اسدالله عسکراولادی: ریشه مشکل به اینجا بر میگردد که دولتها به جای ایجاد اشتغال برای اقشار پایین، بیشتر به فکر حکومت کردن بر آنها هستند؛ سیاسی هم صحبت نمیکنم، بلکه تخصصی و بر اساس تجربه حرف میزنم.
به گزارش جوان آنلاین، اسدالله عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین در خصوص اینکه عدهای از افراد جامعه که تعدادشان کم هم نیست معمولاً در فشار اقتصادی هستند و به قول معروف، «هشتشان گرو نُه آنهاست» میگوید: خیلی صریح بگویم؛ ریشه مشکل به اینجا بر میگردد که دولتها به جای ایجاد اشتغال برای اقشار پایین، بیشتر به فکر حکومت کردن بر آنها هستند؛ سیاسی هم صحبت نمیکنم، بلکه تخصصی و بر اساس تجربه حرف میزنم.
مثلاً ببینید، امروز به جای پول دادن به افراد ضعیف جامعه به عنوان «یارانه»، باید برای آنها شغل ایجاد کنیم؛ ما امروز در کشوری زندگی میکنیم که 75 میلیون جمعیت دارد یعنی کابینه 36 میلیونی شهید رجایی در سالهای 58 و 59، امروز به 75 میلیون نفر رسیده است! این نشان میدهد که در فاصله 30 سال گذشته تاکنون، 37 – 38 میلیون نفر آدم زیر 30 سال پیدا کردهایم.
این همه جمعیت جدید و عمدتاً جوان که نیاز به «شغل» دارند تا درآمد کسب کرده و ازدواج و زندگی خود را تأمین کنند؛ بنابراین، اشتغال بسیار مهم است؛ چون از این مسئله غافل بودهایم، عدهای هشتشان گرو نُهشان است؛ البته بیکاری باعث انحرافات دیگری هم میشود. بنابراین دولتها وظیفه دارند که شغل برای افراد ایجاد کنند.
فارس: نماینده تهران در مجلس گفت: احمدینژاد از اجرای قانون یارانهها تنها پرداخت نقدی غیرقانونی و بیش از حد مجاز را اجرا کرد و تولید و صنعت به دلیل همین اجرای نادرست رئیس جمهور تعطیل شد.
احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی صبح امروز مجلس و در جریان بررسی پیشنهاد نادران برای حذف 10 هزار میلیارد تومان از میزان درآمدهای دولت از محل اجرای هدفمندی یارانهها گفت: در پاسخ به سخنان میرتاجالدینی باید بگویم این سخنان آنها تحریف حرفهای نمایندگان است چراکه ایشان اعلام کرد "مجلس با مانعتراشی جلوی اجرای هدفمندی یارانهها را گرفته، اگر هر سال یک قسمت از قانون را اصلاح کنید، جامعه خراب میشود" در حالی که این حرفها یک نسبت ناروا به مجلس است.
وی با طرح این سؤال که واقعا چه کسی هر سال یک قسمت از قانون هدفمندی را تعطیل کرد؟ گفت: آقای احمدینژاد آمد در جلسه غیرعلنی مجلس و هر آنچه خواست، نمایندگان به وی مجوز دادند. من از ابتدا نیز با تصویب این قانون مخالف بودم اما نزدیک به یک سال در این خصوص مصاحبه نکردم و فقط یک نامه با سه راهحل به دولت پیشنهاد دادم. آیا این کار من خراب کردن کار دولت تعبیر میشود؟
این نماینده مجلس ادامه داد: احمدینژاد که از اجرای قانون هدفمندی یارانهها تنها پرداخت نقدی غیرقانونی و بیش از حد مجاز را اجرا کرد و تولید و صنعت به دلیل همین اجرای نادرست رئیس جمهور تعطیل شدند، آیا او مقصر است یا مجلس؟
توکلی افزود: احمدینژاد سهم یارانه تولید را به صورت یارانه نقدی به مردم داد و همین مسئله شرکت توانیر را با مشکل مواجه کرد، ضمن آنکه درآمد شرکت گاز را هم به این شرکت نداد. حالا با این تفاسیر چه کسی جامعه را خراب میکند؟
وی ادامه داد: اگر بحث نان و آب مردم است که حذف نشود، و نمایندگان نباید این کار را انجام دهند، پس باید چه کار کنند؛ من قسم خوردم مصالح ملی را در نظر بگیرم و معتقدم با این رویه کشور دچار مشکل میشود و تولید از بین خواهد رفت.
این نماینده مجلس در پایان سخنان خود تاکید کرد: رئیس جمهور دائم سخنرانی میکند و میگوید من میخواهم به مردم یارانه نقدی بدهم ولی مجلس نمیگذارد اما باید از همین جا به مردم بگویم پولهایی که رئیس جمهور به آنها میدهد، خدمت به مردم و اقتصاد ملی نیست چرا که اگر پول نقد را طوری تقسیم کنیم که بیکاری ایجاد کند و اشتغال از بین برود، به نفع جامعه نیست.
هادی ابوی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، با اشاره به تغییرات مورد نظر دولت در اصلاح قانون کار گفت: در پیش نویس قانون کار، قرار نیست که سه جانبه گرایی کمرنگ شود، بلکه نیت بر این است که تشکلهای موجود در حوزه کارگری از جمله شورای اسلامی کار، مجمع نمایندگان کارگری و کانون عالی انجمنهاي صنفي ادغام شوند.
وی افزود: در شرایط فعلی گروههای مختلفی میخواهند حرف آخر را در زمینه حقوق کارگران بزنند، که برای رفع این مشکل، دولت میخواهد مجمع عالی کارگران ایران را تاسیس کند.
رئیس انجمن صنفی کارگران ایران در مورد مشکلات تاسیس این مجمع گفت: اصل سه جانبه گرایی نباید تحت تاثیر تشکیل این مجمع باشد و از سوی دیگر، کمیت، کیفیت و استقلال مجع نیز باید درنظر گرفته و رعایت شود.
این فعال کارگری تصریح کرد: برای اینکه حرف ما به حساب بیاید، باید با یکدیگر وحدت کنیم تا خروجی نهایی به نفع همه باشد، از این رو ما روی استقلال مجمع حرفهای زیادی داریم که در این زمینه سازمان بین المللی کار هم بر روی حفظ استقلال تاکید دارد.
به گزارش ایلنا به نقل از پایگاه اینترنتی تامین، مدیر عامل صندوق تأمیناجتماعی کشور صبح امروز در مراسمی که همزمان با روز زن برگزار شد، اهم اقدامات خود از زمان تصدی پست مدیر عاملی این صندوق تا کنون را تشریح کرد.
مرتضوی در بخشی از این سخنرانی از منتفی شدن انتقال بیمارستان لبافینژاد به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی خبر داد و گفت: تمهیدات لازم برای ابقای این بیمارستان مهم و ممتاز در صندوق تأمیناجتماعی کشور انجام شده است.
پرداخت کارانه معوق کارکنان بخش بیمهای و درمان غیرمستقیم سراسر کشور، انعقاد تفاهم نامه با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به منظور حذف شرط شبانهروزی بودن مراکز درمانی سرپایی برای صدور پروانه بهرهبرداری و کسب مجوز به کارگیری پزشک متخصص طرحی از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و همچنین پذیرش پزشک عمومی به عنوان مسئول فنی بخش های رادیولوژی مراکز سرپایی و بیمارستانهای منتخب صندوق تأمیناجتماعی، انعقاد تفاهمنامه با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به منظور راهاندازی پژوهشکده سلامت و تامیناجتماعی با استفاده از حداکثر ظرفیت طرفین در زمینه تولید و به کارگیری دانش و انعقاد تفاهمنامه با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای بهرهگیری از توانمندی و قابلیتهای موجود طرفین به منظور گسترش خوشههای علمی، فناوری و ایجاد جریان ارزش دانشی و هدایت منابع در تحول و ارتقای خدمات تأمیناجتماعی از دیگر اقداماتی بود که مدیر عامل صندوق تأمیناجتماعی به آن اشاره کرد.
تدوین طرح تشکیل شرکت سرمایه گذاری نوین شستان
مرتضوی در ادامه گفت: طرحی تدوین شده است که با وصول این مطالبات از محل واگذاری سهام شرکتهای یاد شده شرکتی با شرکت سرمایهگذاری تأمیناجتماعی نوین (شستان) ایجاد شود که در 3 هلدینگ صنایع نفت و گاز، صنایع فلزی و مواد و بانک و بیمه فعالیت خواهد کرد.
وی خاطرنشان کرد: کارشناسان معتقدند با شروع فعالیت شستان و کسب درآمد 21 شرکت یاد شده، صندوق تأمیناجتماعی قادر خواهد بود به حقوق و مزایای بازنشستگان و مستمری بگیران سراسر کشور مبلغ قابل توجهی اضافه کند که امیدواریم با تصویب هر چه سریعتر این موضوع در هیئت امنا این مهم محقق شود.
جواد اکبری در گفتگو با خبرنگا ایلنا با اشاره به قانون همسان سازی حقوق بازنشستگان، اظهار كرد: افزایش میزان عیدی و حقوق، اختصاص سبد کالاي ویژه مستمری بگیران از جمله مواردی است که در پي تصويب اين قانون بازنشستگان در انتظار اجراي آن توسط دولت هستند.
اين فعال جامعه بازنشستگان كشور در ادامه با انتقاد از تغيير نيافتن حقوق كارگران بازنشسته عليرغم گذشت دو ماه از سال افزود: با اجراي قانون همسانسازي میتوان بازنشستگان را به دریافت مطالباتشان امیدوار کرد.
اکبری با اشاره به نابسامانیهای حوزه درمان تامین اجتماعی گفت: با وجود اينكه كارگران در طول زمان كارشان هر ماه 30 درصد از حقوقشان را در صندوق تامين اجتماعي سرمايهگذاري ميكنند اما در زمان بازنشستگي با مراجعه به هر یک از بیمارستانهای تحت پوشش از کمترین خدمات درمانی برخوردار میشوند.
او ادامه داد: علاوه بر اینکه قانون ارجاع به فراموشی سپرده شده است، تعهداتی که سازمان بیمه گر نسبت به بیمه شده خود دارد نیز به درستی انجام نمیشود.
او در خاتمه با اشاره به اينكه مشكلاتي كه بر اثر بحرانهاي اقتصادي گريبانگير همه اقشار جامعه شده است بر بازنشستگان به دليل ناتواني در كار تاثير مضاعفي داشته است، گفت: كارگران بازنشسته که عمر خود را در جهت خدمت به کشور و مردم صرف کردهاند هم اکنون در تامين مخارج زندگی روز مره خود در مانده شدهاند.
| مجلس بعدی کار خود را با استیضاح وزیر کار آغاز خواهد کرد؟ |
|
آفتاب: قول شرفی که از همان ابتدا وزیر کار را از استیضاح نجات داد و روز استیضاح را برای وزیر کار شیرین کرد اما این قول هم مانند بسیاری از وعده های دولتی ها بی عمل بود تا ثابت شود دولتی ها حتی به قول خود هم پایبند نیستند. نامه غلام علی حداد عادل مبنی برپذیرش استعفا از سوی سعید مرتضوی مزید بر علت شد تا مجلس هشتم فریب بخورد و در دقیقه 90 شیخ الاسلامی نفس راحتی بکشد. حدادعادل در نامهای خطاب به نمایندگان مجلس اعلام کرد: جناب آقای مرتضوی پیشنهاد استعفا از سوی اینجانب را که بر مبنای ضرورت همکاری و همدلی میان مجلس و دولت و با تأکید بر بیانات رهبر معظم انقلاب مطرح کردم، پذیرفت. تا به این ترتیب ورق به نفع وزیر کار برگردد. هر چند در همان روز محمود احمدی نژاد اعلام کرد تعهدی برای پذیرش استعفای مرتضوی و یا برکناری وی ندارد اما به نظر می رسید مرتضوی با وجود اظهارتش بر روی قول خود پایبند بماند و بر آن پافشاری کند اما ظاهرا میز ریاست بسیار جذاب تر از این حرف هاست. آخرین اخبار اما حکایت از این دارد که مجلس هشتمی ها اعلام کرده اند در صورت عدم برکناری و یا استعفای مرتضوی ، وزیر کار با توجه به وقت کم مجلس هشتم، در مجلس نهم استیضاح خواهد شد. جمعی از استیضاح کنندگان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در اطلاعیه ای خطاب به مردم ایران اعلام کردند با توجه به پیگیری حکم غیر قانونی مرتضوی در دیوان عدالت اداری منتظر رسیدگی به این حکم خواهند بود و در صورت به سرانجام نرسیدن این پرونده استیضاح را در مجلس نهم به جریان خواهند انداخت. متن اطلاعیه نمایندگان استیضاح کننده عبدالرضا شیخ الاسلامی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به این شرح است: "ملت بزرگ ایران ، کارگران شریف؛ درباره استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی که به علت صدور حکم سعید مرتضوی به مدیرعاملی صندوق تامین اجتماعی صورت گرفته بود به اطلاع می رسانیم که چون دیوان عدالت اداری در حال رسیدگی به شکایت نمایندگان در همین زمینه است و امید زیادی به لغو این حکم غیر قانونی توسط آن نهاد حقوقی وجود دارد و نیز چون اکثریت امضا کنندگان استیضاح به لطف خدا و به رای مردم در مجلس نهم خدمتگزار مردم شریف ایران و کارگران شریف خواهند بود در صورت لزوم استیضاح در مجلس بعدی قابل پیگیری خواهد بود. والسلام احمد توکلی، علی مطهری، محمد دهقان، الیاس نادران، علی رضا زاکانی،مسعود پزشکیان، حسین نجابت" به این ترتیب پرونده استیضاح وزیر کار به مجلس بعدی کشیده خواهد شد هر چند که ممکن است دیوان عدالت اداری به شکایت نمایندگان پاسخ گوید و سعید مرتضوی را برکنار کند تا جنجال ها خاتمه یابد. به گزارش شفاف،در هر حال این اولین باری است که یک استیضاح از یک مجلس به مجلس بعدی منتقل می شود .در صورت عدم برکناری مرتضوی ممکن است مجلس نهم آغاز کار خود را به یک استیضاح کلید بزند.باید منتظر ماند دید پایان ماجرای سعید مرتضوی و سازمان تامین اجتماعی چه خواهد بود؟ |
| فساد اقتصادی اکنون خرخره کشور را گرفته است/ ریشه فساد اقتصادی در ایران، انتخابات است |
|
وزیر اسبق راه و ترابری گفت: «اکنون وضعیت به گونه ای است که متاسفانه در سیستم بانکی باید پول داد. در حالی که اگر ما بخواهیم نظر مقام معظم رهبری را در تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی جلو ببریم؛ یکی از موانع بزرگ آن فساد است.» پس از انتشار خبر فساد سه هزار میلیارد تومانی در شبکه بانکی کشور، موضوع فساد اقتصادی به یکی از موضوعات اساسی در میان کارشناسان و مسئولین عالی رتبه کشور تبدیل شده است. حساسیت افکار عمومی جامعه به این موضوع باعث شد با توصیه و تاکید رهبری دادگاه مربوط به این پرونده به صورت علنی و در کمترین زمان ممکن آغاز و پیگیری شود. فارغ از گزارشات تخصصی بین المللی درباره میزان فساد اداری در کشور بسیاری از کارشناسان معتقدند در زمانه کنونی مسئله فساد اقتصادی از موضوعات مهم کشور می باشد. اکبر ترکان وزیر اسبق راه و ترابری در گفتگو با فرارو بیان میکند که مسئله اصلی کنونی کشور فساد اقتصادی است. وی ضمن ریشه یابی این مسئله راهکارهایی هم برای جلوگیری از آن پیشنهاد می کند. ترکان گفت: «فساد هم اکنون خرخره کشور را گرفته است. هر کجا می روید از شما پول می خواهند. اگر زمانی این موضوع به صورت پنهانی انجام می گرفت اکنون اینطور نیست و خیلی راحت مذاکره می کنند و این امر برای کشور خیلی خطرناک است.» معاون اسبق وزیر نفت اظهار داشت: «اکنون وضعیت به گونه ای است که متاسفانه در سیستم بانکی باید پول داد. در حالی که اگر ما بخواهیم نظر مقام معظم رهبری را در تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی جلو ببریم؛ یکی از موانع بزرگ آن فساد است.» وی گفت: «فساد یک موضوعی است که اگر آن را رها کنیم تا به استخوان برسد مثل قانقاریا می شود و باید استخوان را قطع کرد. خدا نکند این فسادی که ما اکنون در بخش های اجرایی کشور مشاهده می کنیم نهادینه شود. اگر نهادینه شود به آسانی درمان نخواهد شد. من می شنوم اکنون در ادارات و سازمانهای متعدد همه گرفتن پول را جزء کار خود حساب می کنند و این امر تبدیل به یک موضوع علنی شده است. یعنی کار شما در این ادارات زمانی انجام می شود که پول بدهید.» ترکان درباره علت اصلی فساد مالی موجود در کشور گفت: «ریشه اولیه و آغاز فساد در کشور ما از انتخابات شروع می شود؛ هر انتخاباتی که در کشور برگزار می شود. شما ببینید هزینه تبلیغات انتخاباتی کاندیداهای محترم مجلس از حقوق چهار سال نمایندگی آنها بیشتر است. وقتی حقوق چهار سال نمایندگی جوابگوی هزینه های تبلیغاتی نیست پس این کاندیدا خرج تبلیغات خود را ازکجا بیاورد؟ باید برود با یک نفر وا ببندد. وقتی با کسی وا ببندد آن طرف برای رضای خدا که این پول را به او نمی دهد.» وی ادامه داد: «ممکن است اوایل انقلاب واقعا کسی برای ثواب و برای رضای خدا این کار را می کرد؛ اما امروز اگر کسی برای کاندیدای نمایندگی هزینه ای می کند این کار را نوعی بیزنس و کسب و کار حساب می کند. یعنی امروز هزینه می کند که بعدا از منافع آن برخوردار شود.» وزیر اسبق دفاع افزود: «بنابراین وقتی آن کاندیدا رای آورد شخصی که هزینه کرده بود نزد این نماینده می آید و از این نماینده می خواهد که برایش کارهای خلاف قانون انجام دهد. بنابراین به نظر من نقطه آغاز فساد در کشور ما اینجاست.» مدیرعامل اسبق شرکت نفت و گاز پارس خاطرنشان ساخت: «این امر فقط مربوط به انتخابات نمایندگی مجلس نیست. شما فکر می کنید سایر انتخابات دیگری که ما برگزار می کنیم، آقای x و y و z از ارث مرحوم پدرشان خرج هزینه های تبلیغات خود می کنند؟ چه کسی این هزینه ها را متقبل می شود؟ عده ای این هزینه ها را می پردازند و بعد زمانی که آن کاندیدا رای آورد سراغ او می آیند و از اینجا فساد آغاز و فراگیر می شود.» ترکان درباره راه حل ریشه کن کردن فساد اقتصادی موجود در کشور گفت: «مگر کشورهای اروپایی مسئله فساد مالی ندارند؟ آنها چه کار کردند؟ این کشورها قوانین متعددی برای جلوگیری و برخورد با این موضوع وضع کردند. یکی از این قوانین این است که اشخاص سیاسی اعم از شخص حقوقی سیاسی مانند احزاب، موسسات و سازمان ها و یا شخص حقیقی سیاسی باید ترازنامه مالی خود را به دادستان کل کشور بدهند.» وی ادامه داد: «اکنون بعضی از کشورهای اروپایی این قانون را اجرا می کنند. یعنی مثلا فلان حزب باید عنوان کند که چقدر پول و از چه کسانی گرفته و در چه مواردی هزینه کرده است. این کار جلوی بخش بزرگی از فساد را می گیرد.» ترکان گفت: «اجازه بدهید مثالی بزنم. هلموت کهل صدراعظم سابق آلمان بود که ادغام دو آلمان در زمان او انجام شد. او را به عنوان قهرمان اتحاد دو آلمان می شناسند. اما همین فرد را به این دلیل که 500 هزار مارک برای حزب خود از جایی کمک گرفته بود و این موضوع را به مقامات مربوطه اعلان نکرده بود به دادگاه کشاندند. چون این موضوع یک تخلف محسوب می شود و اگر پولی گرفته می شود باید آن را آشکار کرد.» وی افزود: «بنابراین یکی از راه حل های جلوگیری از انجام فساد همین تجربیاتی است که در کشورهای دیگر انجام شده است. شفافیت، اعلان گردش مالی و ترازنامه هر حزب، ارائه بیلان مالی هر کاندیدا و نماینده ای می تواند مانع از سوءاستفاده های احتمالی شود. بنابراین ما باید از این تجربیات استفاده کنیم.» ترکان درباره دادگاه فساد بزرگ مالی گفت: «هنوز رای صادر نشده است؛ ولی تا اینجا می توانم بگویم خدا پدرشان را بیامرزد. من فکر می کردم این موضوع ماست مالی شود ولی تا حالا که نشده است.» این وزیر اسبق راه و ترابری گفت: «شما نمی دانید در هفته چند پدر با شرافت و با عزت به من مراجعه و برای اشتغال فرزند فارغ التحصیل دانشگاهی خود التماس می کنند. آنها فکر می کنند من هنوز مسئولیتی دارم. حال در چنین وانفسایی عده ای دارایی کشور را بالا کشیدند که خون به جگر همه ما کردند.» وی ادامه داد: «به نظر من میلیون ها ایرانی که در فشار فقر، تنگدستی و بیکاری می سوزند منتظر نتیجه این دادگاه هستند. البته من شنیدم چند فساد دیگر مانند فساد بزرگ اخیر در راه است. امیدورام به آنها هم رسیدگی شود. چون نظام اسلامی باید منزه تر از سایر نظام ها باشد چرا که بالاخره ما مسلمان هستیم.» وی گفت: «اگر در آلمان، اتریش یا سوئیس خلافی ببینیم ممکن است بگوییم آنها که مسلمان نیستند. بنابراین آیا نباید میزان خلاف در کشور ما کمتر از این کشورها باشد؟ آیا نباید میزان دروغ گویی در کشور ما کمتر از این کشورها باشد؟ آیا نباید میزان فساد اقتصادی در کشور ما کمتر از این کشورها باشد؟ باید حتما کمتر باشد و امیدورایم همین طور شود.» |
«ان تَنصُرُالله یَنصُرکُم و یُثَبِت اَقدامَکُم»
بیانیه اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری به مناسبت دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی
شکی نیست حضور مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی یک افتخار برای جامعه ایران و یک پیروزی برای نظام جمهوری اسلامی است.
قدردانی از این حضور پرصلابت وظیفه همه ماست اما در این بین پیروزی جامعه کارگری در سیاسیترین منطقه کشور یعنی پایتخت از وزن و ارزش خاصی برخوردار است مشارکت جامعه کارگری به همراه سایر اقشار جامعه و پیروزی دلنشین بدست آمده نشان از مؤثر بودن و در صحنه بودن جامعه کارگری است موضوع خواستههای کارگران را به وضوح میتوان در این انتخاب آشکارا دید این رأی نشان میدهد که جامعه کارگری خواستههایی دارد که باید توسط نمایندگان آنان مطرح و مسئولان و سیاستگذاران به آن توجه کنند این حضور نشان میدهد مشکلات کارگران جدی است و باید در جهت رفع آن اقدام کرد امروز که موضوع معیشت مجموعه نیروی کار اعم از شاغل و بازنشسته و درمان که دومین نیاز جدی جامعه است به ورطه فراموشی سپرده شده است و امنیت شغلی شاغلین که مدتها جامعه کارگری را گرفتار کرده است موضوعاتی است که باید در گفتگوهای اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری ضمن تبریک به مناسبت حضور مجدد آقای محجوب در مجلس شورای اسلامی از همه اقشار جامعه بخصوص جامعه کارگری که با حضور و همت خود چنین برگ زرینی را در تاریخ، ورق زد تشکر و قدردانی مینماید و امیدوار است در این سال که مزین به حمایت از کار و سرمایه گذاری ایرانی است شاهد به بار نشستن این شعار محوری در کلیه ابعاد باشیم.
پیروز و سرافراز باد کارگران ایران اسلامی
اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری کشور
جمعیت انسانها در کره زمین در نقط مختلفی پخش شده است و بنا به شرایط آب و هوایی ، سیاسی و اقتصادی میزان فشردگی و یا پراکندگی جمعیت در نقاط و کشورهای مختلف جهان متفاوت است.
در این مطلب قصد داریم تا شما را کم جمعیت ترین کشورهای بر حسب میزان جمعیت در مقایسه با مساحت در جهان آشنا کنیم.
موریتانی
این کشور آفریقایی که در شمال غرب قاره سیاه واقع شده است دارای مساحتی در حدود 1 میلیون و 25 هزار کیلومتر مربع بوده و جمعیت آن نیز در حدود 3 میلیون نفر است.
این کشور با اقیانوس اطلس، الجزایر، مالی، سنگال و صحرای غربی تحت کنترل مراکش همسایه است. بر اساس آمار موجود در هر کلیومتر مربع از این کشور 3 نفر زندگی می کنند.
ایسلند
این کشور جزیره ای در شمال اروپا در منطقه اقیانوس اطلس شمالی و در مابین سرزمین اصلی اروپا و گرینلند واقع شده است. این کشور دارای مساحتی در حدود 103 هزار کیلومتر مربع بوده و جمعیت آن نیز در حدود 309 هزار نفر است. 3 نفر به طور میانگین در هر کیلومتر مربع از این کشور حضور دارند.
سورینام
این کشور کوچک با مساحتی در حدود 163 هزار کیلومتر مربع در شمال قاره آمریکای جنوبی با کشورهای گویان، کویان فرانسه و برزیل و همچنین اقیانوس اطلس همسایه است. این کشور دارای جمعیتی در حدود 450 هزار نفر است و به ازای هر کیلومتر مربع در این کشور 2.7 نفر زندگی می کنند.
استرالیا
این جزیره بزرگ که در بین اقیانوس هند و اقیانوس آرام قرار گرفته است چیزی در حدود دو برابر کشورهای عضو اتحادیه اروپا یعنی 7 میلیون و 682 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد.
بخش های زیادی از این کشور را بیابانهای بی آب و علف فرا گرفته است و عمده جمعیت 21 میلیونی این کشور در نواحی اطراف خطوط ساحلی زندگی می کنند.
چیزی در حدود دو سوم جمعیت این کشور در 5 شهر این کشور در خطوط ساحلی زندگی می کنند. در هر کیلومتر مربع از این کشور به صورت میانگین 2.6 نفر زندگی می کنند.
نامیبیا
این کشور در جنوب غربی آفریقا با اقیانوس اطلس ، آفریقای جنوبی، آنگولا و بوستوانا همسایه است. این کشور با جمعیتی در حدود 2 میلیون نفر دارای مساحتی در حدود 824 هزار کیلومتر مربع است و در هر کیلومتر مربع آن به طور متوسط 2.5 نفر زندگی می کنند.
گرین لند
این جزیره یخ زده که تحت حاکمیت کشور دانمارک است بزرگترین جزیره جهان به حساب می آید و از نظر مساحت در حدود کشور عربستان سعودی است.
این جزیره از لحاظ جغرافیایی جزء آمریکای شمالی به حساب می آید اما از نظر فرهنگی و سیاسی به اروپا و خصوصا کشور دانمارک مرتبط است.
این جزیره دارای مساحتی در حدود 2 میلیون و 175 هزار کیلومتر مربع است و جمعیت آن در حدود 56 هزار نفر است که با این حساب به صورت میانگین 0.026 نفر در هر کیلومتر مربع از این جزیره زندگی می کنند.
حسن صادقي در گفتگو با ايلنا ضمن بيان مطالب فوق عنوان کرد: نگاه دولت در اين مصوبه جامعنگر نبوده و اجرای چنین برنامههایی بیشتر منافع خانواده دولت را در بر ميگيرد.
صادقي در بخش ديگري از سخنانش يك نمونه بارز از تبعیض کارگران را در مقایسه با کارمندان دولت در اجرای نظام همسان سازی حقوق عنوان کرد و افزود: بیشترین بهره را در نظام همسان سازی کارمندان دولت برده و کارگران در این خصوص زیان کردند.
رئيس اتحادیه پیشکسوتان جامعه كارگري با اشاره به اینکه بار دیگر شاهد آن هستیم که زمینه دورکاری برای کارمندان دولت فراهم شده اما این امکان برای کارگران وجود ندارد اظهار داشت: دولت باید در این خصوص تجدید نظر کند چرا که اجرای چنین طرحهایی که با منافع سیاسی همراه بوده به نفع منافع ملی کشور نیست.
صادقی در ادامه خاطر نشان کرد: موئلفههایی که در اقتصاد کشور ما تعریف شده است غیر کاربردی است و سود آوری ندارد و بیشتر جنبه تبلیغاتی و رسانهای دارد.
او با بیان اینکه نقش عملی و تفکیک نوع شغل دو عامل موثر در این موضوع و حائز اهمیت است، افزود: اگر بخواهیم این موضوع را با معیارهای متداول اقتصادی حاکم بر اقتصاد بین الملل ارزیابی کنیم فاقد بازدهی مثبت در اقتصاد کشورمان است چرا که هنوز کشور ما به اقتصاد تکنولوژی محور (حتی ۵۰ درصد) دست پیدا نکرده است.
اين فعال كارگري اجرای طرح دور کاری را تبليغاتي دانست و گفت: دولت میخواهد با اجرای این طرح بگوید ما مطابق با علم جهان پیش میرویم در حالي كه کشورهای پیشرفته میخواهند با اجرای طرح دور کاری به بازار جهانی دست پیدا کرده و با بازاریابهای مجازی به دنبال تصاحب بخشهاي ديگري از بازارهای جهان باشند.
او ادامه داد: اين در حالي است كه با توجه به بحرانهاي اقتصادي مداوم ما نه صادراتی داریم و نه بدنبال کسب بازارهای جهانی هستيم.
لازم به ذكر است با اعلام تعطيلي مدارس در روزهاي پنجشنبه و بر اساس مصوبه هيئتوزيران، کارکنان زن شاغل در دستگاههای اجرایی موضوع ماده 5 قانون مدیریت خدمات کشوری با داشتن فرزند زیر هفت سال یا دانشآموز دوره ابتدایی میتوانند ساعات کاری خود در روزهای پنجشنبه را با دیگر ایام هفته با رعایت سقف مقرر در ماده (44) قانون مدیریت خدمات کشوری یا از طریق دورکاری جبران کنند و اين در حالي است كه زنان كارگر با وجود تعطيلي فرزندانشان در روزهاي پنجشنبه از اين امتياز محرومند.
| شاخصه های حمایت از تولید ملی |
یک کشور باید تصمیم بگیرد اصل درآمدش را از کدام زمینهها میخواهد تاًمین کند و این زمینهها نمی تواند خیلی زیاد باشد. |
|
یک کشور نمی تواند در جمیع صنایع سرآمدی داشته باشد، یعنی نمیشود بگوییم: «همه چیز را خودم میسازم، ارزانتر و با کیفیتتر از دنیا هم میسازم». مثلا امارات توریسم و تجارت را انتخاب کرده است. همانطور که ما برای یک بنگاه در تدوین استراتژیش میگوییم: «من که نمیتوانم همه کاره باشم، اگر بخواهم هزار کار بکنم، هیچ کاره میشوم» . لذا یک کشور باید تصمیم بگیرد اصل درآمدش را از کدام زمینهها میخواهد تاًمین کند و این زمینهها نمی تواند خیلی زیاد باشد. اگر ما در نقشهی جامع علمی کشور بگوییم ۱۲ فناوری اولویت ماست، یعنی هیچ اولویتی نگذاشتهایم؛ مثلاً ژاپن ۴ تا اولویت تعیین کرده است.
آقای دکتر نایبی یکی از اساتید برجستهی دانشگاه شریف و از تولیدکنندگان موفق کشور در زمینهی تجهیزات مخابراتی میباشند. متن زیر خلاصه ای از سخنرانی ایشان در جمع فعالان مرکز مطالعات اقتصادی دانشگاه صنعتی شریف در موضوعات مشکلات تولید فناوری های برتر در کشور است. 1- لزوم تدوین استراتژی توسعهی صنعتی برای پیشرفت صنعت اگر از من بپرسند مدیریت استراتژیک یعنی چه میگویم یعنی درست بتوانی انتخاب کنی و روی آنها تمرکز کنی تا بتوانی سرآمدی داشته باشی. این انتخاب کردن هم به مزیتهای رقابتی که شما در حال حاضر داری بر میگردد. یعنی با توجه به قوتهای درونی و فرصتهای بیرونی، تعیین کنیم که کجاها هست که میشود یک بازار را هدف قرار داد و امید رسیدن به آن را داشت. باید یک برنامهریزی انجام بگیرد به این صورت که در بعضی حوزهها پتانسیلهایی وجود دارد و در بعضی حوزهها هم فرصتهای بیرونی وجود دارد و ما باید این توانایی درونی را با آن فرصت بیرونی مرتبط کنیم. اگر این کار انجام بشود، تازه میشود برای تحقیقات کشور نسخه پیچید. این کاری است که من ندیدهام در کشور انجام شده باشد، و هر وقت به وزارت صنایعیها میگوییم، میگویند: «بله، ما انجام دادیم و اسنادش هست». استراتژی کشور، یعنی چیزی که آحاد مردم ازآن خبر دارند؛ اگر منِ صنعتکار هنوز نمی دانم که کدام ۲یا۳ تا صنعت، مورد نظر کشورم است، یعنی استراتژی تدوین نشده است. استراتژی توسعهی صنعتی باید مثل سند چشم انداز ملی بشود و همه آن را بدانند. مهاتیر محمد در مالزی ۲۰ سال پیش تکلیف کشورش را تعیین کرده که به دنبال کدام صنایع برود. ۲- خصوصی سازی چگونه باید انجام شود؟ راه اینکه از اقتصاد دولتی به خصوصی انتقال پیدا کنیم، این بود که یک پروسهی ۱۰ساله تدوین بشود که ما آرام آرام بخش خصوصی بزرگ بوجود بیاوریم، و لازمهاش هم این بود که شرکت های دولتی در مناقصات دولتی حق شرکت نداشته باشند. یعنی هنوز دولت در یک مرحله عملیات انجام میدهد [یعنی مناقصه گذاشتن، خودش کار عملیاتی است، سیاستگذاری نیست]، ولی میگوییم حداقل پیمانکارش نمیتواند دولتی باشد. [برای کوچک شدن بخش دولتی] کافی است ورودی کار نیاید، از طرف دیگر برای اینکه بخش خصوصی بزرگ شود کافی است به آن کار داده بشود، اگر یک شرکت ۳ نفره، الان به یک شرکت ۶۰۰-۷۰۰ نفره تبدیل شده است، به دلیل این است که به آن کار داده شده است. ولی الان مواجهیم با اینکه رقیب بعضی دولتیها هستیم، چون کارها را ارزان تر وسریعتر انجام می دهد. شرکت دولتی به نظر من ذاتا ترکیب بی معنایی است، زیرا شرکت یعنی کار عملیاتی و دولت یعنی حاکمیت. ما باید به تدریج بخش خصوصی را بزرگ و شرکت های دولتی را کوچک کنیم. پس از آن است که میتوانیم مناقصه فروش یک شرکت بزرگ دولتی بگذاریم. ضمنا بایستی در مورد اهمیت و لزوم وجود بخش خصوصی بزرگ در کشور فرهنگ سازی شود وگرنه تحمل اینکه یک عده خصوصی پولدار شوند وجود نخواهد داشت. درصورتی که باید پولدار شدن از راه حلال را تشویق کنیم، و دولت هوشمند یعنی دولتی که منافع فردی را در جهت منافع ملی همگرا کند، یعنی افراد ببینند برای اینکه جیبشان پرپول شود باید در راستای منافع کشور بدوند. راه دزدی بسته است. اگر کسی فلان کار قشنگ را انجام داده است، باید تشویقش بکنی. همه جای دنیا تشویق میکنند، حتی اگر کسی از یک سطح درآمدی بالاتر باشد، برایش معافیتهای مالیاتی میگذارند. حتی به عنوان قهرمان ملی از او نام میبردند. اصلاً باید یک ارزش بشود. هنوز در جامعهی ما، پولدار شدن ولو از یک راه خیلی عالی، باز هم ضد ارزش است. ولی الان چون بخش خصوصی بزرگ وجود ندارد، اتفاقی که می افتد این است که ما اقتصادمان را از دولتی آشکار به دولتی پنهان تحویل میدهیم. در ادبیات دنیا به اینها GLC (Government Linked Company) گفته میشود، واگر بخواهد واقعاً خصوصی اداره بشود، آفت اقتصاد یک کشور هستند. این ایده که ما می خواهیم در برابر آحاد جامعه، فرصت های برابرقرار دهیم به این معنی است که اگر کسی این توانمندی را دارد که یک چیزی را درست کند و یک پروژهای را بگیرد، نباید با کسی که به وزیر دسترسی بیشتری دارد فرق داشته باشد. مثلا فرض کنید اپراتور سوم، بدون مناقصه به تاًمین اجتماعی داده میشود، ولی به بخش خصوصی داده شدن اصلا متصور نیست، زیرا آنها وزیر رفاه را دارند که در کابینه است و میرود با بقیه لابی می کند. مثلا فرض کنید میخواهیم به جانبازان و مستضعفین رسیدگی کنیم. این کار باید از بودجهی عمومی صورت بگیرد، نه اینکه اجازه بدهیم سازمانی در فضای کسب و کار وارد شود، درآمد کسب کند بعد بگوییم حالا آن درآمد را خرج مستضعفین کن؛ این بزرگترین اشتباه است. ما باید بگوییم بخش خصوصی کسب و کار بکند و دولت مالیات بگیرد واز محل مالیات، کارهای عام المنفعه انجام بدهد. اما اگر گذاشتیم شرکتهایی که به نوعی حاکمیت پشت آنهاست، وارد کسب و کار بشوند، یعنی فضا را برای بخش خصوصی تنگ کردهایم. الان تمام کسب و کارهای بزرگ ما یا دست شرکتهای دولتی هستند ویاشبه دولتی (به نوعی حاکمیت پشت آنهاست). ۳- درآمدهای نفتی باید به تولید اختصاص یابد نه به مصرف چین چطور توانست به قدرت بین المللی تبدیل شود؟ آنجا، در یک مکان کوچک ۱۰۰نفر کارگر کار میکنند، و شب هم همانجا میخوابند و ماهی۳۰ دلار حقوق میگیرند و دست کار فرما را هم میبوسند، ولی وقتی ما بدون عرق جبین و تولید، سطح رفاه مردم را بالا میبریم، آنوقت نمیتوانیم رقابتی داشته باشیم. چون آن ثروت از عرق جبین در نیامده، از چیزی که زیر پایمان هست در آمده. جمعیت آلمان ۸۰ میلیون نفر و صادرات صنعتیاش سالانه ۱۸۰۰ میلیارد دلار است، و ما صادرات غیر نفتیمان زیر ۱۰ میلیارد دلار است. صنعت جایی نیست که هرچه تولید کردیم مردم بخرند، صنعت یعنی جایی که بتواند در عرصه بین المللی رقابت کند. یک چیزی را بتواند در رقابت بینالمللی یا با کیفیتتر ویا با هزینه کمتر بسازد. تا وقتی اتکا ما به نفت است و غافلیم از اینکه باید تولید ملی بالا برود، این روند ادامه خواهد داشت. و بدتر از همه اینکه، این چندسال شعار اینکه «نفت برود سر سفرهی مردم» داده شده است. حداقل قبل از این میگفتند نفت باید صرف زیرساختها و شاهراهها و ... شود، که باز این خوب است. ولی شیوهی فعلی توزیع یارانهها که مستقیما به دست مصرف کننده برسد صحیح نیست. حداقل میشد هوشمندانهتر عمل کرد و ما این سوبسید را به جای مصرف به تولید بدهیم. این بودجهی یارانه را به جای اینکه به آحاد مردم بدهیم، به کارفرماها بگوییم: «شما مگر ۳۰% حقوق پرسنل را به تأمین اجتماعی نمیدهید، آن را من از این محل میدهم». اینطوری هزینه تمام شده تولید کننده پایین میآید. ۵-نمونههایی از حوزهی مخابرات ۱- شرکت فنون ارتباطات سیار گوشی تلفن همراه در ارتباط با اولین ایستگاهی است که سیگنال از طریق آن رد و بدل میشود، به نام Base Transmitter Station. در حقیقت بیشترین تعداد سیستمهایی که در شبکه موبایل وجود دارد، BTSها هستند، که تقریبا در هر کوی و برزنی میبینید. در دنیا فقط شرکتهای معدودی مثل آلکاتل، اریکسون، زیمنس و ZTE سازنده اینها هستند. و اینکه یک شرکت ایرانی بتواند اینها را بسازد، خب کار تحسین برانگیزی است. ولی [این شرکت] سالها پشت در مخابرات ماند که این دستگاه را ازش بخرند. نهایتا هم بعد از اینکه یک قراردادی بسته شد، در این قرارداد اینها را بسیار اذیت کردند. مثلا [مخابرات میگفت دستگاه شما] درمرز پوشش(در ۲۰کیلومتری) دچار قطع و وصل میشود، در صورتی که در مرز پوشش [دستگاه ساخت] زیمنس هم همینطور است. وقتی کسی نخواهد کاری را انجام بدهد، هزارجور بهانه میآورد برای اینکه آن کار انجام نشود. بسیاری از مدیرانی که دراین مناصب قرار دارند، صحبتشان این است که اگر من [دستگاه ساخت] زیمنس را بخرم و دستگاه اشکالی داشته باشد، میگویند خب یک جنس مطمئن ومعروف خریده شده، پس این اصلا اشکال این فناوری است که فلان ایراد را دارد. نهایتا به جایی رسید که مهندسین شرکت فنون ارتباطات سیار ماهها نتوانستند حقوق بگیرند و داشتند از شرکت بیرون میآمدند و دنبال کار میگشتند. شما نمیدانید که چقدر سخت است که یک تیمی را به وجود بیاوری و صد نفر دور هم جمع شوند که یک فناوری را از صفر به وجود بیاورند تا یک کاری را بتوانند انجام بدهند. آنوقت با از دست دادن اینها، دوباره جمع کردنشان تقریبا محال است. روی نسل سوم موبایل هم این شرکت کار کرده بود و واقعا اگر حمایت میشد، الان فکر کنم BTS نسل چهارم را هم ساخته بودند وما میتوانستیم صادرات داشته باشیم، ولی نشد. ۲- شرکت پرمان ارتباط خب ZTE و هوآوی هم آمدند [در مناقصه شرکت کردند]. مدیرعامل شرکت گفت، شرکت ما تازه تأسیس است و نمیتواند که با اینها رقابت کند. گفتند برای اینکه از شما حمایت کنیم، در اسناد مناقصه مینویسیم که فقط باید ساخت داخل باشد. مناقصه تجدید شد و فقط یک شرکتکننده داشت، بعدا گفتند این مناقصه باطل است چون فقط یک شرکتکننده دارد. خب این را که همه میدانیم که در کشور یک SDHساز وجود دارد و آن هم این شرکت است، پس چرا مناقصه بگذاریم؟ میگویند نه، قانون اجازه نمیدهد. خلاصه اینکه ساخت یک چیزی ۲۰% نیاز به تلاش دارد ولی فروشش ۸۰% به تلاش نیاز دارد. سرانجام حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ تا از اینها خریدند در حالی که بیشترش را هم نیروهای نظامی خریدند. واگر الان هنوز چرخ شرکتش میچرخد بدلیل خرید قابل توجه دستگاههای نظامی است. ۳- شرکت پیکآسا در همین بحث SMS، در آخرین مناقصهای که همراه اول داشت فکر میکنم پیکآسا ۱۱-۱۲ میلیارد قیمت داد، هوآوی هم ۱۱-۱۲ میلیارد. ولی ZTE یک دفعه آمد گفت چهار میلیارد. که وقتی نگاه میکنی میبینی که فقط سخت افزار این کار حدود شش میلیارد تومان است. ولی فقط برای این بود که رقیبهایشان را بُکُش�?ند و هیچ مکانیزم حمایتیای [از طرف دولت] نیامد بگوید که تو [مخابرات] خصوصی هستی، نیازی نیست ضرر کنی، ولی جبران این [قیمت] را برای اینکه صنعت داخلی در برابر این دمپینگ متضرر نشود، من میدهم. دولت ما الان از اپراتورهای موبایل حدود سالی ۳هزار میلیارد تومان درآمد دارد و تحقیقا هیچ بخشی از این پول صرف صنعت مخابرات نمیشود. |
محمد صالح حسینی در گفت گو با ایلنا ضمن اشاره به وضعیت بحراني واحدهای تولیدی در شهرک صنعتی سقز اظهار داشت: کارخانه «قند ماد نوش» واقع در اين شهرک به دلیل کمبود مواد اولیه و نوسانات نرخ ارز دچار مشکل شده و در آستانه تعطیلی قرار دارد.
دبير اجرايي خانه كارگر سقز ادامه داد: از مجموع ۱۶۰۰ کارگر کارخانه قند ماد نوش بیش از ۳۵۰ کارگر اخراج شده و ۸۰۰ کارگر در سال جدید تمدید قرارداد نشدهاند.
او با بیان اینکه واحدهای تولیدی در سقز به جهت کمبود نقدینگی و به دليل تشديد تحریمها ازتهیه مواد اولیه خود عاجز شدهاند، اظهار کرد: به دليل كوتاهي در پرداخت مستمر حق بيمه کارگران موقت اين کارخانه، امکان استفاده از بیمه بیکاری برای بسياري از آنان مقدور نيست.
اين فعال كارگري با انتقاد از عدم وجود برنامههاي جامع حمايتي از جانب دولت در جهت توسعه اقتصادی و صنعتي در مناطق حساسي همچون سقز، عنوان کرد: افزایش مشکلات پولی و بانکی باعث شده است کارفرمایان شهر ما نتوانند به تعهدات خود در قبال كارگرانشان عمل کنند.
رحم خدا عباسی در گفتگو با خبرنگار ایلنا ضمن اشاره به اینکه کارگران فصلی به کار تخصصی بریدن نی اشتغال دارند خواستار اجرای طرح طبقهبندی مشاغل برای این کارگران شد و اظهار داشت: کارگران در ابتداي هر فصل برداشت تا پایان فصل مشغول بکار بودند اما امسال متاسفانه با وجود اینکه ۳۵۰۰ هکتار از نیها باقی مانده است از کارگران خواسته شده بر سر کار خود حاضر نشوند.
او افزود: عده زیادی از کارگران نی بر کشت و صنعت به سن بازنشستگی رسیدهاند اما به دلیل تعویق در پرداخت حق بیمه توسط کارفرما امکان بازنشسته شدن و استفاده از مزایای بازنشستگي تامین اجتماعی را ندارند، علاوه بر این سازمان تامین اجتماعی کار این کارگران را جزء مشاغل سخت و زیان آور محسوب نمیکند.
او یاد آور شد: کارگران فصلی نی بر تا پایان برداشت نی، قرار داد امضاء کردهاند و بهانه مسئولان این واحد تولیدی از اخراج کارگران پیش از موعد مقرر این بوده که ميخواهند اجرای این پروژه را به پیمانکاران دیگری واگذار کنند.
عباسی همچنین گفت: طرح طبقه بندی مشاغل برای این کارگران مصوب شده بود اما اجرای این طرح با مخالفت مدیریت جدید به جهت عدم پرداخت مابهتفاوت سالهای ۷۲ کارگران تا هم اکنون متوقف شده است.
پايان پيام
به گزارش خبرنگار ايلنا در ساري، فرماندار قائمشهر خطاب به كارگران خانوادههاي آنان، با بیان اینکه یکی از عمده مشکلات کارگران نساجی مازندران عدم پرداخت حق السهم کارفرما به سازمان تامین اجتماعی است، گفت: در شرایط کنونی مسئولین به این نتیجه رسیدهاند که کارفرما نسبت به تعهدات خود شانه خالی میکند و همه در تلاشند که احیای نساجی از مسیر قانونی طی شود.
فرماندار قائمشهر با تاکید بر اینکه نسبت به مدیران نساجی مازندران بیاعتماد است، گفت: نه من و نه شما او را به عنوان مدیرعامل قبول نداریم زیرا ایشان قول داده بود که حداقل دو ماه دیون عقب مانده کارگران را پرداخت نماید ولی تا به امروز به تعهد خود عمل نکرده است.
در این تجمع اعتراض آمیز فرماندار قائمشهر از کارگران خواست که به مسئولان استان اعتماد کنند و مطمئن باشند که همه در تلاشند که کارخانه نساجی مازندران را از این وضعیت بلاتکلیفی خارج سازند.
کارگران نساجی مازندران در حاشيه اين تجمع در گفتگو با خبرنگار ما با انتقاد از مسئولان استان خواستار استعفای دست اندرکاران شدند و اظهار داشتند: هیچگونه تضمینی از تحقق وعدههاي مسئولین وجود ندارد.
کارگران معترض خواهان پاسخ صریح استاندار مازندران وحضور ایشان در جمع خود شدند.
قابل ذکر است تا لحظه ارسال خبر تجمع کارگران نساجی مازندران به اتفاق خانوادههایشان در مقابل استانداری ادامه دارد.
پايان پيام
به گزارش ايلنا به نقل از پايگاه اينترنتي تأمین، براساس اعلام دفتر آمار و محاسبات اقتصادی و اجتماعی صندوق تأمیناجتماعی، از کل بیمهشدگان تحتپوشش این صندوق 11 میلیون و 224 هزار و 884 بیمهشده اصلی و 18 میلیون و 933 هزار و 902 نفر بیمهشده تبعی هستند که به ترتیب 4/8 و 8/7 درصد نسبت به مدت مشابه در سال قبل از آن رشد داشته است.
بر اساس اين گزارش، 2 میلیون و 148 هزار و 580 مستمریبگیر اصلی و یکمیلیون و 933 هزار مستمریبگیری تبعی تا پایان آذرماه سال 90 تحتپوشش این صندوق بودهاند.
لازم به ذکر است، تا پایان آذرماه سال گذشته، 8 میلیون و 614 هزار و 727 نفر بیمهشده اجباری، 428 هزار و 83 نفر بیمهشده اختیاری، 537 هزار و 672 نفر بیمهشده حرف و مشاغل آزاد، 697 هزار و 335 نفر بیمه رانندگان، 297 هزار و 781 نفر بیمه بافندگان، 276 هزار و 747 نفر از کارگران ساختمانی به عنوان بیمهشده اصلی از خدمات صندوق تأمیناجتماعی استفاده کردهاند.
براین اساس، 386 نفر تحتپوشش بیمه صیادان و زنبورداران و 202 هزار و 681 نفر نیز براساس بیمه توافقی تحتپوشش تأمیناجتماعی قرار گرفتهاند.
خبرگزاری فارس: با اتمام شمارش آرای ماخوذه نتایج غیررسمی آرای 25 نفر اول حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر مشخص شد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، براساس نتایج غیررسمی و تایید نشده با اتمام شمارش آرای ماخوذه نتایج غیررسمی آرای 25 نفر اول حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر به شرح زیر است.
اسامی نامزدها به ترتیب تعداد آرا به شرح زیر است:
1- بیژن نوباوه
2- اسماعیل کوثری
3 - علی مطهری
4-نبویان
5- احمد توکلی
6 - باهنر
7- هاشمی
8- زارعی
9- رهبر
10 زاکانی
11- طبیب زاده
12- حسینیان
13- مظفر
14- آلیا
15- کوچک زاده
16- مصباحی مقدم
17- افتخاری
18- سلیمانی
19- رحماندوست
20- رسایی
21 بذرپاش
22- طلا
23- نادران
24 محجوب
25- نجابت
اولياء علي بيگي رئيس كانون عالي شوراهاي اسلامي كار كشور در گفتگو با خبرنگار ايلنا ضمن تبريك حضور محجوب در مجلس نهم شوراي اسلامي تصريح كرد: اميدواريم حضور محجوب در مجلس شوراي اسلامي اثر گذار باشد.
او با اشاره به بررسي اصلاح قانون كار در مجلس آينده تصريح كرد: حضور ايشان در مجلس نهم در مقايسه با مجالس ديگر از اهميت بيشتري برخوردار است.
رئيس كانون عالي شوراهاي اسلامي كار كشور با بيان اين كه محجوب نماد جامعه كارگري كشور است، تصريح كرد: حضور محجوب به عنوان رئيس فراكسيون كارگري مجلس منشاء خدمات ارزنده اي است.
تحریم انتخابات را سیاستی بی فایده می داند و در گفت و گو یا عصرایران دلایل این ناسودمندی را توضیح می دهد. متن زیر در اصل گفتگویی است درباره رابطه نیروهای اجتماعی ایران امروز با نهاد انتخابات. آزاد ارمکی معتقد است کارگران و سرمایه داران و لمپن ها و روشنفکران معمولاً مشارکتی حداقلی در انتخابات دارند اما روحانیان و نظامیان و روستاییان ( دهقانان و کشاورزان )، مشارکت سیاسی شان حداکثری است. طبقه متوسط جدید و (مسامحتاً) خرده بورژوازی ایران نیز بسته به شرایط سیاسی و اجتماعی، کم و بیش در پای صندق های رای حاضر می شوند.
شما به عنوان جامعه شناسی که جامعه ایران را می بیند و مطالعه می کند ، برداشتتان از میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس هشتم چیست؟ آیا عامه مردم دعوت گروههای هوادار تحریم را اجابت کردند؟
ما اصل واحدی برای توضیح رفتار سیاسی جامعه ایرانی نداریم که بر اساس آن بخواهیم به یک سری کلیشه های رفتاری برسیم. برای پاسخ گفتن به این سوال، باید به پاره ای از مفروضات بپردازیم. مفروض اول این است که ما یک جامعه ساده و "در اختیار" نداریم.
اگر جامعه ما ساده و در اختیار بود، می توانست به سرعت توسط گروه های سیاسی گوناگون، سیاسی یا غیر سیاسی شود.
من جامعه ایران را جامعه ای پیچیده و متکثر می دانم که به آسانی قابل دستیابی برای گروه های سیاسی نیست.
منظورتان از جامعه ساده چیست؟
جامعه ساده جامعه ای است که یک کانون وحاد و یک نیروی اجتماعی تعیین کننده دارد و آدم هایش هم شکل هستند. دوره چنین جامعه ای در ایران گذشته است. زمانی جامعه ایران به گونه ای بود که در آن هر چه حاکمان انجام می دادند، مردم هم آن کار را انجام می دادند. اما جامعه ایران خیلی وقت است که از این مرحله عبور کرده است.
جامعه ما الان پیچیده تر از آن چیزی شده است که تصورش را می کردیم و به همین دلیل رویدادهای آن با یک نگاه و دانش ابتدایی، قابل فهم و توضیح نیست.
ما در کدام مقطع زمانی جامعه ساده داشتیم؟
مثلاً در دوره قاجار. یعنی جامعه ای که در آن شاه حاکم بود و یک نظام ایلیاتی سلسله مراتبی داشت.
آخرین مقطعی که ما چنین جامعه ای داشتیم کی بود؟
تقریباً قبل از اواسط دوره قاجاریه. در دوره قاجار، از زمانی به بعد، به تدریج تحولات جامعه ایران ساحت ایلیاتی خودش را از دست داد و از سادگی رو به پیچیدگی رفت. یعنی نیروهای متعدد و متکثر اجتماعی در جامعه ظهور کردند و آدم ها دیگر هم شکل نبودند.
جامعه ایران الان متاثر از حوزه های متعدد فرهنگی است. به همین دلیل است که ما در ایران بحث های آذری ها، لرها، تهرانی ها، مشهدی ها، اصفهانی ها و شمالی ها را داریم.
بنابراین دریافت ما درباره مشارکت و فعل سیاسی، نمی تواند محدود شود به رابطه ساده دولت و ملت ؛ یعنی دولت با استفاده از رسانه های خودش، جامعه را به مشارکت حداکثری بکشاند. به نظر من، در انتخابات مجلس نهم، میزان مشارکت بیش از متوسط بود. میزان مشارکت خیلی بالا نبود ولی قابل اعتنا بود. یعنی سطح مشارکت پایین نبود.
منظورتان از مشارکت پایین، مشارکت زیر پنجاه درصد است؟
بله ، میزان مشارکت در انتخابات مجلس نهم زیر پنجاه درصد نبود. اساساً تا وقتی که جامعه ایران از مرکزیت سیاسی برخوردار است، همیشه باید منتظر مشارکت پنجاه درصد به بالا باشیم. اتفاقاً من قبل از انتخابات مجلس هم این پیش بینی را کردم. کف مشارکت ما در ایران، پنجاه درصد به بالا است.
چرا؟
علل گوناگونی دارد. ترکیب نیروهای اجتماعی و نیروهای سیاسی در این جا اهمیت ویژه ای دارند. جامعه ما به طور کلی، پانزده درصد چپگرا دارد و پانزده درصد راستگرا.
چپگرا به چه معنا؟
به این معنا که اهل تحریم اند، منتقدند و داعیه حذف نیروهای اجتماعی راستگرا را دارند.
پس منظور شما از چپ و راست، نیروهای اجتماعی اصلاح طلبان و محافظه کاران است.
بله. این رقم ها را بر اساس مطالعه خاصی بیان می کنم که قبلاً در این باره انجام داده ام. ما حدود سی درصد نیروی اجتماعی راستگرا و چپگرا داریم و حدود هفتاد درصد نیروی اجتماعی میانی که نه دست راستی هستند نه دست چپی. اما راستگریان یا محافظه کاران، قدرت بیشتری برای فعال سازی این هفتاد درصد نیروی میانی دارند.
محافظه کاران توانایی فعال کردن 30 تا 35 درصد از این هفتاد درصد را دارند. بنابراین با احتساب آن 15 درصد نیروی اجتماعی ویژه جناح راست، کف مشارکت سیاسی در جامعه ما، پنجاه درصد می شود. مابقی، نیروی اجتماعی چپ ها و آن جمعیت خاموش یا بی اعتنا است.
یعنی پانزده درصد چپ ها و آن 35 درصدی که جریان چپ توان بسیج بخشی از آن را دارد.
بله، جریان چپ می تواند بخشی از این 35 درصد را به عرصه انتخابات بکشاند. البته بخشی از آن ها نیز با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی، گاه رای می دهند و گاه از شرکت در انتخابات پرهیز می کنند. بنابراین میزان مشارکت سیاسی در ایران، همیشه بین کف پنجاه درصد و سقف هفتاد و پنج درصد است.
به نظر شما، رای دهندگان انتخابات مجلس نهم، با چه انگیزه هایی رای دادند؟
این پنجاه تا پنجاه و پنج درصد، با سه انگیزه متفاوت رای دادند. بخشی از آنها با دلایل کاملاً سیاسی و ایدئولوژیک رای دادند. بخش دیگر، کسانی بودند که رفتار سنتی شان شرکت در انتخابات است.
این ها جزو آن پانزده درصد جناح راست هستند؟
نه، این ها جزو آن سی و پنج درصدی هستند که جناح راست توانایی بیشتری برای بسیج کردن آنها دارد. آن پانزده درصد همان کسانی هستند که با انگیزه های ایدئولوژیک رای می دهند.
این سی و پنج درصدی که به شکل سنتی همیشه رای می دهند، چه ویژگی هایی دارند؟
این ها فهمی عامیانه از جامعه ایرانی دارند و در تمام انتخابات های جامعه ایران از قدیم الایام شرکت کرده اند.
شما فرمودید محافظه کاران و اصلاح طلبان، هر کدام پانزده درصد حامی مردمی ثابت قدم و همیشگی دارند. یعنی نیروهای اجتماعی قابل اتکای اصلاح طلبان و محافظه کاران را برابر می دانید؟
نه، نیروی اجتماعی محافظه کاران بیشتر است.
پس چرا خاتمی دو بار رئیس جمهور ایران شد؟
برای اینکه خاتمی تصویر ضد راست نداشت. خاتمی یک پدیده ملی بود و اتفاقاً بخشی از نیروهای اجتماعی جناح راست هم به او رای دادند.
انگیزه سوم رای دهندگان در انتخابات مجلس نهم را نفرمودید.
انگیزه سوم پیگیری منافع است. یعنی رای دهندگان در این انتخاب با سه منطق ایدئولوژیک، سنتی و منفعت جویانه رای دادند. به غیر از آن تقریباً پنجاه درصدی که همیشه در انتخابات رای می دهند، بخشی از کسانی که گاهی رای می دهند و گاهی رای نمی دهند، بر اساس منطق منفعت رفتار انتخاباتی خود را تنظیم می کنند.
آنها نگاه می کنند که قدرت در دست کیست. آنها به خودشان می گویند که ما می خواهیم زندگی کنیم و با کسی دعوای سیاسی هم نداریم. داعیه های تند و تیز سیاسی هم ندارم. چنین افرادی با منطقی کاملاً منفعت طلبانه رای می دهند. یعنی رایی می دهند که به نفعشان باشد.
این ها چند درصد جامعه را تشکیل می دهند؟
پانزده تا بیست درصد.
پس از نظر شما، پانزده درصد از مردم نیروهای ثابت جناح محافظه کارند. پانزده درصد نیروی ثابت اصلاح طلبان. سی و پنج درصد کسانی که به طور سنتی همیشه رای می دهند. بیست درصد کسانی که بر اساس منطق منفعت رای می دهند. پانزده درصد هم کسانی که هیچ وقت رای نمی دهند.
بله. درباره منطق منفعت هم بگویم که این اصلاً چیز بدی نیست.
کسانی که با انگیزه ممانعت از حمله نیروهای خارجی در انتخابات مجلس نهم رای دادند، جزو همین کسانی هستند که بر اساس منطق منفعت رای می دهند؟
بعضی از آن ها این طورند ولی بیشترشان ایدئولوژیک اند. یعنی رایشان رای ایدئولوژیک است.
به نظر شما، سیاست تحریم در انتخابات مجلس نهم شکست خورد؟
بله. البته این سیاست برای گروههای تحریم کننده، منافعی در بر دارد اما این سیاست در این انتخابات شکست خورد. برای اینکه شما یا باید بازی کنید یا نباید بازی کنید. شما نمی توانید بگویید وقتی بازی به نفع من است بازی می کنم ولی اگر رقیبم برنده شود، بازی را خراب می کنم. ما اصلاً اجازه خراب کردن بازی را نداریم. ما باید تیم مان را قوی کنیم.
این نقد شما متوجه اصلاح طلبان است؟
بله.
پس اپوزیسیون براندازی که یک خط در میان قائل به شرکت در بازی انتخابات نیست، مشمول این نقد شما نمی شود. چون او همیشه می گوید نباید بازی کرد!
بله، اما این اپوزیسیون نقش چندانی در تصمیم گیری سیاسی مردم جامعه ایران نداشته است. نقد اصلی من متوجه کسانی است که یک خط در میان بازی می کنند. رقیب اقتدارگرای آنها، اساساً قائل به بازی انتخابات نیست و اگر بتواند، بساط این بازی را جمع می کند. پس آنهایی که یک خط در میان بازی می کنند، باید دست از این رویه خود بردارند.
در جامعه ایران، هر گروهی که از دایره بازی خارج شود بی اثر می شود. وقایع سال های گذشته نیز این امر را به خوبی نشان داده است.
کسانی که با حسرت از دوران قبل از انقلاب یاد می کنند و می گویند در آن دوران ارزانی بود و همه چیز رو به راه بود، ممکن است به ندای تحریم اپوزیسیون سلطنت طلب لبیک بگویند؟
خیلی کم. اتفاقاً این نحوه بازی قدرت حاکم است که در خدمت برجسته کردن اپوزیسیون سلطنت طلب است. ما خودمان به گونه ای بازی می کنیم که آنها بزرگ شوند. و گر نه سلطنت طلبان و مجاهدین خلق در ایران امروز پدیده هایی مرده اند.
اصولگرایان برای اینکه اصلاح طلبان را شبیه مجاهدین و سلطنت طلبان معرفی کنند، ناخواسته در خدمت بزرگ کردن آن جریان های سیاسی مرده هستند. مجاهدین و سلطنت طلبان اگر نقش مهمی داشتند که در این سال بالاخره کاری انجام می دادند. این ها بیش از اینکه نقش تعیین کننده ای داشته باشند، یک خاطره سیاسی اند.
اما درباره اصلاح طلبان باید گفت که این جریان سیاسی باید تکلیفش را با شرکت در بازی انتخابات روشن کند. باید بازی کرد چرا که اگر بازی نکنی، حذف شده ای. تحریم انتخابات یعنی حذف از دایره بازی سیاست در ایران. وقتی بازی نکنی، حذف شده ای. تحریم به نظر من یعنی حذف شدن.

به نظر شما، میزان مشارکت در انتخابات چقدر باید باشد تا بتوان گفت که سیاست تحریم جواب داده است؟
سی درصد، بیست درصد. وقتی که میزان مشارکت به حول و حوش پنجاه درصد می رسد، تحریم انتخابات هیچ اثری ندارد.
ممکن است هواداران تحریم انتخابات روزی بتوانند مشارکت را به سی درصد برسانند؟
امکان ندارد! هیچ نیروی اجتماعی ای نمی تواند چنین کاری کند مگر اینکه خود سیستم دچار بحران های ساختاری بنیادین شود. هوادران تحریم در واقع خودشان را به تاریخ سیاست این کشور پیوند می زنند؛ یعنی از دایره واقعیت تاثیرگذار خارج می شوند. مثل جریان هوادار مصدق.
منظورتان جبهه ملی است؟
ملی گرایان و ملی مذهبی ها. اصلاح طلبان رادیکال هم می توانند به سرنوشت این ها دچار شوند. اما حذف شدن این جریان ها می تواند به فعال شدن منتقدانه جریان های تازه ای منجر شود که در درون سیستم قرار دارند و جزو همان سی درصدی هستند که همیشه به شکل سنتی در انتخابات شرکت می کنند. این ها می توانند در سیستم اختلال ایجاد کنند.
کدام طبقات و اقشار معمولاً در انتخابات شرکت می کنند. یعنی آن سی درصد سنتی و پانزده درصد ایدئولوژیک، کدام طبقات را در بر می گیرند؟
بخشی از طبقه متوسط و بخش عمده طبقات پایین جامعه. طبقه بالای جامعه کمترین مشارکت سیاسی را دارد و در شرایط خیلی حاد فعال می شود. طبقه بالای جامعه به دلایل متعددی همیشه در تحریم اند.
چرا؟
طبقه بالا در تعیین سیاست ها نقشی ندارند و به گروه مسلط سیاسی متصل نیست.
منظورتان از طبقه بالا سرمایه داران است؟
بله، این ها با نظام سیاسی خیلی جفت نیستند.
این ها همان پانزده درصدی را تشکیل می دهند که هیچ وقت در انتخابات شرکت نمی کنند؟
بخشی از آن پانزده درصد هستند.
سرمایه داران مذهبی هم جزو همین افراد هستند؟
این جا باید به یک نکته ظریف توجه کنیم. شما باید جریان سیاسی سرمایه دارن بازاریان مذهبی را از جریان غیرسیاسی آنها جدا کنید. اکثریت این سرمایه داران با نظام سیاسی پیوند چندانی ندارند و سایست های اقتصادی مدنظرشان با سیاست های اقتصادی نظام پیوند نمی خورد. بنابراین این ها کار خودشان را انجام می دهند و در پی منافع خودشان هستند.
در دوره هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد هم از تمامی منفذها در جهت منافع خودشان استفاده کردند. امروز می شوند یار غار چینی ها، فردا یار غار هندی ها می شوند و پس فردا هم رفیق گرمابه و گلستان آمریکایی ها می شوند.
نگاه این طبقه اساساً معطوف به شرایط داخلی ایران نیست. این ها بیشتر به شرایط خارج از ایران فکر می کنند. همین سرمایه داران هستند که دوبی و ترکیه را سامان داده اند و احتمالاً فردا تاجیکستان و افغانستان را سامان می دهند. یعنی پول ایران را به این کشورها می برند.
این ها یعنی چه کسانی؟ بازاریان؟ سرمایه داران صنعتی؟ سرمایه داران مالی؟
بازاریان و سرمایه داران صنعتی. سرمایه داری مالی در ایران خیلی تعیین کننده نیست زیرا رقیبش دولت است.
پس منظور شما از طبقات بالا، سرمایه داران است و در بین این سرمایه داران، سرمایه داران تجاری و صنعتی را در ایران موثر می دانید ولی سرمایه داران مالی را چندان مهم نمی دانید.
بله.
حالا بفرمایید که سرمایه داران تجاری مشخصاً چه کسانی هستند؟ بازاریان؟
بخشی از آنها بازاریان هستند اما بخش دیگری از آنها، نیروی جدیدی است که در مناسبات تجاری شکل گرفته است. حالا ممکن است این نیروی جدید برآمده از گروههای حاکم یا سایر گروهها باشد. این نیروی جدید عمدتاً شامل کسانی است که دفاتر تجاری شان در خارج از کشور است. مثلاً در آلمان و دبی.
ولی در ایران از پیوند روحانیت و بازار سخن می رود و گفته می شود که بازاریان حامی حکومت اند.
ما الان بازاری سنتی چندانی نداریم. یعنی بازار ایران الان اساساً در اختیار ثروتمندان سنتی و مذهبی نیست. این بخش از بازاریان به تدریج به حاشیه می روند. من در این زمینه پژوهش کرده ام. کسانی که الان بازار را در دست دارند، اساساً در این وادی نیستند که بخواهند همراه با روحانیت یک اقدام ملی بکنند. ما شاهد چنین اتفاقی در آینده ایران نخواهیم بود.
روحانیت در این سال ها بازتولید بازار سنتی نبوده است. روحانیت در درون حکومت و در پی سر و سامان دادن به حوزه سیاسی بوده است.
پس سرمایه داران عمدتاً در انتخابات شرکت نمی کنند.
بله.
کارگران چه نسبتی با سیاست تحریم دارند؟
کارگران در ایران به چند دلیل اهمیت سیاسی زیادی ندارند. یکی اینکه، کارگران اساساً نیروی متشکلی نیستند و صدای سیاسی واحدی ندارند. صدای آنها در صدای عام عدالت طلبی گم شده است.
مگر سرمایه داران صدای واحد سیاسی دارند؟
سرمایه داران اصلاً دنبال چنین چیزی نیستند.
کارگران مگر دنبال این صدای واحد هستند؟
نه! برای اینکه نمی توانند. سرمایه دار صاحب قدرت است اما کارگر قدرتی ندارد و فقط وقتی قدرت می یابد که متشکل شود. سرمایه دار خودش به تنهایی صاحب قدرت است و با جامعه جهانی ارتباط دارد. کارگران تا متشکل نشوند و اتحادیه سندیکای موثری پیدا نکنند قدرتی هم نصیبشان نخواهد شد.
اکثر کارگران ایرانی در انتخابات دوم خرداد رای دادند و در سال 84 هم احتمالاً اکثراً به احمدی نژاد رای دادند ...
بله، اما نه از موضع کارگر بودن. آنها به پیام عام عدالت رای دادند.
کارگر ایرانی بیشتر مستعد رای دادن است یا رای ندادن؟
رای ندادن. اگر ساحت کارگری را از ساحت دینداری و مقلد بودن کارگران جدا کنیم، می بینیم که کارگران از آن حیث که کارگرند، بیشتر مایل به عدم مشارکت سیاسی اند. زیرا کارگر در ایران نه یک پدیده سیاسی است نه یک پدیده اقتصادی.
اصلاً در ایران چیزی به نام کارخانه و کار و مناسبات کار و کارگری شکل نگرفته است که بخواهد پیامدی در حوزه سیاسی داشته باشد. ولی وقتی این کارگران از محل کارشان خارج می شوند، عضو بسیج محله و یا فلان هیات و یا فرزند فلان خانواده یا عضو فلان روستا یا فلان شهر هستند و اگر رای بدهند، از این موضع در انتخابات شرکت کرده اند.
چنین افرادی که هویتشان از مجاری گوناگونی تغذیه می شد، سرانجام به عنوان یک مومن سنتی رای می دهند یا به عنوان یک کارگر از رای دادن پرهیز می کنند؟
آنها از آن حیث که کارگرند هیچ دلیلی برای مشارکت ندارند ولی به عنوان یک آدم مذهبی سنتی ممکن است رای بدهند.
اگر بخواهیم مطالعه ای موردی درباره میزان مشارکت سیاسی کارگران مثلاً شرکت سایپا، ایران خودرو، ذوب آهن و عسلویه انجام دهیم، پیش بینی شما درباره نتیجه این تحقیق چیست؟
به نظر من حداکثر سی درصد این کارگران در انتخابات شرکت کرده اند. شناخت من از این نیروی اجتماعی چنین حکم می کند. کارگران نیروی منسجمی نیستند، هویت جمعی ندارند و هماهنگ عمل نمی کنند.
کارگران به چه دلیل صنفی باید به نمایندگان مجلس رای بدهند؟ مساله کدام یکی از کاندیداهای نمایندگی مجلس، مساله کارگران است که کارگران بخواهند به این کاندیداها رای بدهند؟ ممکن است کارگران در انتخابات ریاست جمهوری به دلیل پیام های عام فقرزادایی و عدالت طلبی در انتخابات شرکت کنند اما برای شرکت در انتخابات مجلس انگیزه چندانی ندارند.
در بین پانزده تا بیست درصدی که معمولاً رای نمی دهند، کدام طبقه اکثریت را در بر می گیرد؟
سرمایه داران. بعد کارگران و بعد از کاگران هم بخشی از طبقه متوسط.
درباره دهقانان و کشاورزان و به طور کلی روستاییان چه نظری دارید؟
این ها به نظر من بیشتر از کارگران و سرمایه داران در انتخابات شرکت می کنند زیرا به ساحت سنتی جامعه اتصال بیشتری دارند. دهقانان و روستاییان بخش عمده آن 35 درصدی هستند که به طور سنتی رای می دهند.
روستاییان در انتخابات مجلس نقش مهمتری دارند زیرا نمایندگان مجلس به مسائل آن ها توجه بیشتری دارند. مثلاً وعده داده می شود که فلان روستا بخش می شود. و یا مثلاً در کاشان، رقابت کاشان و آران بید گل نقش زیادی در انتخاب نماینده مجلس دارد. گاهی هم وعده های قومی و زبانی موجب مشارکت سیاسی روستاییان می شود.
پس به نظر شما، روستاییان اکثراً رای می دهند.
بله.
پیام تحریم اپوزیسیون خارج نشین به گوش روستایین نمی رسد؟نه، اصلاً! اپوزیسیون خارج نشین و اصلاح طلبان اصلاً این نیروی اجتماعی را نمی بینند و روستاییان را یک نیروی تابع می دانند و پیامشان هم به آنها نمی رسد.
روستاییان بیشتر تابع روحانیت اند؟
آنها سنتی اند و از روحانیان حرف شنوی دارند. اما علاه بر این، انگیزه های محلی و قومی نیز موجب مشارکت سیاسی روستاییان می شود. روحانیت در بسیج سیاسی روستاییان نقش تعیین کننده و مهمی دارد. روحانیت از طریق مساجد و هیات و تکایا و مداحان، این نیروی اجتماعی را بسیج می کند.
لمپن ها و حاشیه نشیان شهری چه نسبتی با انتخابات دارند؟
لمپن ها و حاشیه نشینان شهری نیروی اجتماعی بسیار مهمی در ایران امروز هستند. البته حاشیه نشینان را باید از لمپن ها جدا کرد چون حاشیه نشینی در ایران سرنوشت متفاوتی نسبت به لمپنیسم پیدا کرده است. در ابیات سیاسی و اجتماعی، حاشیه نشینان را همسان لمپن ها گرفته اند. در جامعه ایران نوعی دگردیسی رخ داده است و آن اینکه حاشیه نشینان بخشی از شهرنشینان شده اند. یعنی ما حاشیه نشین در برابر شهرنشین نداریم.
الان شهر تهران به دلایل متعدد به حاشیه خودش دست اندازی کرده و حاشیه تهران به بخشی از شهر تهران بدل شده و در درون آن قرار گرفته است. راهها و مترو یکی از علل مهم این پدیده اند. مترو تهران نقاط اساسی شهر را به هم پیوند نزده است بلکه حاشیه شهر را تقریباً به کانون بدل کرده است. مترو سرمایه دورترین نقاط حاشیه شهر را به مرکز شهر کشانده است.
حاشیه نشینی در ایران امروز، بویژه در شهرهای بزرگ، خیلی در تقابل با مرکزنشینی نیست. اما درباره لمپن ها، باید بگویم که لمپن ها نیروی اجتماعی خیلی مهمی در ایران امروز هستند. مساله لمپن ها مشارکت سیاسی نیست.
من شخصاً فکر می کنم ،اگر دموکراسی و عقلانیت نتوانند ساخت سیاسی و اجتماعی را اصلاح کنند، لمپن ها به دلیل فشاری که بر ساخت سیاسی اجتماعی وارد می کنند در آینده می توانند منشا تحولات بزرگ در ایران شوند.
اجازه بدهید وارد این بحث نشویم چون از موضوع اصلی دور می شویم. لمپن ها بیشتر شهرنشین اند؟
بله، اما لمپن های روستایی هم داریم. یعنی لمپنیسم یک پدیده عام در ایران است.
لمپن ها، اعم از شهرنشین و روستانشین، به چه دلیل اهل رای دادن نیستند؟
برای اینکه مسائل آنها اصلاً سیاسی نیست. آنها دغدغه نظم و سامان دهی حیات اجتماعی را ندارند. دموکراسی و مشارکت در پی ارتقابخشی حیات اجتماعی و نظم است. لمپن ها کاری به این چیزها ندارند.
در بین آن پانزده تا بیست درصدی که معمولا رای نمی دهند، لمپن ها چه حجمی را اشغال می کنند؟
لمپن ها بخش بسیار زیادی از آن بیست درصد را تشکیل می دهند.
از کارگران بیشترند؟
بله. بخشی از آن کارگران نهایتاً به دلایل سنتی رای می دهند اما لمپن ها نه.
تعداد کارگران بیشتر است یا لمپن ها؟
لمپن ها. لمپن ها کسانی هستند که هویت کاری ندارند و مرکز تولید نابسامانی های اجتماعی اند. این ها تعدادشان خیلی بیشتر از نیروی کارگری است که بالاخره به نوعی از سوی کارخانه هدایت می شود.
اپوزیسیون هوادار تحریم انتخابات نمی تواند رای ندادن لمپن ها را به حساب خودش بگذارد؟
نه، اصلا! لمپن ها در حال تغییر محتوایی جامعه ایرانی اند بدون آنکه داعیه سیاسی و ایدئولوژیک داشته باشند. لمپن ها سازمان یافته و تشکیلاتی نیستند و به حرف کسی هم گوش نمی کنند!
نظامیان چه نسبتی با انتخابات دارند؟
نظامیان از تحریم دورند و در انتخابات شرکت می کنند.
شرکت در انتخابات چه منافع ملموسی برای نظامیان دارد؟
نظامیان آموخته اند که اطاعت کنند. ضمناً آنها کنترل می شوند و تحت نظارت اند. البته حکومت حق دارد که آنها را کنترل کند چرا که آنها اسلحه در دستشان است. نظامیان عموماً غیرسیاسی اند اما این حرف به این معنا نیست که آنها رای نمی دهند. اکثریت نظامیان رای می دهند و حمعیت قابل اعتنایی هستند.
نظامیان جزو آن پانزده درصدی هستند که رای ایدئولوژیک می دهند یا ان سی درصدی که به شکل سنتی رای می دهند؟
نظامیان بخش مهمی از آن سی درصد هستند. در هر انتخاباتی، شما باید نظامیان را جزو کسانی قلمداد کنید که به تحریم انتخابات نه می گویند.
روحانیان چه نسبتی با انتخابات دارند؟
روحانیت نیروی فعال بخش سنتی است.
فکر می کنید چند درصد روحانیان در انتخابات شرکت نمی کنند؟
خیلی کم. کسانی که خیلی رادیکال هستند و یا اصلاً مساله شان نظام سیاسی نیست، رای نمی دهند اما اکثریت آنها در انتخابات شرکت می کنند. به علاوه روحانیت در انتخابات نیروی بسیج کننده است. یعنی از روحانیان خواسته می شد که به نقاط گوناگون کشور بروند و مردم را برای رای دادن بسیج کنند.
بنابراین خود روحانیان دیگر نمی توانند رای ندهند. آنها از این حیث مثل نظامیان هستند. در مسجد روحانیان، صندوق رای وجود دارد و مخاطبان آنها وقتی که برای رای دادن به مسجد می آیند، در واقع روحانیان را نیز کنترل می کنند.
پس از نظر شما، روستاییان و نظامیان و روحانیان به شکل حداکثری در انتخابات شرکت می کنند. سرمایه داران و کارگران و لمپن ها مشارکت سیاسی حداقلی دارند. روشنفکران چطور؟ اکثرا رای می دهند یا نه؟
روشنفکران و هنرمندان اکثراً رای نمی دهند. البته تعداد این ها زیاد نیست اما چون آدم های مشهر و برجسته ای هستند، رای ندادنشان باعث می شد که صدای تحریم بلند باشد؛ هر چند که اثر تحریم به اندازه صدایش نیست. اثر تحریم محدود است.
طبقه متوسط جدید چه نسبتی با انتخابات دارد؟
این طبقه فاقد انسجام و تشکیلات و رهبری است. اختلافات داخلی این طبقه خیلی زیاد است. مثلاً دیدیم که رای دادن آقای خاتمی چطور به دعوای درونی در این طبقه منجر شد. ضمناً اعضای طبقه متوسط جدید به این سادگی ها به شرکت در انتخابات مجاب نمی شوند. انتظارات آنها از نظام سیاسی حداکثری است.

این ها همان کسانی هستند که خاتمی را دو بار به قدرت رساندند.
بله، اما همین ها هم خاتمی را به زمین زدند!
چرا می گویید خاتمی را زمین زدند؟
چون به دلیل مطالبات حداکثری شان در انتخابات سال 84 شرکت نکردند و از دل دولت خاتمی احمدی نژاد بیرون آمد.
پس به نظر شما، پانزده درصد از جامعه ایران از موضع راست ایدئولوژیک رای می دهند. 35 درصد به شکل سنتی رای می دهند. پانزده درصد از موضع چپ دموکراسی خواه رای می دهند. تقریباً بیست درصد هم که رای نمی دهند. این شد 85 درصد واجدین حق رای. پانزده درصد باقی مانده چه کسانی هستند؟
بقیه کسانی هستند که بین طبقه پایین و طبقه متوسط قرار می گیرند. مثلاً کسبه شهر تهران. این ها خرده بورژواها هستند که نه لمپن اند، نه کارگر، نه عضو طبقه متوسط جدید و نه سرمایه دار و روشنفکر و روحانی.
در شهر تهران، اگر غلو نکنم، یک میلیون مغازه وجود دارد. اکثریت این مغازه داران و کسبه، جزو این بخش از جامعه ایران هستند. این ها گاهی در انتخابات شرکت می کنند و گاهی نه. اما از نظام سیاسی منتفع می شوند و در مجموع، در کنار بخشی از طبقه متوسط، آن پانزده درصد باقی مانده را چنین اقشاری تشکیل می دهند.
مشارکت و عدم مشارکت این پانزده درصد برای نظام سیاسی و هوادارن تحریم اهمیت دارد.
بله، اما این ها به هیچ یک از دو طرف ماجرا، دلبستگی ایدئولوژیک ندارند. اقشار تشکیل دهنده این پانزده درصد وقتی که به بی عدالتی یا مساله دیگری حساس شده باشند، رای می دهند و گر نه در شرایط عادی رای نمی دهند.
این افراد – که طبقه متوسط سنتی و خرده بورژوازی را تشکیل می دهند - در انتخابات مجلس معمولاً رای نمی دهند اما بخشی از آنها در انتخابات ریاست جمهوری به پای صندق های رای می آیند.
طبقه متوسط سنتی و خرده بورژوازی را یکی می دانید؟
تقریبا بله، اما به طور قطع نمی توان آنها را یکی دانست. بقال محله و راننده تاکسی و ... را مسامحتاً می توان بخشی از خرده بورژواها دانست. البته این تعبیر، تعبیر دقیقی در وصف این اقشار نیست.
در بین نیروهای اجتماعی "پایه"، مردان بیشتر مستعد پذیرش فراخان تحریم هستند یا زنان؟
به نظر می رسد که الان زن ها بیشتر به ندای تحریم گوش می دهند.
چرا؟
چون تغییرخواهی و تحول طلبی زنان ایرانی بیشتر از مردان ایرانی است. مردان به نوعی نسبت به امر سیاسی بی اعتنا شده اند اما زنان بیشتر از مردان ممکن است به تحریم روی بیاورند. اگر زنان جامعه ایران مجاب می شدند، شاید درصد رای دهندگان در انتخابات مجلس نهم کمتر می شد. اما بحث های هوادارن سیاست تحریم، بحث های عام مردانه است و مسائل زنان را کمتر در بر می گیرد. شعارهای بزرگی نظیر مبارزه با استبداد، که خیلی مردانه جلوه می کند، برای زنان جاذبه چندانی ندارد.
شما خودتان رای دادید؟
بله
می توانم بپرسم با چه انگیزه ای؟
با انگیزه ادامه حیات جامعه اسلامی و تحقق دموکراسی در ایران. من همیشه رای می دهم اما هیچ وقت نتوانسته ام به سی کاندیدا رای بدهم. در انتخابات مجلس نهم مساله من این بود که به کی رای بدهم؟
اما من معتقد به تحریم نیستم. من به مشارکت و ادامه بازی انتخابات در جامعه ایران اعتقاد دارم. این بازی باید پا بر جا بماند تا ما بتوانیم حرفمان را بزنیم. البته ممکن است حرف ما شنیده نشود ... .
احساس نمی کنید که شما در این بازی همیشه باخته اید؟
نه، اصلا. چون من انتظار حداکثری از نظام سیاسی ندارم. من انتظار ندارم که با یک انتخابات به دموکراسی برسیم. من معتقدم این بازی باید صد سال ادامه یابد تا سرانجام تحولاتی در عرصه حقوقی کشور ایجاد شود. نیروهای سیاسی موجد تحول اجتماعی نیستند. آنها فقط تنور بازی را گرم نگه می دارند اما کسانی که در حوزه های اجتماعی و فرهنگی و حقوقی کار می کنند، بازیگران اصلی اند.
دستکاری نظام حقوقی انتخابات امری است که باید محقق شود و این چیزی است که در حال وقوع است. ممکن است عمر من به تحقق یک دموکراسی مطلوب در ایران قد ندهد، ولی من با رای دادنم به روند تحقق این امر کمک می کنم.
پس شما مشارکت سیاسی نامشروط را به نفع دموکراسی در ایران می دانید.
بله.
یعنی با شرط گذاشتن مخالف بودید؟
خاتمی به عنوان یک کنشگر سیاسی حق دارد که شرایط مد نظرش را بگوید. آن شرط ها، شرط هایی برای کاندیدا شدن اصلاح طلبان بود و منافاتی با رای دادن آنها به عنوان شهروند نداشت.
درباره رای دادن خاتمی چه نظری دارید؟
به نظر من به عنوان یک شهروند کار کاملاً خوبی انجام داد.
شخصیت سیاسی ای که طبقه حامی اش میل چندانی به مشارکت سیاسی ندارد حرفهای خودش هم در جهت ترغیب آن طبقه به رای دادن نبوده است، رای دادنش عاقلانه است؟
اتفاقی که این جا می تواند رخ دهد، جابجا شدن خاتمی در جامعه ایران است. یعنی خاتمی دیگر نماینده بخش رادیکال طبقه متوسط جدید نیست و احتمالاً در حال حرکت به سمت طبقه متوسط سنتی است. شاید هم می کوشد که نقش میاندار را بازی کند.
طبقه متوسط سنتی خاتمی را می پذیرد؟
باید دید! ولی یکی دو بار او را پذیرفته است. من خیلی ها را می بینم که هنوز هم خاتمی را قبول دارند.
به نظر شما، سیاست تحریم در این انتخابات شکست خورد؟
بله، کاملاً. تحریمی ها به یک پدیده تاریخی بدل شدند.
یعنی حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مثل نهضت آزادی دیگر نمی توانند وارد ساختار قدرت شوند و به تاریخ سیاست در ایران پیوستند؟
بله. مگر اینکه گونه جدیدی از آنها شکل بگیرد که بتواند به ساختار قدرت برگردد. اما این حکم شامل حال خاتمی نمی شود. برعکس، به نظر من نقش خاتمی مهم تر هم شده است زیرا نقش میاندارانه او، به تداوم عمر سیاسی اش کمک می کند.
خاتمی می دانست اگر رای بدهد همه او را هو می کنند اما او سیاست ورزید و شجاعت به خرج داد. وقتی روش الف جواب نمی دهد، سیاستمدار باید روش اش را عوض کند و خاتمی شجاعانه چنین کاری کرد.
به گزارش ایلنا، آيتالله هاشمي رفسنجاني با گراميداشت روز معلم و سالگرد شهادت استاد مطهري، دو قشر كارگر و معلم را وسيعترين اقشار جامعه خواند و تصريح كرد: اين دو قشر از اقشار زحمتكش، كمتوقع و حامي نظام بوده و هستند و اگر بتوانيم آنان را راضي نگه داريم، بخش بزرگي از جامعه را با نظام همراه كردهايم.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام جلب رضايت معلمان و كارگران را سخت ندانست و گفت: معلم و كارگر عليرغم اينكه درتاريخ معاصر كشور تأثير بيبديلي بر تحولات كشور داشتهاند، اما هيچگاه زيادهخواه نبوده و روحيه استكباري نداشتهاند.
آيتالله هاشمي رفسنجاني عمق نجابت كارگران را تحمل مشكلات در عين محق بودن خواند و با بيان معضلات اصناف گوناگون كشور، به نامگذاري امسال توسط مقام معظم رهبري اشاره كرد و گفت: اگر آنچه ايشان به درستي و كارشناسانه به عنوان حمايت از توليد، كار و سرمايه ايراني اعلام كردند، توسط قواي سهگانه به صورت جدّي دنبال شود بخش اعظم مشكلات كشور برطرف خواهد شد.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، مهمترين داروي آلام امروز كشورمان را توليد خواند و با اشاره به دو محور اساسي «كار و سرمايه ايراني» تأكيد كرد: آنچه پس از جنگ اتفاق افتاد، محور قرار گرفتن توليد با آمادهسازي زيربناها و جلب سرمايههاي داخلي و خارجي به همراه گسترش روابط با ساير كشورها بود كه از نتايج آن نيز افزايش چشمگير توليد، رونق اقتصاد و رسيدن به خوداتكايي در بسياري از بخشهاي كشاورزي و صنعتي بود.
آيتالله هاشمي رفسنجاني پيادهسازي محورهاي سهگانه شعار امسال را سخت ندانست و با اشاره به وجود تجربههاي مفيد سه دهه گذشته و داشتن مديران، متخصصان و نيروي انساني مستعد گفت: اصلاح روابط با ساير كشورها باعث جلب سرمايههاي سرمايهگذاران خارجي و نيز ايرانيان خارج از كشور خواهد شد و اين خود توليد داخلي را بيش از پيش رونق خواهد بخشيد.
رئيس مجمع تشخيص مصحلت نظام، دستگاه اجرايي را خط مقدم تحقق و عملي ساختن شعار امسال خواند و با تأكيد بر لزوم همكاري همه قوا در شروع هر چه سريعتر مقدمات اصلاح اقتصاد و رونق توليد گفت: دادن مقرري به افراد و خانوادهها راهگشاي معضلات اقتصاد و توليد كشور نيست و حتي خود بعد از مدتي به معضل بزرگ اقتصاد كه گسترش بيكاري و بيعاري خواهد بود، مبدل خواهد شد.
در ابتداي اين ديدار آقايان محجوب و صادقي از مسئولان خانه كارگر، با تشريح وضعيت واحدهاي توليدي و نيروي كار كشور، وضع نامساعد معيشت كارگران و تورم را مهمترين مشكل اين قشر دانستند و با بيان تأثيرات اجراي نادرست هدفمندي يارانهها و اصلاح قيمت حاملهاي انرژي، اخراج كارگران و ركود و تعطيلي بسياري از واحدهاي توليدي را از نتايج مستقيم اين عملكرد عنوان كرده و گفتند: اكنون بسياري از واحدهاي توليدي و بهتبع آن كارگران در اثر افزايش قيمت حاملهاي انرژي و قيمت بالاي محصولات توليدي دچار بيكاري و تعويق حقوق خود شدهاند.
وضع نابسامان و مديريت ناپايدار صندوق تأمين اجتماعي و نيز تغيير يكطرفه و بدون مشورت قانون كار دو معضل ديگري بود كه در اين ديدار توسط آقايان محجوب و صادقي به آنها پرداخته شد.
خبرآنلاین: رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: کسی که مردمفریبی، دروغ و ریاکاری را برای پیشبرد اهداف خود پیشه میسازد، خود و جامعه را از درون پوسانده و متلاشی میکند.
آيتالله هاشمي رفسنجاني در سالگرد شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري، روز معلم و هفته كارگر در ديدار با جمعي از اعضاي جبهه مردمي اصلاحات، با گراميداشت ياد و خاطره اين شهيد بزرگوار، حفظ ياد و آثار اين فيلسوف بزرگ و خانواده ايشان را لازم و ضروري خواند و تصريح كرد: بايد نسبت به تفكرات و يادگارهاي شهدايي چون استاد مطهري بهگونهاي عمل كنيم كه چراغ راه و الگوي هميشگي ما قرار بگيرد.
وي با بيان اينكه در تمام مقاطع عمر و زندگي مبارزاتي و مسئوليتهاي حكومتي خود هدف و آرزويي جز اعتلا و افتخار، اسلام، اهل بيت(ع) و ايران عزيز نداشتهام، به سند چشمانداز 20 ساله كشور اشاره كرد و گفت: كشور ما به لحاظ سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي از استعداد و اهميت بالايي در دنيا برخوردار است بهگونهاي كه كلكسيوني از امكانات و منابع طبيعي، انساني و جغرافيايي اين امكان را فراهم كرده تا در رتبه اول در ميان 30 كشور منطقه خود برخوردار باشيم، گرچه متأسفانه هنوز نتوانستهايم به اين نقطه برسيم.
گزيده سخنان وي از اين قرار است:
· هدف و مقصد سند چشمانداز و سياستهاي كلي كشور الهامبخشي و الگو قرار گرفتن كشور ايران در منطقه و دنيا است. در دوران مبارزات، تأسيس و تثبيت نظام جمهوري اسلامي، دفاع مقدس و پس از آن تا حدود زيادي توانستيم به اين هدف برسيم. در زمان برگزاري اجلاس سران سازمان كنفرانس اسلامي به رياست جمهوري اسلامي ايران، ميهمانان حاضر در كنفرانس از ديدن پيشرفتهاي كشورمان متعجب و خواستار دريافت تجارب ايران براي سازندگي كشورهاي خود شده بودند.
· {با اشاره به بداخلاقيها، تهمتها، مفاسد گوناگون و نيز فقر و اعتياد و معضلات اجتماعي ديگر} بنابر اعتقادات ديني و اسلامي ميبايست راستگوترين مردم جهان باشيم. كسي كه مردمفريبي، دروغ و رياكاري را براي پيشبرد اهداف خود پيشه ميسازد، خود و جامعه را از درون پوسانده و متلاشي ميكند، زيرا زماني كه به جاي خدا و انسانيت، شرك و پليدي در دل جاي گرفت، نميتوان ادعاي اهداف الهي و انساني را يدك كشيد.
· در دوراني نه چندان دور با پيشه ساختن اخلاق، اعتدال و استقامت در هدف، كارهاي بزرگي چون انقلاب، دفاع مقدس، استقلال و سازندگي كشور را به مراحل خوبي رسانديم. راه برونرفت از معضلات و مشكلات كنوني نيز بازگشت به اخلاق و اعتدال است.
· دستيابي به استقلال و خوداتكايي در بسياري از محصولات از دستاوردهاي مهم انقلاب است. از تخصيص 24 ميليارد دلار براي واردات كالاهاي اساسي در سال توليد ملي، متاسفم. اين بدين معنا نيست كه از نيازهاي ضروري مردم غفلت كنيم، اما سخن اين است كه چرا زماني كه ميتوانيم با حمايت از توليدات داخلي چنين نيازهايي را در داخل تأمين كنيم به واردات رو بياوريم.
· امروز به لحاظ خدمات و توليدات صنعتي و زيربنايي به خوبي ميتوانيم در دنيا رقابت كنيم. از لحاظ بينالمللي بايد در وضعيتي قرار بگيريم كه متخصصان، سرمايهگذاران و توليدگران ما بتوانند خدمات و توليدات خود را به راحتي به دنيا عرضه كنند.
· قرآن، اسلام و ائمه معصوم حركت بر مبناي اعتدال است. پس از انقلاب از افراط و تفريط بسيار ضربه خوردهايم. بسياري از كساني كه افراطگونه فكر و عمل مي كنند، ممكن است نياتي خوب در رسيدن زود و سريع به اهداف داشته باشند، اما بايد توجه داشته باشند كه راه درست حركت معتدلانه و پيوسته و بدون عجله به سمت اعتلاي كشور و وحدت اقشار گوناگون مردم است.
· {با تأكيد بر ضرورت ايجاد وحدت و همدلي، حضور پرشور مردم در دور دوم انتخابات مجلس} بايد در عرصه سياسي كشور فضايي ايجاد كنيم كه مردم انتخابات، كشور و آيندهاش را از آن خود بدانند، چرا كه مردم علاوه بر حضور، اثر و ثمر نيز از انتخابات ميخواهند.


یک کشور باید تصمیم بگیرد اصل درآمدش را از کدام زمینهها میخواهد تاًمین کند و این زمینهها نمی تواند خیلی زیاد باشد.