می‌کند؛ ما مطالبات معوقه داریم؛ مطالبات سنگینی هم داریم؛ همین مطالبات را به موقع و عادلانه بپردازند، سازمان می‌تواند متناسب‌سازی را عادلانه اجرا کند و تداوم ببخشد. دولت با عدم پرداخت بدهی جاری خود، عملاً ماهانه دست در جیب بازنشستگان کارگری می‌کند؛ دست‌شان را از جیب ما بردارند، ما راضی هستیم.

مطالبات معوقه سازمان تامین اجتماعی دقیقاً چقدر است؛ آیا مبلغ آن مشخص است؟

الان سازمان دقیقاً بین ۴۵۰ تا ۴۷۰ هزار میلیارد تومان از دولت طلبکار است؛ مبلغ ۷۰ هزار میلیارد تومان نیز از بخش خصوصی طلبکاری دارد. اینها را بدهند، نیازی به لایحه نداریم. قانون تامین اجتماعی به خودی خود، جامع و کامل است و بنابراین برای بهبود معیشت بازنشستگان کارگری، اصلاً نیازی به لایحه دولت نیست. اگر این بدهی‌ها پرداخت شود، هیچ مشکلی برای تداوم متناسب‌سازی نخواهیم داشت. ما عطای دولت را به لقایش بخشیده‌ایم؛ فقط به تعهدات مصرح در قانون عمل کنند. مساله این است که دولت در تنظیم لوایح و تخصیص اعتبارات همگانی، هیچ زمان منافع کارگران شاغل و بازنشسته را درنظر نمی‌گیرد؛ علت هم مشخص است؛ دولتی‌ها و قانونگزاران خودشان ذینفع هستند و با بازنشستگان زیرمجموعه‌ی دولت، «اشتراک منافع» دارند؛ مدیران دولتی، قضات، اساتید دانشگاه‌ها، اعضای عالیرتبه دادگستری‌ها و شورای نگهبان، همگی زیرمجموعه دولت و صندوق‌های دولتی محسوب می‌شوند؛ بنابراین همه‌ی قانونگزاران در لایه‌های فرادست، خودشان ذینفع هستند و طبیعی است که در هر قانونگزاری و در هر تخصیص اعتباری، به فکر آینده خودشان هستند و منافع جمعی و مشترک خودشان را در نظر می‌گیرند. اما ما به دنبال «منافع ملی» هستیم.

آنچه می‌گوییم و مطالبه می‌کنیم، همان منافع ملی است؛ وقتی بیش از ۴۲ میلیون نفر از جمعیت کشور به طور مستقیم و غیر مستقیم زیرمجموعه سازمان تامین اجتماعی هستند، اگر امنیت مالی سازمان تامین اجتماعی حفظ شود، یعنی امنیت ملی حفظ شده است. ما می‌خواهیم هیچ چالشی میان فرادستان و اصلی‌ترین و بزرگ‌ترین پشتوانه‌های اجتماعی نظام که کارگران شاغل و بازنشسته هستند، نباشد.

ما نگرانیم که این «تعارض منافع» که تا امروز همیشه حاکم بوده، موجب نشود کارگران با ساختار تصمیم‌سازی کشور، بیگانه شوند؛ ما می‌گوییم شهروندان را به خودی و غیر خودی تقسیم نکنند؛ امروز کارگران شاغل و بازنشسته، احساس می‌کنند در این کشور، شهروند غیر خودی هستند؛ تمام امتیازات و منافع برای دولتی‌ها و زیرمجموعه‌های دولت است؛ در چنین شرایطی چطور توقع دارند بیمه شدگان سازمان تامین اجتماعی یعنی پشتوانه‌های اصلی نظام و اساسی‌ترین سرمایه اجتماعی این کشور، ناامید و سرخورده نشوند؟

پس اگر جمع‌بندی کنیم، باید بگوییم در شرایط موجود، انتظار لایحه بهتری نمی‌توان داشت یا لااقل نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم لایحه جایگزین برای بازنشستگان کارگری، بهتر و مفیدتر باشد.

بله دقیقاً همینطور است؛ دولت لایحه را پس نگرفت که لایحه بهتری جایگزین کند؛ پس گرفت تا از فرمول‌های زایش فکری مدیران سازمان برنامه و بودجه استفاده کند و یک شیر بی‌یال و دم و اشکم به اسم لایحه جدید همسان‌سازی به مجلس تحویل دهد. پس گرفتند تا از سر و ته لایحه بزنند و آن را ابتر کنند؛ خلاصه بگویم، ما بازنشستگان کارگری امیدی به دولت‌ها نداریم؛ آن روزی می‌توانیم امیدوار شویم و اطمینان کنیم که به قانون بازگردند، شعار ندهند بلکه بیایند و بدهی انباشته‌ی حداقل ۴۵۰ هزار میلیارد تومانی خود به سازمان تامین اجتماعی را تسویه کنند.

خانه | کارگری | روابط کار

جای خالی توصیه‌های رهبری در نقشه اقتصادی کشور؛

حسن صادقی: با «شمشیر پلاستیکی» به جنگِ تحریم‌ها رفتیم/ «لوازم خانگی» متورم‌ترین بخش مصرفی خانوار است/ اقتصاد ایران نقشه راه ندارد

 

حسن صادقی: با «شمشیر پلاستیکی» به جنگِ تحریم‌ها رفتیم/ «لوازم خانگی» متورم‌ترین بخش مصرفی خانوار است/ اقتصاد ایران نقشه راه ندارد

 

معاون دبیرکل خانه کارگر، گفت: «افزایش چند مرحله‌ای قیمت‌ها، ناکارآمدی در تولید قطعات یدکی با سرهم‌بندی قطعات دست چندم وارداتی و اجناس بنجل و ارزان اتفاقی بود که رخ داد و گلایه رهبری را در سخنان اخیر ایشان به دنبال داشت.»

به گزارش خبرنگار ایلنا، «راه نجات اقتصاد ایران تولید دانش بنیان و تولید اشتغال محور است»؛ مدتی است که این نسخه برای مقابله با رکود تجویز می‌شود اما جسم بیمار اقتصاد ایران، از پذیرش آن سرباز می‌زند. شاید یکی از دلالی این نپذیرفتن، عدم شناخت اقتصاد باشد؛ علمی که فارغ از رویکردهای طرفداران حمایت از طرف عرضه یا طرفداران حمایت از طرف تقاضا، بر ایجاد تعادل در تخصیص منابع یا همان تقسیم بهینه منابعِ محدود در عوض تامین خواسته‌های نامحدود، تاکید می‌کند. ما گاه اما به جای دستور گرفتن از اقتصاد، به آن دستور می‌دهیم تا چگونه رفتار کند و چگونه خود را با خواسته‌هایمان تنظیم کند؛ در حالی که اقتصاد با تخصیص بهینه منابع کار می‌کند و بر اساس کنش‌های مولد، سطح عرضه و تقاضا را بازسازمان می‌دهد. در این شرایط، رهبری در دیدار روز ۱۰ بهمن ماه با تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی صراحتا خواستار تهیه «نقشه‌ی راهبردی و مدیریت جامع» برای اقتصاد ایران شدند تا کشور بتواند مبتنی بر نیازهای خود و الزامات صنعتی، با الزمات اقتصادی هماهنگ شود. در گفتگو با حسن صادقی (معاون دبیرکل خانه کارگر) برخی نکات مهم مطرح شده در این دیدار را بررسی کردیم. 

رهبری در دیدار اخیر خود با تولیدکنندگان تاکید زیادی بر تولید دانش‌بنیان داشتند؛ البته در گذشته هم بر این موضوع تاکید داشتند و خواستار انسجام اقتصادی کشور بر مبنای این شیوه تولید شده بودند. تاکیدات مقام معظم رهبری تا چه اندازه، بکار بسته شده است؟  

رهبری همواره دغدغه تولید دانش بنیان را داشتند؛ البته نگاه تک بعدی ندارند و نگاهشان به فرایندهایی که به سازماندهی تولید و رشد اقتصادی منجر می‌شوند، گسترده است. در واقع طیف متنوعی از فرایندها را مد نظر دارند. ایشان به اقتصاد تولید محور نگاه عمیقی دارند. نگاهشان منبعث از کار و تولید مولد است. کمتر سالی را دیدم که رهبری بر روی آن نامگذاری کنند اما به تولید و اقتصاد و اشتغال مولد ارتباطی نداشته باشد. ایشان معتقدند که تولید باید بر بستر جذب سرمایه، سازمان داده شود. این یعنی اینقدر تولید مزیت داشته باشد که اشتغال در تولید و صنعت شکل گیرد و نه در خارج از آن. اگر این نگاه مورد توجه قرار می‌گرفت، امروز اقتصاد ایران مزیت خود را در عدم سرمایه‌گذاری، اشتغال پایدار، جذب سرمایه خارجی و… نمی‌یافت؛ علت آنهم هم بخشی‌نگری نسبت به بیانات رهبری، نمایشِ اجرای بیانات ایشان، شکل نگرفتن سواد اقتصادی و درک جایگاه بخش مولد است. زمانی که از تولید صحبت می‌کنیم یعنی درست نگریستن به زایش ثروت و ایجاد درآمد و اشتغال برای مردم نه تن دادن به اقتصاد درون‌گرا و در خود مانده. 

رویکرد و راهبردی که رهبری در دیدار با تولیدکنندگان مطرح کرده‌اند، تا چه اندازه نسبت به گذشته متفاوت بود؟ ایشان چه پیام جدیدی را در زمینه تولید و اشتغال داشتند؟ 

در سخنرانی اخیر و رویکردهای سال ۱۴۰۰ هم، رهبری به فراتر از شعارهای سالیانه گام نهادند؛ یعنی فرمودند که حمایت از جهش تولید با محوریت تولیدات داخلی. این یعنی اِی سرمایه‌گذار، اِی سیاست‌گذار و اِی دولت، بیایید روی تولید متمرکز شوید و اِی بازار سرمایه بیا بر روی تولید دانش‌بنیان و تولید مبتنی بر تامین نیازهای داخلی با مزیت رقابتی، متمرکز شو. اگر کنشگران بازار، فعالان اقتصادی و کارفرمایان، قانونگذار و تدوین‌کنندگان مقررات نتوانستند از این دستورالعمل رهبری استفاده کنند، حتما به کوتاهی خودشان برمی‌گردد؛ در واقع کم‌کاری و بی‌لطفی داشته‌ و به سودهای بازارهای غیرمولد چشم داشته‌اند. 

در واقع می‌گویید عواملی که باید در خدمت رشد اقتصادی باشند، روی سودهای کوتاه مدت متمرکز شده‌اند؟ 

اینها به جای اینکه از مزیت یاد شده برای خود استفاده کنند و تنوع تولید را با قیمت‌های پایین ممکن کنند، تنوع تولید را کم، قیمت را زیاد و کیفیت را کاهش دادند تا به جای تولید در خدمت گرانی و افزایش نرخ تورم باشند. در این زمینه تولیدکنندگان لوازم خانگی و چند تولیدکننده خاص این حوزه، بیشترین فرصت را از محدویت در آزادی رقابت و محدودیت در عرضه، نصیب خود کردند؛ بطوری که لوازم خانگی را به متورم‌ترین بخش مصرفی خانوار تبدیل کردند. این توصیه رهبری و این نگاه مثبت ایشان اگر در معنای واقعی خود، برداشت می‌شد، حوزه صنعت و کارفرمایی می‌توانست برای خود راه نجات بیابد اما به جای حسن استفاده، سوءاستفاده کردند. افزایش چند مرحله‌ای قیمت‌ها، ناکارآمدی در تولید قطعات یدکی با سرهم‌بندی قطعات دست چندم وارداتی و اجناس بنجل و ارزان اتفاقی بود که رخ داد و گلایه رهبری را در سخنان اخیر ایشان به دنبال داشت.

زمانی که شخص اول مملکت این قدر به این موضوعات توجه دارند، اما ما از آن‌ها سوءاستفاده می‌کنیم و دچار فرصت‌سوزی می‌شویم، ناراحتی ایشان را رقم زده‌ایم. پیام رهبری همواره برای ما چراغ هدایتی است؛ حالا چه در جذب سرمایه و چه در اقتصاد مولد؛ ایشان به این نکته به خوبی اشراف دارند؛ هر کشوری که اقتصادش مولد باشد، می‌تواند اشتغال مولد ایجاد کند که این به تولید اشتغال و زایش مجدد ثروت، منتهی می‌شود. در مقابل کشوری که خلاف این مسیر را طی کند، با اینکه ظاهر زیبایی پیدا می‌کند و به رشدهای اقتصادی بالا دست می‌یابد اما به زودی در مسیر سقوط اقتصادی و فقر پا می‌گذارد. رهبری متوجه شده‌اند که ما به جای مسیر اول به مسیر دوم پا گذاشته‌ایم به همین خاطر دلسوزانه در حال تذکر دادن هستند تا هرچه سریعتر خود را از مسیرِ غلط درآوریم. 

رهبری ضمن اشاره به ناکامی‌های تولیدکنندگان، خواهان ترسیم نقشه راه صنعت و تصویب آن شدند. این نقشه باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟ 

برای ارائه پاسخ این پرسش، از گذشته مثالی را می‌آورم. پیش از انقلاب یک قرارداد تجاری میان ایران و چین منعقد شد. بر اساس این قرارداد، ایران به چین اتوبوس، مینی‌بوس، ماشین‌های کشاورزی و ادوات مربوطه را می‌فروخت و چین هم محصولات کشاورزی مورد نیاز ایران را تامین می‌کند. اما امروز چین کجاست و ما کجاییم؟ ایران چند سال قبل از چین صنعت خودروسازی خود را متحول کرد؛ در حالی که چینی‌ها آن زمان مشغول تولید دوچرخه بودند. چینی‌ها زمانی که با سه چرخه‌های پایی مسافرکشی می‌کردند ما بهترین خودروی منطقه را تولید می‌کردیم و به عنوان تاکسی در اختیار مردم قرار می‌دادیم. ایران بهترین اتوبوس‌های ایران‌پیما و بهترین مینی‌بوس‌ها را تولید می‌کرد. الان چه شده که چین بهترین خودروها را تولید می‌کند و خودروسازی‌های به اصطلاح ملی، پلتفرم‌های چند دهه پیش فرانسوی‌ها را مونتاژ می‌کنند؟ اینجاست که رهبری می‌فرمایند، الگویی برای صنعت تهیه کنیم که مبنای توسعه و بروز شدن را در خود داشته باشد. این نقشه صنعتی، نقشه راه هم محسوب می‌شود؛ نقشه‌ای که ما را به‌روز نگه دارد و نقشه‌ای که ما را از مونتاژ و سرهم کاری و جا زدن آن به اسم «صنعت داخلی» بازدارد.

با این نقشه‌ی راه اگر خودرو می‌سازیم، باید به معنای واقعی ملی باشد. در حال حاضر کدام خودرو را کاملا ملی تولید می‌کنیم؟ اگر تولید ملی داریم، چرا باید برای ساخت «کیسه هوا» دچار مشکل باشیم؟ چرا برای ساخت ترمز ABS دچار مشکل هستیم؟ رهبری از موضوعی سخن می‌گویند که چین در آن پا گذاشت اما روسیه از پس آن برنیامد. چین برای اقتصادش نقشه راه کشید؛ نقشه‌ای مبتنی بر عبور از اقتصاد کشاورزی صرف به اقتصاد صنعتی چند بعدی. چین نقشه راه دارد و ما کورمال و کورمال حرکت می‌کنیم. ما هیچگاه یک نقشه مدون، تعریف شده و حساب شده که بتواند از کوچه پس‌کوچه‌های تاریک و مبهم خارج‌مان کند، در دست نداشتیم. از آنجا که کورمال کورمال حرکت می‌کنیم، هم در شاخص‌های مربوط به اقتصاد کلان و هم در شاخص‌های اقتصاد خُرد، کورمال کورمال، حرکت می‌کنیم. 

در واقع با یک انسداد ساختاری مواجه شده‌ایم؛ انگار که با دست خود دیواری ساخته‌ایم و خود را با سرعت به همین دیوار کوبانده باشیم! 

بله، حتما نتیجه این می‌شود که به دیوار برخورد کنیم. صنایع کفش ایران به کجا رسیده‌اند؟ صنایع فرهنگی ما به کجا رسیده‌اند؟ صنایع ملی ما به کجا رسیده‌اند؟ خودروسازی کشور و لوازم خانگی به کجا رسیده‌اند؟ علت به هیچ جا نرسیدن ما، این است که راه چینی‌ها را نشناختیم و مدعی خودکفایی هستیم. چین می‌گوید یک حقیقتی هست و من از درون آن واقعیات را استخراج می‌کنم. واقعیت این است که باید خود را با جهان امروز حرکت دهیم و به‌روز کنیم. واقعیتی هست به نام تکنولوژی، واقعیتی هست به نام اقتصاد مولد که اگر در آن حرکت نکنیم، نمی‌توانیم جذب سرمایه خارجی را داشته باشیم. چون چین واقعیت را از درون حقیقیت درآورده توانسته نقشه راه خود را استخراج کند؛ در نتیجه صنعت چرمش، صنعت خودرواش و صنعت اسباب‌بازی سازی‌اش راه و روش اختصاصی خود را دارد.

اگر چین زمانی دنباله‌رو بود، امروز خط مشی صنعتی خود را دارد. باید پرسید که «چینِ کمونیست» امروز چه چیزی را تولید نمی‌کند؟ به حدی در قضایای تولید و تجارت خوب خود را به جلو رانده، که آمریکا را هم نگران کرده است؟ چین شعار نداد، سرش را پایین انداخت و کارش را انجام داد. باید عمل‌گرایی چینی را به کار می‌بستیم درگیر شعارزدگی نمی‌شدیم.

به جای عملگرایی در پی تریبون راه انداختن برای کوبیدن این و آنیم. نگفتیم این خوب طراحی کرده احسن بر او؛ این خوب تولید کرده احسن بر او؛ این خوب برنامه‌ریزی کرده احسن بر او. به جای اینها هرکس که خوب دیگران را به باد انتقاد گرفت و خود هیچ در چنته نداشت را تشویق کردیم و بر او احسن گفتیم! رهبری می‌فرمایند اینها را رها کنید و راه صنعتی شدن را در پیش بگیرید تا به تکنولوژی و اقتصاد مولد دست یابید. برای اینکه یک کشور، موفق باشد، باید اقتصادش را در ریل مولدسازی قرار دهد. برای اینکه اینقدر مزیت در اقتصاد ایجاد کنم که اشتغال آبرومندانه حفظ شود نه اشتغال کاذب و پرهزینه، باید به نقشه را دست یابیم. رهبری می‌فرمایند که اقتصاد و اشتغال غیرمولد را که پناهگاه رانت و چپاولِ سرمایه شده را ناامن کنیم. رهبری می‌خواهند که سرمایه در کارخانه‌جات به جریان بیفتد نه در مال‌سازی و شهرک‌های مسکونی چند صد میلیاردی. 

رهبری در بیانتشان به مسئله تحریم‌ها و تاثیر آن‌ها بر اقتصاد ایران اشاره داشتند اما همزمان به کم‌کاری‌ها هم اشاره داشتند. در تعیین عوامل موثر بر کاهش اندازه اقتصاد ایران، تحریم‌ها را بیشتر موثر می‌دانید یا سهم بیشتری برای کم کاری قائل هستید؟ کم کاری در چه حوزه‌ای بیشتر به معیشت مردم آسیب زده است؟ 

ابتدا توجه داشته باشیم که ایران در نظامی‌گری و صنایع هسته‌ای برتری نسبت به چینی‌ها ندارد، اما چگونه است که ما را تحریم می‌کنند و چینِ ابرقدرت را نه؟ چون اقتصاد ایران نقشه راه ندارد؛ چون صنعت ایران، نتوانسته در زنجیره جهانی «تقسیم کار» قرار گیرد، پس راحت هم تحریم می‌شود، راحت کنار گذاشته می‌شود. تحریم برای اقتصادهای جدا مانده از جهان، سم است. رهبری این موضوع را به درستی تشخیص داده‌اند و تاکید دارند که تحریم‌ها «بلاشک» تاثیرگذار بوده‌اند اما به صورت غیرمستقیم یادآور می‌شوند؛ اینکه نتوانستیم در اقتصاد بین‌الملل جایگاهی را برای خود بیابیم تا تحریم بر ما اثر نکند، ناشی از کوتاهی خودمان بوده است. در نتیجه در بیاناتشان سهم تحریم‌ها را منکر نمی‌شوند. تحریم حتما عامل کاهش رشد اقتصادی کشور بوده است اما باید از خود بپرسیم که چه کرده‌ایم که دنیا از جدا کردن ما از خود نگران نیست.

پرسش این است که تحریم، توانست ما را بر نظارت بر ضعف‌های ساختاری منجر به کاهش شاخص‌های موثر اقتصادی توانمند کند؟ به نظر من پاسخ یک نه بزرگ است. در نتیجه هم تحریم شدیم و هم درنیافتیم حالا که از تحریم‌ها هزار تا ۲ هزار میلیارد دلار زیان دیده‌ایم، باید چه کنیم تا مجدد آسیب نبینیم.

در نتیجه سهم کم کاری‌ها زیاد است اما باید این را هم بگویم که سهم تحریم در خلق ناکارآمدی بزرگتر است. نمی‌توانیم همه مشکلات را بر گردن کسانی که با هزار و یک تحریم بودجه را بستند، بیندازیم؛ منتها یک مشکل که خیلی جدی به کم کاری برمی‌گردد، ناتوانی در ایجاد شبکه توزیع کالاهای اساسی است. اگر توزیع کالاهای اساسی دارای نظم و نظام بود، می‌توانستیم بخشی از مشکلات موجود را حل کنیم تا مردم بسیار کم هزینه‌تر به اقلام مهم سبد مصرفی خود دست یابند. از این جهت مشکلات معیشتی مردم تشدید شد؛ آنهم در شرایطی که هیچ راهبرد صنعتی برای تقویت اقتصاد مولد نداشتیم و با «شمشیر پلاستیکی» به جنگِ تحریم‌ها رفتیم.

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری تاکید کرد؛

برای اعتبار تأمین اجتماعی در بودجه ۱۴۰۱ نباید شریک تعریف شود/ رایزنی دبیران اجرایی با اعضای کمیسیون تلفیق

 

برای اعتبار تأمین اجتماعی در بودجه ۱۴۰۱ نباید شریک تعریف شود/ رایزنی دبیران اجرایی با اعضای کمیسیون تلفیق

 

معاون دبیرکل خانه کارگر و رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در جلسه مجازی با دبیران اجرایی شعب خانه کارگر، گفت: «برای اعتبار تخصیص یافته به سازمان تأمین اجتماعی در لایحه بودجه ۱۴۰۱، نباید هیچ شریکی تعریف شود.»

به گزارش خبرنگار ایلنا، «حسن صادقی» در جلسه مجازی دبیران اجرایی شعب خانه کارگر کشور که در روز یکشنبه (مورخ ۱۷ بهمن ماه) برگزار شد، از کلیه دبیران اجرایی شعب خانه کارگر خواست تا در اسرع وقت با نمایندگان حوزه انتخابیه استانها و شهرستانها در کمیسیون تلفیق بودجه ۱۴۰۱ مجلس، پیرامون‌ عدم شریک قرار دادن سازمان یا ارگان خاصی برای ۹۰ هزار میلیارد تومان اعتبار تخصیص یافته با سازمان تأمین اجتماعی در بند «و» تبصره ۲ بودجه ۱۴۰۱ مذاکره و رایزنی داشته باشند و نظرات آن‌ها را در این خصوص جلب نمایند. 

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در ادامه گفت: بازنشستگان امروز همان جوانان انقلابی دیروز هستند که تمام قد در دفاع از این انقلاب، در میدان حضور یافتند. بنابراین شایسته نیست مجلس انقلابی در حق جامعه کارگری بازنشسته کشور کوتاهی کند. 

وی با اشاره به مصوبه اخیر کمیسیون تلفیق بودجه ۱۴۰۱ گفت: تاکنون اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در سایه حضور مطالبه‌گرایانه جامعه کارگری بازنشسته، موفق به برگزاری تجمعاتی در سطح استان و کشور شده است. برگزاری چنین تجمعاتی، سبب تحقق نسبی برخی مطالبات جامعه کارگری بازنشسته شده است. از جمله آن‌ها می‌توان به اجرایی شدن متناسب‌سازی در ابتدای امسال و همچنین تصویب اعتبار ۸۹ هزار میلیارد تومانی برای سازمان تأمین اجتماعی در بودجه سال ۱۴۰۰ و همچنین تصویب اعتبار ۹۰ هزار میلیارد تومانی در کمیسیون تلفیق بودجه ۱۴۰۱ اشاره کرد که فقط با همت و حضور بازنشستگان محقق شد. 

صادقی در پایان سخنان خود ضمن تأکید مجدد به دبیران اجرایی شعب خانه کارگر، پیرامون رایزنی با اعضای کمیسیون تلفیق گفت: همه ما وظیفه داریم تمام قد از حقوق جامعه کارگری شاغل و بازنشسته دفاع کنیم. اما زمانی این حمایت به نتیجه دلخواه و مطلوب خواهد رسید که کلیه تشکل‌های کارگری با یکدیگر انسجام و وحدت داشته باشند. 

دبیران اجرایی شعب خانه کارگر نیز در پایان جلسه مجازی به بیان نقطه نظرات خود در خصوص لزوم حمایت مجلس انقلابی از جامعه کارگری شاغل و بازنشسته کشور پرداختند و قول دادند تلاش حداکثری خود را در مذاکره و رایزنی با نمایندگان حوزه انتخابیه استانها و شهرستانهای خود در کمیسیون تلفیق بودجه و جلب نظر آن‌ها، به کار گیرند.

یادداشتی از حسن صادقی؛

کارگران؛ طلایه داران انقلاب اسلامی

 

کارگران؛ طلایه داران انقلاب اسلامی

 

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، در یادداشتی به مناسبت فرارسیدن «ایام الله» دهه فجر به تشریح ضرورت‌‌های تامین معیشت کارگران پرداخت.

زنگ آغاز دهه مبارک فجر و چهل و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است به صدا درآمد. 

انقلابی که شعار دفاع و حمایت از محرومین و افراد ضعیف جامعه را از اهداف بلندمدت خود قرار داد و با تکیه به همین شعار، سرانجام در ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ به پیروزی انجامید. انقلابی که امام بزرگوار و رهبر «عظیم‌ شان» آن به صراحت گفتند که یک موی کوخ نشینان را به یک عمر زندگی با کاخ نشینان معاوضه نخواهد کرد و این سخنِ امام و سخنان گوهربار سلف بی‌بدیل ایشان مقام معظم رهبری در حمایت از قشر ضعیف جامعه بالاخص کارگران مبنی بر اینکه هر قانونی که تصویب و یا اصلاح می‌شود باید در آن جنبه دفاع از محرومین به ویژه کارگران پررنگ‌تر دیده شود؛ که بارها این موضوع را متذکر شده‌اند. 

اما آیا امروز که در چهل و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هستیم این معیارها و شعارها نهادینه و به واقعیت پیوند داده شده‌اند؟ این سوالی است که امروزه با وضعیت پیش آمده در حوزه اقتصادی و اثرات مخرب آن بر زندگی این گروه مدنظر انقلاب و نظام، منافات دارد. معنی و مفهوم آن این است که اهداف موردنظر برآورده نشده و عملاً این قشر جامعه، دارای وضعیت شکننده‌تری نسبت به قبل از انقلاب هستند. کارگرانی که نقش بسیار مهمی در طلوع انقلاب اسلامی داشته‌اند؛ به عبارتی از جمله نیروها و طبقات اجتماعی که همراه سایر اقشار در صحنه انقلاب حضور و نقش مؤثر داشته‌اند، کارگران بودند؛ و این موضوع به خوبی بر همگان آشکار است. 

حضور کارگران در جریان انقلاب که از طریق برگزاری اعتصاب، تظاهرات و… صورت گرفت، تأثیر زیادی بر اقتصاد کشور داشته است. اعتصاب آنان در صنایع، کارخانه‌ها و مراکز مختلف سبب توقف بسیاری از فعالیت‌های تولیدی و خدماتی گردید. در این میان آنچه تأثیر مهمی بر جریان پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشت، اعتصاب کارگران صنعت نفت به درخواست رهبری انقلاب اسلامی بود که توانستند تولید نفت را متوقف و در نتیجه درآمدهای دولت از فروش نفت را به میزان بسیار زیادی کاهش دهند. همچنین از سوی دیگر دولت با تعطیلی کارخانه‌ها بر اثر اعتصاب کارگران، کمبود مواد غذایی و سوخت، اعتصاب بازارها، دانشگاه‌ها، مدارس، کارخانه‌ها و شبکه‌های حمل ونقل مواجه شد. مجموعه این اقدامات سبب شد تا با کاهش قدرت اقتصادی نظام شاهنشاهی، جریان پیروزی انقلاب با سرعت بیشتری صورت پذیرد. 

لذا در این مقطع زمانی که انقلاب، مسیر گام دوم را در مرحله آغاز دارد حتماً می‌بایست مروری بر عملکرد گذشته و توفیقات صورت گیرد و سعی در جامه عمل پوشاندن به این شعارها را داشته باشیم تا پس از بررسی دقیق به حل مشکلات و بازگشت به شعارهای انقلاب و سخنان حضرت امام و بیانات رهبریت معظم انقلاب، انجام پذیرد و برای جذب مجدد این قشر دلسوز و وفادار انقلاب و نظام، و دلجویی و رفع دلخوری از آن‌ها با حل مشکلات در حوزه اقتصاد و درآمد و رفاه اجتماعی که بسیار سخت ولی شدنی و قابل حل شدن است، را رقم بزنیم. 

این امر میسر نخواهد بود مگر با شناخت دقیق و کافی نسبت به وضعیت فقر و معیشت کارگران؛ چراکه اولین گام در بهبود وضعیت معیشت کارگران و همچنین طراحی و اجرای برنامه‌های مبارزه با فقر، بررسی وضعیت موجود فقر است. چراکه کارگران تاثیرگذارترین قشر در به حرکت درآوردن چرخ اقتصاد کشور به شمار می‌روند. اما اینها طبقه‌ای بسیار آسیب‌پذیر در حوزه اقتصاد هستند که هرگاه سیاست‌های نادرستی در این حوزه اعمال شود، کارگران و خانواده‌های آن‌ها در معرض بیشترین آسیب‌ها قرار می‌گیرند. در همین راستا محاسبه خط فقر و برآورد میزان و شدت وقوع فقر می‌تواند اطلاعات مفیدی را در این زمینه فراهم آورد. سنجش فقر می‌تواند منجر به درک روشنی از روند تحولات فقر شده و تصویری منسجم از فقر در طول زمان ارایه نماید. در نتیجه دولت‌های مختلف قادر خواهند بود تصمیمات و اقدامات لازم را هدف‌گذاری و اتخاذ نمایند. 

اینجانب ضمن تبریک فرارسیدن چهل و سومین بهار انقلاب اسلامی را به جامعه کارگری کشور که همانا طلایه داران انقلاب اسلامی هستند، از دولت و مجلس انقلابی انتظار داریم تا نسبت به بهبود وضعیت معیشت جامعه کارگری تصمیمات و اقدامات عاجلی را صورت دهند.

رییس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری:

انقلابی گری یعنی دیدن سهم ۴۴ میلیون کارگر و بازنشسته در بودجه/ گام دوم انقلاب یعنی بار را از روی دوش فقرا برداشتن

 

انقلابی گری یعنی دیدن سهم ۴۴ میلیون کارگر و بازنشسته در بودجه/ گام دوم انقلاب یعنی بار را از روی دوش فقرا برداشتن

 

رییس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، گفت: انقلابی‌گری یعنی اینکه سهم ۴۴ میلیون خانوار کارگری و بازنشستگی را در بودجه دیدن.

به گزارش خبرنگار ایلنا، حسن صادقی در مراسم گرامیداشت دهه فجر انقلاب اسلامی که امروز در محل خانه کارگر برگزار شد، گفت: مقام معظم رهبری تاکید دارند که هر قانونی که نوشته می‌شود، با توجه به طرف ضعیف باشد. 

وی افزود: انقلاب بر دوش طبقه کارگر سوار شد. این زیبنده انقلاب نیست که دست طبقه کارگر را نگیریم. این انقلاب آمد که دست ضعفا را بگیرد. 

وی با بیان اینکه گام دوم انقلاب یعنی بار را از روی دوش فقرا برداشتن، گفت: آنچه انتظار داریم فراخ شدن مسیر معیشت طبقه کارگر در گام دوم انقلاب است. اساسا انقلاب شد تا معیشت مردم تامین شود و مقدسات تقویت شوند، نه اینکه یک ضلع با سرعت برود و یک ضلع لاک پشتی حرکت کند. 

صادقی با بیان اینکه باید در بودجه نگاه انقلابی حاکم باشد، افزود: نباید بودجه ریزی به گونه‌ای باشد که حقوق طرف ضعیف در نظر گرفته نشود. آرمان امام و انقلاب و رهبری در نظر گرفتن طبقه ضعیف در بودجه است نه اینکه ۱۴۰۱ بدتر ین سال برای ضعفا و طرفداران انقلاب باشد. 

وی با بیان اینکه سهم ۴۴ میلیون نفر را باید در بودجه ببینند، گفت: این صندوق باید بتواند حرکت کند که اگر بتواند در حوزه بازنشستگان و ارائه خدمات انقلابی عمل کرده است؛ انقلابی عمل کردن یعنی سهم این ۴۴ میلیون نفر را در بودجه دیدن.   

وی افزود: اگر انقلابی هستید دست طبقه مظلوم که لای چرخ اقتصاد وابسته به ملاکان و ثروتمندان مانده را بگیرید. انقلابی‌گری یعنی حاکمیت مستضعفین بر جهان سرمایه داری. انقلابی کسی است که مقابل زیاده خواهی بایستد. انقلابی‌گری یعنی برخورد با فساد.

یادداشتی از حسن صادقی؛

کارگران؛ طلایه داران انقلاب اسلامی

 

کارگران؛ طلایه داران انقلاب اسلامی

 

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، در یادداشتی به مناسبت فرارسیدن «ایام الله» دهه فجر به تشریح ضرورت‌‌های تامین معیشت کارگران پرداخت.

زنگ آغاز دهه مبارک فجر و چهل و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است به صدا درآمد. 

انقلابی که شعار دفاع و حمایت از محرومین و افراد ضعیف جامعه را از اهداف بلندمدت خود قرار داد و با تکیه به همین شعار، سرانجام در ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ به پیروزی انجامید. انقلابی که امام بزرگوار و رهبر «عظیم‌ شان» آن به صراحت گفتند که یک موی کوخ نشینان را به یک عمر زندگی با کاخ نشینان معاوضه نخواهد کرد و این سخنِ امام و سخنان گوهربار سلف بی‌بدیل ایشان مقام معظم رهبری در حمایت از قشر ضعیف جامعه بالاخص کارگران مبنی بر اینکه هر قانونی که تصویب و یا اصلاح می‌شود باید در آن جنبه دفاع از محرومین به ویژه کارگران پررنگ‌تر دیده شود؛ که بارها این موضوع را متذکر شده‌اند. 

اما آیا امروز که در چهل و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هستیم این معیارها و شعارها نهادینه و به واقعیت پیوند داده شده‌اند؟ این سوالی است که امروزه با وضعیت پیش آمده در حوزه اقتصادی و اثرات مخرب آن بر زندگی این گروه مدنظر انقلاب و نظام، منافات دارد. معنی و مفهوم آن این است که اهداف موردنظر برآورده نشده و عملاً این قشر جامعه، دارای وضعیت شکننده‌تری نسبت به قبل از انقلاب هستند. کارگرانی که نقش بسیار مهمی در طلوع انقلاب اسلامی داشته‌اند؛ به عبارتی از جمله نیروها و طبقات اجتماعی که همراه سایر اقشار در صحنه انقلاب حضور و نقش مؤثر داشته‌اند، کارگران بودند؛ و این موضوع به خوبی بر همگان آشکار است. 

حضور کارگران در جریان انقلاب که از طریق برگزاری اعتصاب، تظاهرات و… صورت گرفت، تأثیر زیادی بر اقتصاد کشور داشته است. اعتصاب آنان در صنایع، کارخانه‌ها و مراکز مختلف سبب توقف بسیاری از فعالیت‌های تولیدی و خدماتی گردید. در این میان آنچه تأثیر مهمی بر جریان پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشت، اعتصاب کارگران صنعت نفت به درخواست رهبری انقلاب اسلامی بود که توانستند تولید نفت را متوقف و در نتیجه درآمدهای دولت از فروش نفت را به میزان بسیار زیادی کاهش دهند. همچنین از سوی دیگر دولت با تعطیلی کارخانه‌ها بر اثر اعتصاب کارگران، کمبود مواد غذایی و سوخت، اعتصاب بازارها، دانشگاه‌ها، مدارس، کارخانه‌ها و شبکه‌های حمل ونقل مواجه شد. مجموعه این اقدامات سبب شد تا با کاهش قدرت اقتصادی نظام شاهنشاهی، جریان پیروزی انقلاب با سرعت بیشتری صورت پذیرد. 

لذا در این مقطع زمانی که انقلاب، مسیر گام دوم را در مرحله آغاز دارد حتماً می‌بایست مروری بر عملکرد گذشته و توفیقات صورت گیرد و سعی در جامه عمل پوشاندن به این شعارها را داشته باشیم تا پس از بررسی دقیق به حل مشکلات و بازگشت به شعارهای انقلاب و سخنان حضرت امام و بیانات رهبریت معظم انقلاب، انجام پذیرد و برای جذب مجدد این قشر دلسوز و وفادار انقلاب و نظام، و دلجویی و رفع دلخوری از آن‌ها با حل مشکلات در حوزه اقتصاد و درآمد و رفاه اجتماعی که بسیار سخت ولی شدنی و قابل حل شدن است، را رقم بزنیم. 

این امر میسر نخواهد بود مگر با شناخت دقیق و کافی نسبت به وضعیت فقر و معیشت کارگران؛ چراکه اولین گام در بهبود وضعیت معیشت کارگران و همچنین طراحی و اجرای برنامه‌های مبارزه با فقر، بررسی وضعیت موجود فقر است. چراکه کارگران تاثیرگذارترین قشر در به حرکت درآوردن چرخ اقتصاد کشور به شمار می‌روند. اما اینها طبقه‌ای بسیار آسیب‌پذیر در حوزه اقتصاد هستند که هرگاه سیاست‌های نادرستی در این حوزه اعمال شود، کارگران و خانواده‌های آن‌ها در معرض بیشترین آسیب‌ها قرار می‌گیرند. در همین راستا محاسبه خط فقر و برآورد میزان و شدت وقوع فقر می‌تواند اطلاعات مفیدی را در این زمینه فراهم آورد. سنجش فقر می‌تواند منجر به درک روشنی از روند تحولات فقر شده و تصویری منسجم از فقر در طول زمان ارایه نماید. در نتیجه دولت‌های مختلف قادر خواهند بود تصمیمات و اقدامات لازم را هدف‌گذاری و اتخاذ نمایند. 

اینجانب ضمن تبریک فرارسیدن چهل و سومین بهار انقلاب اسلامی را به جامعه کارگری کشور که همانا طلایه داران انقلاب اسلامی هستند، از دولت و مجلس انقلابی انتظار داریم تا نسبت به بهبود وضعیت معیشت جامعه کارگری تصمیمات و اقدامات عاجلی را صورت دهند.